قوانین جهانی موفقیت

قانون انگیزه:

هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی، خواسته های شما سرچشمه می گیرد.

پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه ها را مشخص كرد تا با یك برنامه ریزی اصولی به هدف رسید.

 

قانون انتظار:

اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در جهان پیرامونتان داشته باشید آن چیز به وقوع می پیوندد .

شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می كنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیانتان تأثیر می گذارد.

 

 قانون تمركز:

هر چیزی را كه روی آن تمركز كرده و به آن فكر كنید در زندگی واقعی، شكل گرفته و گسترش پیدا می كند.

بنابراین باید فكر خود را بر چیزهایی متمركز كنید كه واقعاً طالب آن هستید.

 

قانون عادت:

حداقل 95 درصد از كارهایی كه انجام می دهیم از روی عادت است. پس می توانیم عادت هایی را كه موفقیت مان را تضمین می كنند در خود پرورش دهیم؛

و تا هنگامی كه رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیك و غیر ارادی انجام نشود، تمرین و تكرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهیم.

 

 قانون انتخاب:

زندگی ما نتیجه انتخاب های ما تا این لحظه است.

چون همیشه در انتخاب افكار خود آزاد هستیم، كنترل كامل زندگی و تمامی آن چه برایمان اتفاق می افتد در دست خودمان است.

 

قانون تفکر مثبت:

برای رسیدن به موفقیت و شادی، تفكر مثبت امری ضروری است.

شیوه تفكر شما نشان دهنده ی ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.

 

 قانون تغییر:

تغییر ، غیر قابل اجتناب است و ما باید استاد تغییر باشیم نه قربانی آن.

 

قانون كنترل:

سلامتی ، شادی و عملكرد درست از طریق كنترل كامل افكار، اعمال و شرایط پیرامونمان به وجود می آید.

 

 قانون مسؤولیت:

هر چه و هر كجا كه هستید به خاطر آن است كه خودتان این طور خواسته اید.

مسوولیت كامل آن چه كه هستید ، آن چه كه به دست آورده اید و آن چه كه خواهید شد بر عهده خود شماست.

 

قانون پاداش:

عالم در نظم كامل به سر می برد و ما پاداش كامل اعمالمان را می گیریم.

همیشه از همان دست كه می دهیم از همان دست می گیریم.

اگر از عالم بیشتر دریافت می كنید به این دلیل است كه بیشتر می بخشید.

 

 قانون خدمت :

پاداش هایی را كه در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد.

هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران كار كنید و توانایی های خود را افزایش دهید، در عرصه های مختلف زندگی خود بیشتر پیشرفت می كنید.

 

قانون علت و معلول:

هر چه به دلیلی رخ می دهد.

برای هر علتی معلولی است و برای هر معلولی علت یا علت های به خصوصی وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید.

چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر كاری را كه بخواهید می توانید انجام دهید

به شرط آن كه تصمیم بگیرید كه دقیقاً چه می خواهید و سپس عمل كنید.

 

 قانون ذهن:

شما تبدیل به همان چیزی می شوید كه درباره آن بیشتر فكر می كنید.

پس همیشه درباره چیزهایی فكر كنید كه واقعاً طالب آن هستید.

 

قانون عینیت یافتن ذهنیات:

دنیای پیرامون شما تجلی فیزیكی دنیای درون شماست.

كار اصلی شما در زندگی این است كه زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق كنید.

زندگی ایده آل خود را با تمام جزییات آن مجسم كنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی كه در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا كند حفظ كنید.

 

 قانون رابطه مستقیم:

زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست.

بین طرز تفكر و احساسات درونی شما ، و عملكرد و تجارب بیرونی تان رابطه مستقیم وجود دارد.

روابط اجتماعی ، وضعیت جسمانی شرایط مالی و موفیت های شما بازتاب دنیای درونی شماست.

 

قانون باور:

هر چیزی را كه عمیقاً باور داشته باشید به واقعیت تبدیل می شود.

شما آن چه را كه می بینید باور نمی كنید بلكه آن چیزی را می بینید كه قبلاً به عنوان باور انتخاب كرده اید.

پس باید باورهای محدود كننده ای را كه مانع موفقیت شما هستند شناسایی كنید و آن ها را از بین ببرید.

 

 قانون ارزش ها:

نحوه عملكرد شما همیشه با زیر بنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است.

آن چه كه ارزش هایی را كه واقعاً به آن اعتقاد دارید بیان می كند ، ادعاهای شما نیست ،

بلكه گفته ها، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.

 

قانون تأثیر تلاش:

همه امید ها، رویاها، هدف ها و آرمان های ما در گرو سخت كوشی است.

هر چه بیشتر تلاش كنیم، موفقیت بیشتری كسب خواهیم كرد.

 

 قانون آمادگی :

در هر حوزه ای موفق ترین افراد ، آن هایی هستند كه وقت بیشتری را صرف كسب آمادگی برای انجام كارها می كنند.

عملكرد خوب نتیجه آمادگی كامل است.

 

 

قانون حد توانایی :

شاید برای انجام همه كارها وقت كافی وجود نداشته باشد ولی همیشه برای انجام مهم ترین كارها وقت كافی هست.

هر چه بیشتر كار كنیم كارایی بیشتری پیدا می كنیم.

اما باید اموری را بر عهده بگیریم كه در حد توانمان باشد.

 

 قانون تصمیم:

مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است.

در زندگی هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می شود كه در موردی تصمیم روشنی گرفته باشیم.

 

قانون خلاقیت:

ذهن ما می تواند به هر چیزی كه باور داشته باشد دست یابد .

هر نوع پیشرفتی در زندگی با یك ایده آغاز می شود و چون توانایی ما در خلق ایده های جدید نامحدود است آینده نیز محدودیتی نخواهد داشت.

 

 قانون استقامت:

معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختی ها، شكست ها و ناامیدی هاست .

استقامت ویژگی اساسی موفقیت است .

اگر به اندازه كافی استقامت كنیم، طبیعتاً سرانجام موفق خواهیم شد.

 

قانون صداقت:

خوشبختی زمانی به سراغ ما می آید كه تصمیم بگیریم هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی كنیم.

همواره باید با آن بهترین بهترین ها كه در درونمان وجود دارد صادق باشیم.

 

 قانون انعطاف پذیری:

در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دست یابی به آن ها انعطاف پذیر باشید.

درعصر تحولات سریع و رقابت شدید، انعطاف پذیری از ضروریات است.

 

قانون خوشبختی:

كیفیت زندگی ما را احساسمان در هر لحظه تعیین می كند و احساس ما را تفسیر خودمان از وقایع پیرامونمان مشخص می سازد، نه خود وقایع.

هرگز برای این كه تجربه خوشی از دوران كودكی داشته باشید دیر نیست.

كافی است گذشته را مرور كنید و روشی را كه برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید.

 

 قانون تعجیل :

ما همواره دوست داریم كه هر چه زودتر به آرزوهایمان برسیم،

به همین دلیل است كه در تمام عرصه های زندگی بی قراریم.

 

قانون فرصت:

بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های زندگی مان به وجود می آید.

پس بزرگترین فرصت ها به احتمال زیاد همیشه در دسترس ماست.

 

 قانون خود شكوفائی:

شما می توانید هر چه را كه برای رسیدن به اهداف تعیین شده خود به آن نیاز دارید بیاموزید.

آن هایی كه می آموزند توانا هستند.

 

قانون بخشندگی :

هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش به دیگران خدمت كنید خیر و نیكی بیشتری به شما می رسد، آن هم از جاهایی كه اصلاً انتظار ندارید.

شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت خواهید شد كه احساس كنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید.

                      

                                برگرفته از کتاب " قوانین جهانی موفقیت " اثر : برایان تریسی

دانه های سرخ انار

ما یک باغچه ی کوچک داریم که توی ان یک درخت انار است. هر روز نگاهش می کنم و به او فکر می کنم. به ریشه هایش فکر می کنم که تا کجاها رفته و چه کار می کند. فکر می کنم آیا درخت برای بزرگ شدنش درد می کشد؟

هر وقت برگهایش می ریزد،توی دلم می گویم: « دیگر تمام شد، مرد» اما هر سال خدایا تو دوباره برگ های تازه به درخت انارمان می دهی و جوانه توی دست هایش می گذاری.

شب می خوابم و صبح می بینم گل داده است. گل های قرمز قرمز. ذوق می کنم و می گویم : «خدایا تو معرکه ای!»

گلهای قرمز که انار می شود، من همینطور می مانم که آخر چطوری؟خدایا ! تو آخر چطوری از هیچ چیز همه چیز درست می کنی.

کنار باغچه می نشینم ، یک مشت خاک برمی دارم و می گویم:« آخر قرمزی انار از کجای این خاک در می آید؟ شیرینی و قیافه ی قشنگش از کجا؟ یک خاک و این همه رنگ ، این همه بو ، این همه طعم!»

 

            خدایا به یادت می افتم ، حتی با دیدن دانه های سرخ انار.

 

 

برگرفته از نامه های خط خطی

                                                                                              عرفان نظر آهاری

من یک چها ر دیواری دارم

دنیایی که در آن کوه هست، رود هست ، مور هست ...

و کوه به من آموخت

که در سرما و گرما،در برف و بوران،زیر آفتاب سوزان یا باران

باید ایستاد ، مقاوم!

و رود به من آموخت

که باوجود سنگ و صخره ، سد و نرده ، خار و غلف هرزه

باید جاری بود ، مداوم!

و مور به من آموخت

که با جثه هر چند کوچک ، با کمک یا بی کمک ، حتی نم نمک

باید اندیشه فردا کرد ، مصممم!

...

و من این دنیا را به چهار دیواری خود آوردم :

مصمم ، مداوم و مقاوم!

من یک چها ر دیواری دارم

ناهید مومن خانی

اینو شنیدی ؟

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق ميگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از ديگران باشد و اين مشگل است زيرا او ديگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور ميکند.

هر صبح فکر کن تازه به دنيا آمدي مهربان باش و دوست بدار شايد که فردايي نباشد.


ناپلئون ميگه حرفي رو بزن كه بتوني بنويسي...  چيزي رو بنويس كه بتوني پاشو امضاء كني...  چيزي رو امضاء كن كه بتوني پاش بايستي!

زيباترين عکسها در اتاقهاي تاريک ظاهر ميشن ! پس هر وقت تو قسمت تاريک زندگيت واقع شدي .. بدون که خدا مي خواد ازت يک تصوير زيبا بسازه

 

 

حکایت........ آتش امید

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد.سرانجام خسته و ازپا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای  بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود ، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده  و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.

مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید : شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟ آنها جواب دادن، ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم!

وقتی که اوضاع خراب می شود ، نا امید شدن آسان است ولی ما نباید دلمان را ببازیم ، چون حتی در میان درد و رنج، دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش دفعه دیگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند.

 به نقل از :

کتاب آتش امید ، نوشته پریسا بهرامی

                                                                             

زندگی برای ما

 

زندگی برای ما معنایی داره.....بسته به تعبیر ما

زندگی برای ما نقشه ای داره......بسته به انتخاب ما

زندگی برای ما پایانی داره.....بسته به تقدیر ما

زندگی برای ما رنگی داره........بسته به دید ما

زندگی برای ما مقصدی داره......بسته به عشق و اعتقاد ما


آفريننده ی پاينده ی بی مثل خداست

گوش کن هر تپش نبض تو در کوچه ی رگ

به زبانی که ندانی گويد :

                                آنکه پای خرد و علم بشر به سراپرده ی ذاتش نرسد

                                آنکه در قدرت و شوکت يکتاست

                                وانکه بی جا و مکان است ولی در همه جاست

                                آفريننده ی پاينده ی بی مثل خداست

زیارتگاه عشق

خورشيد خونرنگ عاشورا غروب كرد. دو روز پس از آن حادثه، پيكر مطهّر شهيد بزرگ و سالار سپاه حسين(ع)، سقّاي كربلا،علمدار سيدالشهدا، عباس‏بن علي(ع) توسّط گروهي از طايفة بني اسد دركنار نهرعلقمه به خاك سپرده شد. امام سجاد(ع) كه خود را براي دفن پيكر شهدا به كربلا رسانده بود، نوبت دفن بدن امام حسين و عباس كه شد، شخصاً وارد قبر شد و آن دو پيكر خونين را درون قبر گذاشت.

مدفن مقدّس حضرت ابوالفضل(ع) درفاصله‏ اي حدود سيصد متردرشرق قبرمطهّرامام حسين، دريك بلندي در سرراه غاضريّه قرار دارد و مزار او جدا از مرقد سيدالشهدا است تا مركزيّتي براي عاشقان معنويّت باشد و قبله و بارگاه ملكوتي و با صفاي او هم جايي باشد براي ياد خدا و دعا و نيايش تا دستهاي پر نياز و دعا خوان به درگاه پروردگار بلند شود و به نام اباالفضل، كه باب الحوائج است، متوسّل گردد.

مرقد حضرت عباس در كربلا همواره مورد توجّه شيفتگان حق بوده است و زائرانش با خضوع و خشوع و ادب، با چشمي اشگبار و با احترام به مقام والا و جايگاه رفيع اين اسوة وفا و فتوّت، آن را زيارت مي‏كرده و مي‏كنند. و با ارج نهادن به وفا و فداكاري او، از زندگي و شهادت آن سرباز و سردار رشيدِ كربلا الهام ميگيرند و درس غيرت مي‏ آموزند. اين خط، همچنان در فرهنگ شيعي تداوم دارد.

عباس در دل و جان زائران موقعيّتي ويژه دارد. او را به‏ عنوان باب الوائجي كه در حرمش حاجت مي‏دهد مي‏شناسند. مهابت نام عباس در دل دوست و دشمن نهفته است، حتي دوستانش از قسم دروغ به نام او مي‏ترسند و بدخواهان هم از بي احترامي به مزار و زائران و حرم اباالفضل هراس دارند و از قهر و غضب عباس حساب مي‏برند.

چه بسيار بزرگاني كه با ادب در آستان اباالفضل به زيارت خاضعانه پرداخته ‏اند وچه بسيارحاجتمنداني كه با توسّل به او، حاجت خويش را از خدا گرفته‏ اند. زيارت او مورد سفارش وتأكيد پيشوايان دين بوده و براي آن، آداب و دستورهاي خاصّي گفته ‏اند كه در كتابهاي دعا و زيارت آمده است.

محبوبيّت اباالفضل العباس در دل شيعيان از محبّت و احترام ائمّه به آن حضرت سرچشمه ميگيرد. آنان كه عاشقانه براي او نذر مي‏كنند و اطعام مي‏دهند، دلباختگان كرامت و جوانمردي و فتوّت اويند. حضرت زهرا عباس را همچون فرزند خود مي‏داند و به او عنايت ويژه دارد.

به سوی تو...

 

                         

راز رسيدن فقط همين بود.


کافی است انار دلت ترک بخورد

عرفان نظرآهاری

4دسته انسان ازدیدگاه دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

1- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند .

 

2- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است .

 

3- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم .

 

4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند . اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد .

بارالها

 پروردگارا

فراموش می کنم هر چه بی توست.

و درآغوش می گیرم هر آنچه از توست.

و دست می کشم از چیزی که خشم توست.

و می ستانم آنچه را که ستایش توست.

و میخوانم آنچه را که سروده توست.

و شکرت می کنم که تنها سزاوار توست.

و بخشش می خواهم که کرامت از توست

حکمتهای خداوندی

خداوند اغلب اوقات به ديدن ما مي آيد ولي اکثر مواقع ما خانه نيستيم.
 Joseph Roux
 
هر اتفاقي، بزرگ يا کوچک، وسيله ايست که از طريق آن خداوند با
 
ما سخن مي گويد و هنر زندگي دريافتن اين پيام هاست.
 
Malcolm Muggeridge
 
 
بخشي از بزرگترين نعمت هاي خدا براي انسان، بي جواب گذاشتن
 
برخي دعاهاي  اوست.
 
Garth Brooks

سخن بزرگان

برادري يعني: وفاداري در سختي و آسايش.
 
امام حسن (ع)
 
از كسي كه مي‌ترسي دست رد به سينه ات بزند چيزي مخواه.
 
امام صادق (ع)
 
در لذتي كه پشيماني به دنبال دارد، خيري نيست.
 
امام علي (ع)
 
از نشانه‌هاي ناداني جدل با بي‌فكران است.
 
امام حسين (ع)
 
بنده ديگري مباش كه خداوند آزادت آفريده است.
 
امام علي (ع)
 
هرچيزي را كه چشمانت مي بيند، پندي در آن نهفته است.
 
امام موسي كاظم (ع)
 
هرچه محبت داري نثار دوستت كن؛ اما هرچه اطمينان داري به پاي او مريز.
 
امام علي (ع)
 
هركس به پيشباز آراي گوناگون برود، لغزشگاهها را بشناسد.
 
امام علي (ع)

غم نبودن تو.........دکتر شریعتی

شگفتا!

وقتی بود نمیدیدم،

وقتی میخواند نمیشنیدم

وقتی دیدم که نبود،

وقتی شنیدم که نخواند!

چه غمانگیز است که وقتی چشمهای سرد و زلال، در برابرت میجوشد و میخواند و مینالد،

تشنه آتش باشی و نه آب،

و چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و

به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت

و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید

تو تشنه آب گردی و نه آتش،

و بعد،

عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو میگداخت

 

علی شریعتی

نیایش امروز

اول نوشت:

الهی و ربی من لی غیرک

 

 

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ايمان مرا به كاملترين مراتب ايمان برسان، و يقينم را فاضلترين درجات يقين ساز، و نيتم را به بهترين نيتها و عملم رابه بهترين اعمال ترفيع ده. خدايا به لطف خود نيتم را كامل و خالص ساز. و يقينم راثابت و پا برجاى دار و به قدرت خود آنچه را كه از من تباه شده اصلاح فرماى.

خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست و مهماتم را كه باعث دل مشغولى من است، كفايت كن و مرا به كارى كه فردا از آن مورد سؤال قرار مى‏دهى بگمار، و روزگارم را در آنچه براى آنم آفريده‏اى مصروف دار و از غير خود بى‏نياز ساز و روزيت را بر من بگستر و به نگاه كردن به حسرت در مال و منال و جاه و جلال توانگرانم دچار مكن و عزيزم گردان و گرفتار كبرم مساز و بر بندگى خود رامم كن و عبادتم را به سبب خود پسندى تباه منماى. و خير را براى مردم به دستم روان كن. و كار نيكم را به منت نهادن باطل مگردان و اخلاق عاليه را به من مرحمت فرماى. و مرا از تفاخر و مباهات نگاهدار.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا در ميان مردم به درجه‏اى ترفيع مده مگر آنكه به همان اندازه پيش نفس خويشم پست گردانى، و عزتى آشكارا برايم بوجود مياور مگر آنكه به همان نسبت پيش نفس خويشم خوار سازى.و هيچ خصلت كريمه ناقصى بر جاى مگذار، جز آنكه آن را كامل كنى.

بر محمد و آل محمد رحمت فرست و شدت كينه كينه توزان را در باره من به محبت، و حسد متعديان را به مودت، و بدگمانى اهل صلاح را به اعتماد، و دشمنى نزديكان را به دوستى، و بدرفتارى خويشان را به نيكوئى و بى‏اعتنائى اقربا را به نصرت، و دوستى مجامله كاران را به دوستى حقيقى و اهانت مصاحبان را به حسن عشرت، و تلخى ترس از ستمكاران را به شيرينى امنيت مبدل ساز.

...

به ياری تو ای مهربان‌ترن مهربانان

 

دعای 20 صحیفه سجادیه

 

چرا به امام حسین می گویند « ابا عبد الله »

انسان به درجه پاکی و تقوا به خداوند آنقدر نزدیک می شود که صفات خدایی در او متجلی می شود . مثلاً کسی در بخشش کردن به جایی می رسد که به صفت کریمی خدا متصل می شود و به او می گویند عبد الکریم و یا یکی در شفقت و مهربانی به جایی می رسد که متصل به صفت رحیمی خدا می رسد و به او می گو یند عبد الرحیم .و کسی هم متصل به همه ی صفات خداوند می شود .(لازم به ذکر است که الله اسم جلاله شامل تمام اسماء خدا است  ) و کسی هم که متصل به تمامی صفات خدایی می شود به او عبد الله می گویند و حال در نظر گیریم که به امام حسین (ع) می گو یند ابا عبد الله یعنی پدر کسانی که تمام صفات خدایی متصل شده اند . انبیاء و اولیاء از بارزترین کسانی اند که متصل به صفات خدا شده اند . همه آن ها مانند فرزندی که از پدر چیزی به ارث می برند عبد اللهی را از ابا عبد الله به ارث برده اند .

قبل از شروع جنگ امام حسین خود را به لشکریان معرفی کرد و می دانست که حرف او در دل های سنگین آن ها تاثیر ندارد و ازاین رو به آنها فرمود : می دانید که چرا شما حرف های خدا  را قبول نمی کنید ، به دلیل آن است که شکم های شما پر است از غذا ها ی حرام و شبهناک  شده است

وباز حسین......

اشتياق به ديدار ذات حضرت حق و تماشاي جمال كبرياي معشوق، آتشي نهفته در دل بندگان حضرتش بوده است و اوليا و انبياي الهي كه بيش از ديگر مخلوقات او از معرفت رب العالمين بهره بردند، حرارت اين آتش در درونشان بيشتر شعله مي‌كشد تا آن‌كه اين راز از ضمير به زبان آمد و بر كلام كليم خدا هويدا گرديد، آنجا كه موسي(ع) تمناي ديدار دوست را با معبود در ميان گذاشت و رخصت خواست تا از پس چله‌نشيني در ميقات به ملاقات ذات ربوي نايل گردد كه پاسخ « لن ترني » رسيد كه:
اي موسي تو كه تاب تماشاي جلوه‌اي از ذات اقدس اله را بر سنگي نمي‌آوري و مدهوش از عظمت و جلال خداوندي بر خاك مي‌افتي چگونه تمناي وصال و شوق لقا داري؟ و اين‌گونه شد كه موسي(ع) بر ناتوانيش معترف و به پاس اين اذعان و از برکت نور اين ايمان به سكوي رسالت و افتخار هم‌كلامي حضرت دوست مفتخر شد.

و گذشت روزگار، زمانه را به ديدار احمد(ص) مفتخر كرد كه فراتر از تمامي انبيا و اوليا، نه تنها عبد رسول خدا بود، بلكه ذات حق به او عشق مي‌ورزيد و از تبار محمد(ص) و عصاره جان جهان، سرانجام حسين(ع) پا به عرصه خلقت نهاد و هم‌زمان با ولادتش آتش عشقي در كائنات روشن شد كه تا ابد خاموش‌نشدني است.

حسين(ع) نيز مشتاق لقاء حضرتش بود اما ابراز اين شوق حاجت به چله‌نشيني نداشت؛ چراكه لحظه لحظه حيات حسين(ع) در ميقات بوده است و اوست كه چشم جز به تماشاي دوست نمي‌گشايد. اين حسين(ع) است كه در صحراي عرفه تكيه بر جبل الرحمه نهاده و فرياد مي‌زند: «كور است چشمي كه تو را نمي‌بيند». و اين فرزند فاطمه(س) است كه حسرت را نثار بندگاني مي‌كند كه از آثار به مؤثر و از مخلوق به خالق مي‌رسند، حسين(ع) براي تماشاي حق نيازي به جلوه و ظهور ندارد، او همواره در محضر است و حضور را بدون هر واسطه‌اي تجربه مي‌كند.

و آنگاه كه نوبت ميعاد حسين(ع) مي‌رسد، از ميقات دل مي‌كند و به مناي خويش مي‌آيد، چه اگر موسي پاسخ اشتياق خود به لقاي حق را با جلوه‌اي از حضرتش بر كوه گرفت، قرار اين قربانگاه، ظهور جلوه حق در حسين(ع) است و اگر بركت آن ظهور برگزيدگي موسي(ع) بود، ثمره اين ظهور هدايت کثيري از خلايق به سوي ربوبيت است.
و حسين(ع) كه با تمام وجود در حضرت حق فاني شده است، قدم به ميعاد مي‌گذارد، هر مصيبتي كه بر وي وارد مي‌شود، او را براي وصال برافروخته مي‌كند و هر زخمي كه بر پيكرش فرو مي‌آيد، جلوه‌اي از ذات حق را آشكار مي‌كند و آنگاه كه تاب از جسم حسين رخت بر مي‌بنند و روحش بيش از هر زمان ديگري براي پيوستن به دوست به تلاطم درمي‌آيد، دست و پا زنان در درياي خون و در  حالي كه از پيش جان عزيزانش را به بارگاه حضرتش هديه فرستاد، لب مي‌گشايد و سرّ درون را هويدا مي‌كند تا همگان بدانند كه عاشورا بر حسين(ع) جانگزا نيست بلكه جانفزاست.
ضيافتي است كه حق از ازل تا ابد، تنها حسين(ع) را شايسته حضور در آن يافته و فقط پسر فاطمه(س) است كه لياقت مي‌يابد تا با تمام وجود هستي و نيستي‌اش را در معبود فنا كند.
حسين(ع) لب مي‌گشايد و جلوه تام حق قتلگاه را فرا مي‌گيرد و اين بار دیگر سنگ و كوه شرافت میزبانی اين ظهور را ندارند بلكه تن‌هاي بي سر و پيكرهاي قطعه قطعه شده ياران حسينند كه جلوه ظهور ذات ربوي مي‌گردند.

و فراتر از تمامي جلوه‌های ربوی، سينه شكافته و سر غرق به خون حسين(ع) است كه مانع نمي‌شود تا او با سرشكستگي در برابر دوست، صورت بر خاك گرم قربانگاه قرار دهد كه «الهي رضا برضاك» و اين رضا و استغاثه سيدالشهداست كه درياي رحمت و اشتياق حق را به تلاطمي بي‌نظير وا مي‌دارد و پاسخ اين شوق ديگر، «لن ترني» نيست بلكه بانگ «ارجعي» معبود است كه با آغوش گشاده حسين را در برمي‌گيرد و ترنم رضايت خداوندي است که از پس رضاي حسين برمي‌خيزد: «يا ايتها النفس المطمئنة، ارجعي الي ربك راضية مرضيه».
و جلوه تام ذات اقدس الله آنگاه است كه سر حسين(ع) از پس عروج روحش، بر فراز نيزه‌ها به پرواز درمي‌آيد و پيكرهاي سيدالشهدا و يارانش به آيينه‌هاي تمام‌نماي وجود حق مبدل مي‌شوند. و موساي اين ظهور نه حسين(ع)، بلكه زينب(س) است كه مبهوت، تلألو خورشيد جمال خداوندي را بر فراز نيزه‌ها شاهد است و پاره‌هاي وجود حق را در زير سم ستوران به نظاره مي‌نشيند.
و اينچنين است كه زينب از پس تمامي مصيبت‌ها فرياد مي‌زند: «ما رأيت الا جميلا» چرا كه او با تمام وجود و در ميقات كربلا، ظهور خداوندي را نزديكتر و زيباتر از آنچه كه فرشتگان در عرش مي‌نگرند، مشاهده كرده است.

ـ سوره مباركه اعراف، آيه 141
- سوره مباركه فجر، آيه 28

ايثار و جانبازي، راز و رمز تعالي حضرت عباس (ع):

با توجه به رواياتي كه در شان حضرت عباس (ع) از ائمه عليهم السلام رسيده و در آن به ايثار و فداكاري در راه امام خويش تصريح شده است، به روشني، فضيلت و مقام آن بزرگوار آشكار مي شود. حضرت عباس (ع) فرزند كسي است كه آيه ( و من الناس يشري نفسه ابتغاء مرضات الله, بقره-207) در شانس نازل شد و از سلاله دودماني است كه اسوه ايثار و از خودگذشتگي بودند و سوره هل اتي، در شان ايثار ايشان نازل شده است.

فداكاري، ايثار و جانبازي در اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ به طوري كه اميرمومنان در جايي ايثار را برترين فضيلت اخلاقي مي داند.

در جايي ديگر، علي (ع) ايثار را بالاترين عبادت معرفي مي نمايد و در روايتي ديگر غايت و هدف تمام مكارم اخلاقي را ايثار و از خودگذشتگي مي داند.

علي (ع) در قسمتي از نامه خود به حارث همداني مي فرمايد: بدان كه برترين مومنان كسي است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خويش از ديگر مومنان برتر باشد.

حال در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه، مگر ساير شهيدان از جان خود نگذشتند، پس چه چيزي حضرت عباس را از ساير شهيدان متمايز مي سازد؟

جواب اين است كه معرفت حضرت عباس (ع) از همه شهيدان والاتر و اطاعتش از امام خويش، كاملتر بود. براساس ديدگاه اسلام و مكتب اهل بيت (ع) آنچه اعمال نيك را از يكديگر متمايز مي سازد و ارزش اعمال را متفاوت مي كند، همان معرفت و بينش و نيت شخص است و كلام پيامبر اسلام (ص) كه فرمود:

(ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين) شايد ناظر به اين معنا باشد.

در ضمن رواياتي كه در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهاي گوناگون و متفاوت نقل شده، به اين دليل است كه ثواب يا عذاب يك عمل معين، با توجه به معرفت و نيت عامل آن متفاوت مي شود. به عنوان مثال، ثواب زيارت امام رضا (ع) در روايتهاي معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضي روايات تصريح شده كه اين تفاوت ثواب، به دليل تفاوت در معرفت اشخاص است.

آري حضرت عباس (ع) با كمال معرفت در راه دين و امام خويش جانبازي نمود و مراحل كمال و تعالي را طي كرد.

 

 القاب تابناك حضرت ابوالفضل العباس (ع)

1. قمر بنى‏هاشم

بهره‏ مندى بسيار عباس از جمال و جلال و سيماى سپيد و زيبا و سيرت سبز و نورانى، زمينه ‏ساز اين لقب است.
2. باب الحوائج

كريمى از دودمان كريمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواسته‏ هايش را برآورده مى‏سازد.
3. طيار

بيانگر مقام و عظمت‏ حضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.

4. الشهيد

شهادت، كه نشان نمايان ابوالفضل(ع) است و در چهره حيات او درخشندگى بسيار دارد، زمينه ‏ساز اين لقب است

5.سقا

دلاورى عباس در صحنه هاى حيرت‏ آور آب‏رسانى به تشنگان، سبب اين لقب شد.

6. عبد صالح

لقبى كه حضرت صادق(ع) در زيارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد:

السلام عليك ايها العبد الصالح.? سلام بر تو، اى بنده صالح خدا.

7. سپه سالار

صاحب لواء يا سپه سالار لقب بزرگترين شخصيت نظامى است و عباس در روز عاشورا اين لقب را از آن خود ساخت.

8. پرچمدار و علمدار

يادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) اين لقب را برايش به ارمغان آورد.
9. ابوقربه (صاحب مشك)، عميد (ياور دين خدا)، سفير (نماينده حجت ‏خدا)، صابر (شكيبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات ديگران) و ... از ديگر لقبهاى ابوالفضل است.

سخنی از امام حسین (ع)

حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمودند:

 يَا ابْنَ آدَم! اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَي اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْأقْدام.

اى فرزند آدم، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه در پيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.

نهج الشّهادة: ص 38.

سخنی ارزشمند از دکتر شریعتی

حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي‌آبي معرفي كردند.

آزادی از دیدگاه امام حسین (ع)

خداوند انسان‌ را موجودي‌ مختار و آزاد آفريده‌ است‌ و هرگز پذيرش‌ حكومت‌ غيرالهي‌ و غير ديني‌ را اجازه‌ نداده‌ است‌، زيرا حاكميت‌ غير الهي‌ موجب‌ سلب‌ آزادي‌ ومسئوليت‌ مي‌شود. (لاتكن‌ عبد غيرك‌ وقد جعلك‌ الله‌ حرا؛ بنده‌ ديگران‌ مباش‌ چرا كه‌خداوند تو را آزاد آفريده‌).

اين‌ آزادي‌ در همة‌ ساختارهاي‌ سياسي‌ و فرهنگي‌ و اقتصادي‌ تجلي‌ مي‌يابد.مظهر آزادگي‌ و حريت‌ امام‌ حسين‌(ع) مي‌باشد. امام‌ از آزادي‌ تعريف‌ خاصي‌ را ارائه‌نكرده‌اند وليكن‌ شاخص‌هايي‌ كه‌ ايشان‌ براي‌ آزادي‌ تدوين‌ نموده‌اند جامع‌ترين‌ وگوياترين‌ شاخص‌هاست‌ كه‌ براساس‌ آنها مي‌توان‌ مفهوم‌ آزادي‌ و آزادگي‌ را درك‌ نمود:

1ـ آزادي‌ به‌ معناي‌ نفي‌ سازش‌ با ظلم‌

فلسفة‌ نهضت‌ عاشورا با نفي‌ حكومت‌ جور و ستم‌ گره‌ خورده‌. امام‌ حسين‌ هر زمان‌كه‌ فرصت‌ مي‌يافت‌ مردم‌ را به‌ حكومت‌ جبار و ظالم‌ بني‌اميه‌ آگاه‌ مي‌نمود و آزادگي‌ انسان‌را در پناه‌ عدالت‌ و حكومت‌ عادل‌ مي‌دانست‌. امام‌ حسين‌ در پاسخ‌ به‌ «عمر أطرف‌» كه‌ اورا دعوت‌ به‌ صلح‌ و سازش‌ با طغيانگر وقت‌ يزيد مي‌نمود چنين‌ فرمود: «جد بزرگوارم‌رسول‌ خدا(ص) به‌ كشته‌ شدنم‌ خبر داده‌، به‌ خدا قسم‌ هرگز از خويشتن‌ پستي‌ و ذلت‌ نشان‌نمي‌دهم‌».

در مدينه‌ پس‌ از گفت‌ و گوي‌ طولاني‌ با برادر خود محمد حنفيه‌ فرمود:

«برادرم‌، اگر بر روي‌ زمين‌ هيچ‌ پناهگاه‌ و اميدي‌ برايم‌ نباشد باز هم‌ هرگز با يزيدبيعت‌ نمي‌كنم‌».

امام‌ در پاسخ‌ قيس‌ ابن‌ اشعث‌ كه‌ او را دعوت‌ به‌ بيعت‌ با يزيد مي‌كرد چنين‌مي‌فرمايد: «نه‌، هرگز، قسم‌ به‌ خداوند متعال‌ دستم‌ را همانند فرد ذليل‌ به‌ دست‌ آنان‌نخواهم‌ داد و همانند بردگان‌ راه‌ فرار پيش‌ نمي‌گيرم‌. پناه‌ و ملجأ من‌ تنها خداوند متعال‌مي‌باشد».

امام‌ حسين‌(ع) نه‌ تنها زندگي‌ تحت‌ لواي‌ حكومت‌ ظالم‌ را روا نمي‌دارد، بلكه‌ درچنين‌ نظامي‌ براي‌ مؤمنان‌ آرزوي‌ مرگ‌ مي‌كند، ايشان‌ مي‌فرمايد:

«مي‌بينيد حوادث‌ روزگار بر ما وارد شده‌ است‌، چهرة‌ دنيا دگرگون‌ گشته‌ و رو به‌زشتي‌ نهاده‌ است‌ و نيكي‌ها و فضائل‌ روز به‌ روز از دنيا رخت‌ برمي‌بندد و از خوبي‌ها جز ته‌ماندة‌ اندكي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌. چراگاه‌ زندگي‌ همچون‌ مرتعي‌ وحشت‌ انگيز شده‌ است‌،مگر نمي‌بينيد كه‌ به‌ حق‌ رفتار نمي‌شود و از باطل‌ جلوگيري‌ به‌ عمل‌ نمي‌آيد. با چنين‌اوضاع‌ و در چنين‌ شرايطي‌ افراد با ايمان‌ بايد كه‌ بر راه‌ حق‌ بوده‌ رغبت‌ به‌ ملاقات‌ پروردگارخويشتن‌ داشته‌ باشند».

ادامه نوشته

عاشورا از نگاه دکتر شهیدی

دکتر شهیدی در کتابی به نام "قیام حسین" به طرح نظرات خود در این مورد می پردازد.شهیدی در تحلیل این واقعه خود را با سه سوال روبه رو می بیند.ماجرا برای چه اتفاق افتاد؟چگونه توانست که اتفاق بیفتد؟چگونه اتفاق افتاد؟او برای پاسخ به این سوالات به تاریخ رجوع می کند و با تحلیل جامعه شناسانه و مردم شناسانه سعی می کند تا نوری بر حقایق واقعه بیفکند. ولی پیچیدگی ماجرا در آن جاست که قدیمی ترین سند مکتوب با زمان حادثه دو قرن فاصله دارد.در

شهیدی در تحلیل واقعه عاشورا خود را با سه سوال روبه رو می بیند.ماجرا برای چه اتفاق افتاد؟چگونه توانست که اتفاق بیفتد؟چگونه اتفاق افتاد؟او برای پاسخ به این سوالات به تاریخ رجوع می کند و با تحلیل جامعه شناسانه و مردم شناسانه سعی می کند تا نوری بر حقایق واقعه بیفکند.
این کتاب او بیشتر بر منابع قرن سوم تا پنجم استناد کرده است و سعی کرده است تا از دل نزدیک ترین منابع موجود راز واقعه را جستجو کند.

اولین سوال پرسش از علت واقعه است.حسین چرا قیام کرد؟شهیدی در مواجهه با این سوال چندان قلمی نمی زند و فقط یک فصل را به آن اختصاص می دهد اما به شیوایی بیان می کند که حسین در پاسخ دعوت های مردم کوفه و توضیح علل قیام فقط می گفت که حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کرده اند و بر هر فرد آزاده ای است که مفسده ای چون دید اگر توان داشت اصلاح کند و چون نامه های مردم کوفه را دید به قیام دست زد.پس به نوعی می توان گفت که حسین برای احیای دین از دست رفته قیام کرد.او برای حکومت و کسب سلطه سیاسی قیام نکرد،برای او مهم ارزش های دینی است نه کسب حکومت.او اگر انگیزه سیاسی داشت فرصت های بسیاری برای او مهیا بود تا حتی پیروز شود.

ادامه نوشته

واقعه كربلا و روز عاشورا از ديدگاه انديشمندان بزرگ جهان

 
واقعه كربلا و روز عاشورا موضوعي است كه از زمان وقوع آن تاكنون همواره ديدگاه‌ها و نظرات انسانها از هر مذهب و مسلكي را به دنبال داشته و همگان متفق‌القول هستند كه همانند اين واقعه هرگز اتفاق نيافتده است.

هر كس واقعه كربلا و آن چه را كه در روز عاشورا اتفاق افتاد بخواند، يا از زبان كسي بشنود، به طور حتم از آن چه بر امام حسين (ع) و اهل بيت و اصحاب او وارد شده، عميقا محزون و متاثر خواهد شد.

از اين رو بار سفر برمي‌بندد وبه سوي آن حضرت سفري باطني و معنوي مي‌كند و به او جذب شده و با او همدردي و همدلي مي‌كند.

انديشمندان در طول تاريخ به عاشورا و كربلا همواره توجه خاص داشته و پيرامون آن نظرات گوناگوني ارايه كرده‌اند كه در اين نوشتار برآنيم تا گوشه‌اي از انديشه‌هاي آنان را بازگو كنيم.


* "فراياستارك" نويسنده انگليسي، از جمله انديشمنداني است كه پيرامون واقعه عاشورا در كتاب معروف خود "صور بغدادي" فصل كوچكي را به اين مساله اختصاص داده است.

او در ابتداي اين فصل مي‌گويد: "شيعه در تمام عالم اسلامي، ياد حسين و مقتل او را زنده مي‌كند و در دهه اول محرم به طور علني اين مطلب را دنبال مي‌نمايد و حزن و اندوه چنان بر آنان مستولي مي‌شود كه در روز آخر هياتهاي عزاداري به راه انداخته و عزاداري مي‌كنند."
او همچنين در فصلي مستقل و به طور مفصل درباره "نجف اشرف" در همان كتاب مي‌گويد: "و درمسافتي نه چندان طولاني از اين بقعه، فرزندش حسين(ع) در طرف باديه رسيد. او اسبش را حركت و جولان داد تا در سرزمين كربلا فرود آمد و در همان مكان خيمه زد. در حالي كه دشمنانش او را احاطه كرده و راههاي آب را بر او مسدود كرده بودند. و هميشه تفصيلات اين وقايع واضح و آشكار تا به امروز در افكار مردم بوده است.

امكان استفاده و زيارت از اين شهرهاي مقدس وجود ندارد مگر با اطلاع و آگاهي از اين واقعه زيرا واقعه مصيبت بار حسين(ع) بر هر موجودي نفوذ كرده تا به حدي كه به ريشه‌ها رسيده است و اين واقعه از جمله قصه‌هاي نادري است كه انسان با خواندن آن نمي‌تواند جلوي گريه خود را بگيرد."

* "پرفسور ادوارد براون" مستشرق معروف نيز درباره مصيبت امام حسين(ع) در كربلا مي‌گويد: "يادآوري واقعه كربلا كه در آن سبط رسول بعد از تحمل آزار و عطش به شهادت رسيد كافي است تا در سردترين و سست‌ترين افراد اثر گذارد و حتي كساني را كه به امور حماسي و حزن‌آور اعتنا و توجهي ندارند به خود آورده و روح آنان را به مدارج كمال بالا برد، به حدي كه درد و مرگ براي آنان چيزي بي‌ارزش و سست شود."
او همچنين مي‌گويد: "آيا قلبي پيدا مي‌شود كه وقتي درباره كربلا سخني به گوش او مي‌رسد، مالامال حزن و اندوه نگردد، حتي غير مسلمانان هم نمي‌توانند پاكي روحي را كه اين جنگ اسلامي در برداشت انكار كنند."

* "چارلز ديكنز" نويسنده انگليسي نيز درباره قيام عاشورا اينگونه مي‌نويسد: "اگر مقصود حسين (ع) جنگ در راه خواسته‌هاي دنيوي خود بود، من نمي‌فهمم چرا خواهران و كودكانش را همراه خود برد، پس عقل چنين حكم مي‌كند كه او به خاطر اسلام فداكاري خويش را انجام داد."

* "توماس ماساريك" نيز در مقايسه‌اي بين امام حسين (ع) و حضرت عيسي(ع) مي‌گويد: "مصايب مسيح نسبت به مصايب حسين (ع) مانند پر كاهي است در برابر كوهي بزرگ."

* "جستيس آ.راسل" شاعر انگليسي نيز منظره غم‌انگيز عاشورا را چنين ترسيم مي‌كند: "آنها دهان مبارك امام را باچوبهاي خود نواختند.اي پيكري كه زير سم اسبان لگدكوب شدي! تو همان بدني بودي كه بينندگان را مسحور مي‌ساختي.

خوني كه از رگهاي مباركت ريخته و خشك شده، معجوني آسماني است كه تاكنون هيچ سم اسبي با چنين رنگ الهي رنگ نشده است.

اي زمين برهنه و باير كربلا كه در روي تو نه علفي است و نه چمني! براي ابد آهنگ حزن و آه بر تو پوشيده باد چون كه در سرزمين تو بدن پاره پاره مقدس پسر فاطمه افتاده است آن كه روح خويش را به خداوند تقديم نمود."
* "نيبلت" نيز در ترسيم شب عاشورا چنين مي‌نويسد: "آن شب، هنگامي كه آتش اردوها در اطراف او در بيابان شعله مي‌زد، امام پيروانش را جمع كرد و در يك سخنراني طولاني فرمود: كساني كه با من بمانند فردا شهيد خواهند شد.

سپس عمل بسيار زيبايي انجام داد كه نشانه آگاهي كامل او از ضعف بشري و قدرت روح فداكاري وي و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود.

به پيروان خود فرمود: هر كس جرات و قوت ايستادگي و شهادت را در خود نمي‌بيند در تاريكي به طور ناشناس و بدون خجالت برود.

صبح روز عاشورا كه ابرهاي ارغواني در آسمان شرق جمع مي‌شد، ‪ ۷۲‬نفر با ايمان دور امام را گرفتند و همگي آماده مرگ و شهادت بودند."

 

ادامه نوشته

اسم های اعظم خداوند

                                                                         

                                                                      

به سوي تو

                         

شکر گزاری عبادت است.

محرم و صفر 85

 

 

 

 

 

انساني كه مي داند  با  نيروهاي نهان و خام  خود چه               

 

كاري انجام  دهد  تبديل به  طلا مي شود . زندگي اش

 

 بسيار گرانبها و هر لحظه اش  چنان  طلايي  و چنان

 

مو هبتي  مي شود   كه  نمي تواند  شكر كامل  آن  را

 

 بجاي آورد .

 

هيچ راهي براي شكر گزاري از خداوند  وجود  ندارد .

 

موهبت او چنان عظيم است كه ما لايقش  نيستيم . او از

 

روي بي نيازي خويش به ما  بخشيده  است . آگاه  بودن

 

از اين نكته و احساس كردنش شادماني مي آفريند  و از

 

آن شادماني،شكر گزاري از هستي به پا مي خيزد . اين

 

شكر گزاري عبادت است.

 

محرم در جهان

مراسم‌ عزاداري‌، تنها در ايران‌ باشكوه‌ برگزارنمي‌شود، در خيلي‌ از كشورهاي‌ دنيا عاشقان‌ امام‌حسين‌ (ع‌)، با برپا كردن‌ مراسم‌ باشكوه‌ اعتقادات‌قلبي‌ خود را نثار ايشان‌ مي‌كنند...

    آن‌ چه‌ كه‌ خواهيد خواند، اختصاص‌ به‌ مراسم‌عزاداري‌ در ماه‌ محرم‌ به‌ خصوص‌ در تاسوعا وعاشورا دارد.
    پاكستان‌: سينه‌زني‌، زنجيرزني‌، دويدن‌ روي‌آتش‌، سنگ‌زني‌ و شبيه‌خواني‌ يا تعزيه‌ از مراسم‌عزاداري‌ پاكستاني‌ها مي‌باشد. زنان‌ صورت‌ خودرا مي‌پوشانند و براي‌ امام‌ حسين‌(ع‌) گريه‌مي‌كنند. زنجيرزني‌ در پاكستان‌ به‌ منظورهم‌دردي‌ با اسيران‌ كربلا كه‌ در غل‌وزنجير مسيركربلا تا شام‌ را پيمودند مي‌باشد.
    لبنان‌: در اين‌ شهر از ابتداي‌ ماه‌ محرم‌ تا 10روز بعد از شهادت‌ امام‌ حسين‌(ع‌) و يارانش‌مراسم‌ عزاداري‌ برپا است‌ و روضه‌خواني‌ ونذري‌پزي‌ هر شب‌ در مساجد و هيات‌ها با حضورشيعيان‌ برگزار مي‌شود.
    سوريه‌: در مناطقي‌ از سوريه‌، مردم‌ به‌ سمت‌ هم‌سنگ‌ پرتاب‌ مي‌كنند، آنان‌ در دوردست‌ سنگ‌مي‌گيرند و بر يكديگر مي‌كوبند و يك‌ در ميان‌سنگ‌ را بر سينه‌ خود مي‌زنند، آنها اين‌ حركت‌ رانهاد سنگ‌ باران‌ شدن‌ پيكر زخمي‌ و نيمه‌جان‌حضرت‌ سيدالشهدا(ع‌) مي‌دانند كه‌ دشمنان‌ باگستاخي‌ در حق‌ ايشان‌ روا داشتند.
    هند: شيعيان‌ هند با پاي‌ برهنه‌ بر روي‌ آتش‌گداخته‌ مي‌دوند و فرياد ياحسين‌ سر مي‌دهند.
    جالب‌ است‌، كه‌ آنان‌ گزندي‌ از آتش‌ نمي‌بينندو حتي‌ پاهاي‌شان‌ هم‌ تاول‌ نمي‌زند.
    مصر: شيعيان‌ ساكن‌ در مصر براي‌ مراسم‌عزاداري‌ سالار شهيدان‌ از سنت‌ شبيه‌خواني‌ ياتعزيه‌ استفاده‌ مي‌كنند. البته‌ نذري‌پزي‌ و اطعام‌عزادارن‌ و جلسات‌ عزاداري‌ توسط زنان‌ شيعه‌ نيزجزو اين‌ مراسم‌ مي‌باشد. سنت‌ شبيه‌خواني‌ به‌دليل‌ نمايشي‌ بودن‌ آن‌ در مصر جذابيت‌ ومحبوبيت‌ فوق‌العاده‌اي‌ دارد.
    فنلاند: در فنلاند حدود 2 هزار شيعه‌ ايراني‌زندگي‌ مي‌كنند كه‌ در مجموع‌ بااحتساب‌ شيعيان‌عراقي‌، پاكستاني‌ و عرب‌ در اين‌ كشور 5 هزار نفرشيعه‌ در فنلاند سكني‌ دارند. در (هلسينكي‌)پايتخت‌ فنلاند خانمي‌ به‌ نام‌ پائولا كه‌ از مسيحيان‌شيعه‌شده‌ مي‌باشد، از مرتبطان‌ مسلمانان‌ است‌ ومركزي‌ را با نام‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا(س‌)راه‌اندازي‌ كرده‌ است‌.
    معرفي‌ فرهنگ‌ عاشورا در دهه‌ محرم‌ ازبرنامه‌هاي‌ اين‌ مركز اسلامي‌ است‌. شيعيان‌ ساكن‌در فنلاند همه‌ساله‌ در ايام‌ ماه‌ محرم‌ به‌ سفارتخانه‌ايران‌ در فنلاند و مركز اسلامي‌ فاطمه‌ زهرا(س‌)مي‌روند و در آنجا مراسم‌ و سخنراني‌ پيرامون‌نهضت‌ و قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) به‌ زبان‌هاي‌ عربي‌،فارسي‌ و انگليسي‌ و فرانسوي‌ برگزار مي‌شود. درفنلاند امكان‌ و برقراري‌ دسته‌جات‌ سينه‌زني‌ وعزاداري‌ در خيابان‌ها بطور گسترده‌ وجود ندارد.لذا شيعيان‌ در مراكز اسلامي‌ جمع‌ شده‌ و درآرامش‌ و خفا به‌ عزاداري‌ مي‌پردازند.
    آلمان‌: در اين‌ كشور جمعي‌ از شيعيان‌ و بيش‌ ازسه‌ ميليون‌ ترك‌تبار سني‌ و شيعه‌ زندگي‌ مي‌كنند.گرچه‌ شيعيان‌ ايراني‌ نيز در سراسر آلمان‌ زندگي‌مي‌كنند. در شهرهاي‌ مونيخ‌، برلين‌، هامبورگ‌،بوخوم‌ و فرانكفورت‌ تعداد زيادي‌ از شيعيان‌ ترك‌و عرب‌ و ايراني‌ ساكن‌ هستند. در اين‌ شهرهامراكزي‌ براي‌ تبليغ‌ دين‌ اسلام‌ وجود دارد كه‌مسلمانان‌ در شب‌ و روز عاشورا در اين‌ مراكز جمع‌شده‌ و عزاداري‌ خود را به‌ روش‌ها و سنت‌هاي‌قومي‌ خود برگزار مي‌كنند. ناگفته‌ نماند كه‌ شيعيان‌ساكن‌ در بلژيك‌ و هلند در اين‌ ايام‌ به‌ آلمان‌مي‌آيند تا در اين‌ مراكز به‌ عزاداري‌ بپردازند.
    لس‌آنجلس‌: در مراكزي‌ چون‌ مسجدالزهرا،مسجدالنبي‌، مسجد اهل‌ البيت‌ و مركز اسلامي‌(اورنج‌ كانتي‌) هر يك‌ به‌ رسومات‌ خاصي‌ مراسم‌عزاداري‌ امام‌ حسين‌(ع‌) برگزار مي‌شود. حتي‌گاهي‌ آن‌قدر تعداد عزاداران‌ زياد مي‌شود كه‌چند آپارتمان‌ نزديك‌ به‌ اين‌ مراكز را اجاره‌ كرده‌و به‌ عزاداري‌ مي‌پردازند. جوانان‌ تي‌شرت‌هاي‌سياه‌ كه‌ مزين‌ به‌ نام‌ حسين‌ (ع‌) است‌ بر تن‌ كرده‌ وچفيه‌ بر دوش‌ انداخته‌ و براي‌ فرزند زهراعزاداري‌ مي‌كنند. غذاهاي‌ گوناگون‌ روي‌ ميزمي‌چينند و از عزاداران‌ پذيرايي‌ مي‌كنند. اكثرشيعيان‌ عزادار در لس‌آنجلس‌ ايراني‌ هستند البته‌افغاني‌ها و هندي‌ها و حتي‌ آمريكايي‌هايي‌مسلمان‌ شده‌ نيز در اين‌ مراسم‌ شركت‌ كرده‌ و به‌رسومات‌ خود به‌ عزاداري‌ مي‌پردازند.
    گفتني‌ است‌ كه‌ راه‌اندازي‌ دسته‌هاي‌ سينه‌زني‌در خيابان‌هاي‌ لس‌آنجلس‌ بايد با اجازه‌ وتحت‌نظر شهرداري‌ و پليس‌ شهر باشد.
    استانبول‌: در برگزاري‌ اين‌ مراسم‌،تعزيه‌خواني‌ وشبيه‌ خواني‌ و زنجيرزني‌ به‌ چشم‌مي‌خورد. اين‌ مراسم‌ با عنوان‌ (دين‌ مظلوم‌)توسط جعفري‌هاي‌ استانبول‌ برگزار مي‌شود. البته‌زنجيز زني‌ بطور آشكار صورت‌ نمي‌گيرد. زيراحكومت‌ زنجيرزني‌ را منع‌ كرده‌ است‌. نماينده‌جعفريان‌ در تركيه‌ (صلاح‌الدين‌ اوزگوندوز) به‌شيعيان‌ توصيه‌ كرده‌ است‌ در روز عاشورا خون‌خود را در مراكز هلال‌احمر اهدا كنند، تا نمادي‌بر نجات‌ جان‌ انسان‌ها باشند. همه‌ ساله‌ مسلمانان‌شيعه‌ استانبول‌ در ايام‌ محرم‌ به‌ نيت‌ ثواب‌ و اجر ازامام‌ حسين‌(ع‌) در صف‌هاي‌ هلال‌ احمرمي‌ايستند و خون‌ خود را اهدا مي‌كنند.
    سوئد: در مركز اسلامي‌ (استكهلم‌) پايتخت‌سوئد در دهه‌ محرم‌ برنامه‌هاي‌ مذهبي‌ با دعوت‌از مبلغان‌ و حضور شيعيان‌ مقيم‌ سوئد برگزارمي‌شود. جوانان‌ شيعه‌ در اين‌ مركز جمع‌ شده‌ ودر روز عاشورا با پوشيدن‌ لباس‌ سياه‌ به‌ راهپيمايي‌مي‌پردازند. شيعيان‌ سوئد بعد از عبور از چندخيابان‌ اصلي‌ شهر استكهلم‌ در ميدان‌ بزرگ‌ اين‌شهر تجمع‌ مي‌كنند و هنگام‌ راهپيمايي‌ پوستر وجزواتي‌ به‌ زبان‌ انگليسي‌ و سوئدي‌ كه‌ در آن‌فلسفه‌ قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) و معرفي‌ دين‌ اسلام‌تشريح‌ شده‌ است‌ بين‌ كساني‌ كه‌ در كنار خيابان‌هابه‌ تماشاي‌ اين‌ راهپيمايي‌ ايستاده‌اند، توزيع‌مي‌كنند. از اين‌ راه‌ تاكنون‌ افرادي‌ جهت‌ آشنايي‌بيشتر با اسلام‌ به‌ اين‌ مراكز مراجعه‌ كرده‌اند ومذهب‌ شيعه‌ را انتخاب‌ كرده‌ و مسلمان‌ شده‌اند.
    گفتني‌ است‌ كه‌ حدود 120 هزار نفر مسلمان‌در سوئد زندگي‌ مي‌كنند كه‌ بيشتر آنها ساكن‌شهرهاي‌ استكهلم‌، مالمو و يوته‌بوري‌ هستند وحدود 70 هزار نفر از اين‌ مسلمانان‌ شيعه‌مي‌باشند. آنان‌ مراسم‌ عزاداري‌ امام‌ حسين‌(ع‌)را به‌ صورت‌ سينه‌زني‌ برگزار مي‌كنند.
    افغانستان‌: مردم‌ شيعه‌ افغانستان‌ در ايام‌ ماه‌محرم‌ با دست‌ كشيدن‌ از كار و فعاليت‌ اقتصادي‌اين‌ روزها را گرامي‌ مي‌دارند. در اين‌ ايام‌ مراسم‌عروسي‌ و شادماني‌ برگزار نمي‌شود و مسلمانان‌شيعه‌ در عاشورا و روزهاي‌ منتهي‌ به‌ آن‌ به‌صحراي‌ كربلا سوگواري‌ و عزاداري‌ مي‌كنند و ازآن‌ چه‌ ظلم‌ نيزنسبت‌ به‌ پيشوايان‌ مي‌دانند به‌ بدي‌ياد مي‌كنند. اين‌گونه‌ يادآوري‌ وقايع‌ گذشته‌ و آن‌چه‌ بر پيشواي‌ شيعيان‌ و ياران‌ و همراهانش‌ گذشته‌است‌، ذكر مصيبت‌ خوانده‌ مي‌شود. روز عاشورادر (كابل‌) با مراجعه‌ به‌ تكيه‌خانه‌ها و مساجد وراه‌اندازي‌ دسته‌هاي‌ سينه‌زني‌ و زنجيرزني‌ براي‌امام‌ شهيد سوگوار ي‌ برگزار مي‌شود.

                                                                                  برگرفته از سایت خانواده سبز