همه هستي در درون شماست به شرطي كه اين واقعيتها را باور كنيد:
- شما رهبر اركستر سمفونيك افكار و احساسات خويش هستيد . اگر مسئوليت كامل اين اركستر را مي پذيريد, نبايد قدمهاي خود را با صداي طبل و شيپور ديگران ميزان كنيد؛ بلكه به نواهايي كه از باطن شما برمي خيزد و شما رهبري و هدايت آنها را داريد , گوش دل بسپاريد.
- زندگي شما را با اندوخته هاي مادي شما نمي سنجند ؛ ملاك سنجش , ميزان بخشش و ايثار شما و قدمهايي است كه براي بهبود زندگي ديگران بر مي داريد.
- رنج و عذاب ما زماني آغاز مي شود كه نتوانيم اوضاع و شرايط كنوني زندگي خود را بپذيريم . اين بدان معنا نيست كه شما خواسته هايي از خزانه پرنعمت آفرينش نداشته باشيد. فقط بايد الگوهايي را كه از حرص برمي خيزد را رها كنيد.
- زندگي ملال آور نيست , اما شماري از مردم كسالت را برمي گزينند. ملال انتخابي و اختياري است.
- براي بازگشت به دوران شادمانه كودكي هرگز دير نيست .
- احساس پشيماني دائم از اعمال نارواي گذشته واحساس نگراني از رويدادهاي احتمالي آينده از مخرب ترين احساسات منفي انسان به شمار مي رود.
- به هر كاري كه دست زديد , نياز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشيد.
- آنچه زنده را از مرده متمايز مي كند , رشد و بالندگي است.
- بيشتر مردم كه همواره در تكاپوي به دست آوردن شادي و شادماني اند , آن را بيرون از خويش مي جويند.
- سرچشمه شادماني و رضايت خاطر در قلب و ذهن ماست كه از طريق انديشه به بيرون فرستاده مي شود.
- شما هرگز نخواهيد توانست دل همه را به دست آوريد. در حقيقت اگر نيمي از مردم از شما راضي باشند, كاري در خور تحسين انجام داده ايد.
- جايگاه امنيت درون انسان هاست . نور هدايتگر باطن انسان , در برخورد با موانع و تنگناها او را راهنمايي مي كند و از آشفتگي و ابهام و احساس نا امني مي رهاند.
- انسان بودن شما ربطي به جسمتان ندارد, اين عشق و خرد بيكران نهفته در اعماق وجود شماست كه از شما انسان مي سازد.
- در ذهن خود يك مهر بزرگ ” باطل شد “ را مجسم كنيد و آن را بر تمام نگرش ها و باورهايي كه شما را به شكست و ناكامي مي كشانند بزنيد , تا انديشه هاي توانمند به ذهنتان راه يابند و جريان زندگي شما را دگرگون كنند.
- رنج و محنت ريشه در حرص , تملك و نياز دارد.
- مراقبه , مكاشفه و اشراق به شما فرصت مي دهد تا حقيقت وجود خويش را كشف كنيد و بشناسيد و بر تصورات باطلي كه بين شما و خود راستين و شكوهمندتان فاصله انداخته , خط بطلان بكشيد.
- پرداختن به كاري كه به آن عشق مي ورزيد, اساسي ترين شرط گشايش دروازه فراوني نعمت در زندگي است.
- اگر از بخشودن ديگران عاجزيد , هنوز از اصول جاودان حيات و از مقام و منزلت خود در عالم هستي آگاهي نداريد.
- سلامت انديشه يك عادت است . همان گونه كه انديشه ناسالم نيز عادتي بيش نيست .
- اگر مي خواهيد در هركاري پيروزمند باشيد , بايد اين طرز فكر راكه شكست خوردن بازنده بودن است , از سر بدر كنيد.
- عفو نيرومندترين ابزاري است كه مي تواند شما را به منشا معنوي متصل كند.
- به جاي اين كه بگوئيد ” اين كار چه سودي براي من دارد” ذهن خود را براين نكته متمركز كنيد كه ” چگونه با انجام اين كار مي توانم به همنوعان خويش خدمت كنم. “
- راز نهان ورود به قلمرو هشياري برتر و ثمربخش بودن در زندگي آن است كه پيوسته يادگيرنده باشيم , نه ياد دهنده.
- براي انجام هر كار برجسته و موفقيت آميز , آرامش خيال , آشتي با خويش , اعتماد به نفس , انعطاف پذيري و چابكي و زيركي لازم است.
- ما ناگزير نيستيم كه خود را تحت سلطه هر نيروي خارج از وجود خويش قرار دهيم . عشق و خرد الهي كه در قلب ما آشيان دارد, همه آنچه را كه براي شاد زيستن بدان نياز داريم براي ما فراهم خواهد آورد. و بالاخره ؛
- مقصود غايي و نهايي زندگي, شناخت خداست.
* منبع : كتاب ” همه هستي در درون شماست “ نوشته : وين داير , ترجمه محمد رضا آل ياسين