تهديد بنيان خانواده

چه عواملي بنيان خانواده را تهديد مي كند؟

بخش نخست


بذر مهرورزي در طوفان خشم
چند روز قبل در اخبار اعلام شد كه سير صعودي آمار طلاق ادامه دارد. اگرچه اين افزايش با توجه به رشد جمعيت قابل پيش بيني بوده است اما به اين بهانه نمي شود، بي تفاوت از كنارش گذشت. چرا كه خانواده مقدس ترين نهاد اجتماعي در جامعه اي اسلامي است. همه ما خانواده را به عنوان كوچك ترين نهاد اجتماعي مي شناسيم و معتقد هستيم كه اين نهاد، خود جامعه اي كوچك است كه هر يك از اعضاي آن به نحوي بر ديگري تاثير مي گذارد. در چنين تاثير متقابلي، مجموعه اي از اعتقادات، آداب، رسوم و ارزش هاي اخلاقي، عاطفي و اجتماعي شكل مي گيرد.
روابط موجود بين اعضاي خانواده در سلامت خانواده و اعضاي آن از جنبه هاي مختلف جسمي، رواني و اجتماعي اهميت فراواني دارد. بسياري از مشكلات كه در دنياي معاصر امروز ميان اعضاي خانواده يا در بافت كلي آن وجود دارد به خدشه دار بودن روابط بين اعضاي اصلي هسته مركزي خانواده (همسران، فرزندان و رابطه متقابل آنها با يكديگر) مربوط است.
خداوند در قرآن همسران را كه بنيان گذار خانواده هستند، اسباب آرامش يكديگر قرار داده است.
رابطه همسري كه بر مبناي عشق و محبت شكل مي گيرد، چنان داراي اهميت است كه همواره مورد توجه بزرگان ديني، تربيتي و انديشمندان جوامع بوده است. آن چه در مباني اسلام بر آن تاكيد شده است، ارتباطي سرشار از مهر، شور و يكپارچگي است. در فرهنگ اسلامي و ايراني ما، خانواده شكل نمي گيرد مگر آن كه پرنده خيال زن و مردي به آسمان روياهاي يگانگي شان سفر كند.
بسياري از كارشناسان نيز كامل ترين الگوي خانواده سالم و موثر را در مفاهيم اسلامي و ايراني آن جستجو مي كنند.«الهام عرب بيگي»، كارشناس ارشد مشاوره در اين باره مي گويد:«از خودگذشتگي و ايثار در فرهنگ و مكتب ما همواره نوعي ارزش بي نظير محسوب مي شده است.
از گذشته هاي دور تا هنوز، ايرانيان مسلمان به فداكاري توصيه شده اند. 
محبت در قلب همه آدم ها به وجود مي آيد، ريشه مي گيرد، با هر فصل عشق، جوانه مي زند و به بار مي نشيند اما خشم و ناتواني برابر كنترل اين احساس كه ناخواسته در افراد به وجود مي آيد و اتفاقا نوعي فصل مشترك بين انسان ها است، موثرترين آفت از بين برنده بذر «مهر و مهرورزي» است.
تأكيد تعاليم اسلامي بر موضوع كظم غيظ (فرو خوردن خشم)، موضوع مهمي است كه شايد به همين دليل مورد توجه انبياء و اولياي خاص خداوند بوده است.
 بهترین نمونه از فروخورندگان خشم، حضرت امام كاظم(ع) است كه به اين صفت، ملقب شده اند. ايشان همواره بر سعه صدر افراد مسلمان و موفق تأكيد كرده اند و احاديث بسياري از اين امام عالي قدر وجود دارد كه مومنان را به صبوري و فرو خوردن خشم دعوت مي كند.» پژوهشگاه خانواده در روزهاي پاياني سال گذشته، نشست تخصصي «بررسي خشونت در خانواده ها» را برگزار كرد. در اين نشست

حضرت رسول اكرم فرموده است: الغضب يفسد الالباب و يعبدعن الصواب «يعني» خشم باعث فساد عقل ها است و آدمي را از راه اصلاح دور مي كند.

دلايل بروز خشونت در خانواده
1- ناكامي: ممكن است فرد در رسيدن به هدف يا به دست آوردن نتيجه اي با مانعي روبه رو و دچار احساس ناكامي شود و با خشونت رفتار كند.
2- حفظ موقعيت: برخي افراد هنگامي كه احساس مي كنند موقعيت آنها در خطر يا در حال تزلزل است، به خشونت متوسل مي شوند.
3- احساس حقارت: فردي كه احساس حقارت مي كند، ممكن است براي جبران آن از خود خشونت نشان دهد.
4- كمبود محبت: گاهي اعضاي خانواده براي جلب توجه يكديگر، دست به رفتارهاي خشونت آميز مي زنند.»
انتظارات بيش از حد؛ عدم شناخت توانايي، عوامل زيست محيطي و عوامل اجتماعي نظير فقر اقتصادي نيز از ديگر دلايل بروز خشم و خشونت به زبان دكتر «پورجمشيدي» است.
راهكارهاي عملي
هميشه هر مشكلي، يك راه حل؛ گاهي هم راهكارهاي متنوعي دارد. در همايش «بررسي خشونت در خانواده» راهكارهاي مشاوره اي روان شناختي زير براي كاهش خشونت در خانواده به صورت بيانيه اي براي رهايي افراد جامعه از تنش خشم در زندگي شان ارائه شد:
1- سعي كنيم از موقعيتي كه امكان بروز خشونت را فراهم مي كند، دوري كنيم.
2- هنگامي كه بين اعضاي خانواده، فضايي گرم و صميمي ايجاد مي كنيم، احساس آرامش بيشتري داريم.
3- وعده هايي به يكديگر بدهيم كه توانايي انجام دادن آنها را داشته باشيم.
4- در صورت مشاهده احساس ناكامي در اعضاي خانواده، موفقيت هاي گذشته آنان را يادآوري كنيم.
5- كمك كنيم اعضاي خانواده بتوانند آن چه مي خواهند به دست آورند و با آن چه در توان دارند، تعامل برقرار كنند.
6- از تحقير و سرزنش اعضاي خانواده پرهيز كرده، محبت خود را بي دريغ ابراز كنيم.
7- در هنگام خشم، با خوردن آب سرد فشارهاي دروني خود را كنترل و آنها را به حالت عادي برگردانيم.
8- وقتي زمينه هاي بروز خشونت را در خود ديديم، سعي كنيم با شمارش اعداد معكوس به آرامش برسيم.
9- با خنديدن مي شود بروز هيجان خشم را كاهش داد.
10- با ايجاد و تقويت روح گذشت و بزرگ منشي در خود، سعي كنيم آنهايي كه ما را خشمگين كرده اند، ببخشيم.
11- با عدم تحريك ضعف ها و احساسات منفي ديگران، از بروز خشونت در آنها جلوگيري كنيم.
12- با زشت دانستن رفتارهاي خشونت آميز مي توانيم، خشونت خود را بهتر كنترل كنيم.
13- در صورت پذيرفتن واقعيت ها و محدوديت هاي زندگي، در برابر ناملايمات، خشونت كمتري از خود بروز مي دهيم.
14- رفتار توأم با صبر و شكيبايي، از خودگذشتگي و ايثار ما را از به كارگيري خشونت بي نياز مي كند.

قيامت كانون بى‏پايان مهر و محبت

آيات قرآن مجيد و روايات ائمه معصومين قدس سرهما پيرامون اين موضوع كه قيامت و صحنه محشر علاوه بر اين كه جايگاه اقامه عدل الهى و عذاب و عقاب كافران و ظالمان و ستمگران و . . . است كانون پر مهر و محبت حضرت حق مى‏باشد ، به اندازه‏اى كه با شرح و تفسير آن كتاب‏ها نگاشته مى‏شود كه به روايتى شگفت پيرامون اين حقيقت با عظمت به عنوان جلوه‏اى از مهرورزى و رحمت حضرت حق در قيامت اشاره مى‏شود              
بايد توجه نمود كه در اين گونه روايات عدد جايى ندارد و منظور از بيان آن در آيات و روايات يا اشاره به كثرت و وسعت حقيقت است و يا نزديك كردن مطلب به فهم عموم مردم است .

رسول خدا صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد :


 
إنَّ اللّه‏َ تَعالى خَلَقَ مِائَةَ يَومَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالاْءَرْضَ كُلٌّ رَحْمَةٍ مِنها طِباقُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالاْءَرْضِ فَأَهْبَطَ رَحمَةً مِنها إلَى الاْءَرْضِ فَبِهَا تَرَاحَمَ الخَلْقُ وَبِهَا تَعْطِفُ الوالِدَةُ عَلى وَلَدِهَا وَبِهَا تَشْرَبُ الطَّيْرُ والوُحُوشُ مِنْ الْماءِ وَبِها تَعِيشُ الخَلائِقُ


خدا روز آفرينش آسمان‏ها و زمين ، صد رشته مهر و رحمت پديد آورد ، هر رشته مهر و رحمتى از آن صد رحمت ، برابر فضاى ميان آسمان و زمين است ، يك رشته از آن صد رشته را به زمين فرود آورد ، همه مخلوقات به وسيله آن به يكديگر مهر مى‏ورزند ، هر مادرى به وسيله آن به فرزندش مهربانى مى‏كند ، پرندگان و وحوش در سايه آن آب مى‏نوشند و همه خلايق به كمك آن زندگى مى‏كنند .


و درباره نود و نه رشته ديگر آن مى‏فرمايد :


 
إنَّ اللّه‏َ تَعالى خَلَقَ مائَةً رَحْمَةٍ فَرَحْمَةٌ بَيْنَ خَلْقِهِ يَتَراحَمُونَ بِها وادَّخَرَ لاِءَولِيائهِ تِسْعَةً وَتِسعِينَ.


خدا صد رشته رحمت آفريد ، يك رشته از آن صد بخش در ميان موجودات و مخلوقات اوست كه به وسيله آن به يكديگر مهر مى‏ورزند و نود و نه بخش را براى عاشقان و اوليائش « در قيامت » ذخيره كرده است

گناه‏كار مورد بى‏مهرى خدا در قيامت


قيامت براى شايستگان كانون مهر و محبت بى‏نهايت است ، آنان كه به قيامت وارد شوند و درخت انسانيّت آنان نخشكيده و از عبادت خدا و خدمت به خلق بهره‏اى داشته‏اند ، مشمول آن رحمت بى‏نهايت و مهر و محبّت بى‏حسابند .


اما آنان كه با آتش گناه و معصيت مداوم ، ريشه انسانيّت خود را سوزانده باشند و بى‏عبادت و بدون خدمت به خلق وارد قيامت شوند ، از آن رحمت بى‏نهايت به تقصير و كوتاهى خودشان محرومند .


امتى كه حلال و حرام محمد صلي الله عليه و آله را واگذاشتند ، به ربا و نزول‏خوارى روى آوردند ، حجاب زنان و دختران خود را براى همرنگ شدن با يهود و نصارى و فرهنگ غربيان از دست دادند و قرآن و احكامش را به مهجوريت بردند و اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله را در غربت نشاندند و از عمل صالح و اخلاق حسنه دورى جستند ، پيامبرشان را ارزان‏تر از يوسف فروختند !

اين سوداگران نادان و اين كم‏خردانى كه گران‏ترين گوهر هستى را به ارزان‏ترين قيمت به فروش رساندند ، در قيامت چه پاسخى نسبت به اين داد و ستد به خدا خواهند داشت ؟ !

اينان در مرحله نخست نسبت به خود و زن و فرزندشان و زيرمجموعه خويش و زمينه نيك‏بختى و سعادتشان كمال بى‏مهرى را به كار گرفتند و وقتى فضاى وجودشان را از محبّت و مهر خالى كردند ، از خار و گياه سم‏آلود گناه و معصيت پر شد و مستحق قهر و نفرت خدا در دنيا و عذاب ابد در قيامت شدند .

اينان بايد بدانند كه بر اساس آيات قرآن و روايات ، آتش‏گيره دوزخ ، هيزم و نفت و بنزين و ابزارى از اين گونه نيست بلكه عذاب دوزخ و آتش جهنم در همه درجاتش همان گناهان و معصيت‏هاست كه در دنيا به صورت ربا ، زنا ، دزدى ، دروغ ، تهمت ، غيبت ، ظلم ، تجاوز و . . . و همين امور در قيامت به صورت انواع عذاب‏ها و آتش سوزنده و فروزان است . و بهشت هم با همه نعمت‏هايش صورت حقيقى همان عبادت‏هاو خدمت‏ها و مهرورزى‏ها و درستى و صداقت است                                                          .                                        
اين كه در معارف اسلامى خوردن مال يتيم خوردن آتش قلمداد شده و خشم و غضب به عنوان اخگرى از عذاب دوزخ در قلب به شمار آمده و از حسد به عنوان آتشى حسنات‏سوز ياد شده ، بر اساس آيات قرآن و بر پايه وحى است .


رباخوار ، زناكار ، ستمكار ، شراب‏خوار ، فاسق ، فاجر و كافر در صورتى كه تا پايان عمر به گناهشان اصرار ورزند ، يقيناً به خاطر بازنگشتن به حق و توبه ننمودن ، مستحق عذاب و دوزخند و چون هيمه‏اى خشك بدون آن كه بميرند در آتش سوزان مى‏سوزند .

ويژگيها وخصلت هاي اجتماعي افراد محبوب

 ويژگيها وخصلت هاي اجتماعي افراد محبوب

 

 

 

فصل اول : احترام گذاشتن به ديگران نشانه عظمت وبزرگي:

 

هر انساني براي خود احترامي قائل است . زماني كه به عقايد ،كارها وسلیقه هاي افراد در حد ومحدوده خودشان احترام بگذاريم وسعي نكنيم هميشه در پي رد  كردن آنها برآييم ديگران ما را به رسميت مي شناسند چرا كه مردم عادتا با كسي كه به آنان احترام بگذارندونسبت به ايشان ابرازتوجه وقدرداني كنندانس والفت مي گيرندپس براي جلب مردم آنچه مي خواهند بايد به آنان بخشيد . بديهي است كه مردم براي دوستي ورزيدن با افراد مال و منزل نمي خواهند بلكه صرفاً خواهان احترام و بزرگداشت خود از سوي آنان مي باشند . چرا كه مردم خود را دوست دارند و هر كس براي خودش جهاني دارد مملو از آراء وعقايد و نظرات متعددي كه همين عقايد انسانها رااز هم جدا مي كند و دنياي هر فردي براي خودش محترم است پس كسي كه به آنان احترم بگذارد و به عقايد آنان توجه نمايد . دوست مي دارند وكساني را كه عقايد آنان را ناديده گرفته و به شخصيت آنان احترام  نمي گذارند نزد آنان هيچ محبوبيتي ندارد .

 

 

ممكن است بپرسید چگونه به مردم احترام بگذاريم ؟ چگونه نشان دهيم كه به آنان توجه داريم ؟

جواب اينكه همان طور كه بيان شد هر انساني داراي خصلت يا رفتار و با عقيده و بعدي است كه شايسته ستايش و تمجيد است وظيفه ماست كه اين جنبه هاي خوب را بيابيم و او را به سبب داشتن آنها تمجيد نماييم . و اگر هم قصد داريم به رد و اصلاح رفتار و افكار كسي بپردازيم بايد از راه مناسبي استفاده كنيم . درابتدا بايد به جنبه هاي شخصيتي طرف مقابل تا حدودي آگاه شويم ظرفيت او را بسنجيم و آرام آرام او را به اشتباهي آگاه سازيم و در صورت نياز راه مناسب را به او پيشنهاد كنيم . در اينجاست كه او را از قصد و نيت نوعدوستي خود آگاه كرده و خود را براي محبوبيت آماده مي كنيم .

 

نكته ديگر كه دراين زمينه بايد توجه كنيم اين است كه احترام به انسانها را نامشروط جلوه دهيم . احترام نامشروط به اين معناست كه اگر تصميم گرفتيم با فردي كه خطايي از او سرزده و يا باعث نا راحتي ما شده است برخورد كنيم قادر باشيم درحين برخورد همچنان وي را يك انسان ارزشمند و قابل احترام بدانيم و اين احساس را به او منتقل كنيم چنين عملي سبب شكل گيري يك رابطه صميمي ، ايمن و اثر بخش مي گردد .1

 

نتيجه آن كه براي بدست آوردن محبوبيت در نزد ديگران وجذب قلوب ديگران بايد بياموزيم كه چگونه ، خواه در مسائل كوچك و كم اهميت و خواه در مسائل بزرگ و پراهميت به مردم احترام بگذاريم و اين محبوبيت حاصل نمي شود مگراينكه :

 

به همگان احترام بگذاريم و هيچ فردي را كوچك نشماريم .

حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند : مردم يا برادر ديني تويند ويا در آفرينش همانند تو هستند .

 

فروتني و پرهيز از تكبر

 

داشته هاي مردم را ناچيز ودست كم نگيريم . نبايد دانش خود را زياد پنداشت و دانش ديگران را اندك و بي ارزش ، حتي اگر دانش بسيار يا ثروت فراوان و يا صفاتي داشته باشيم كه ديگران از آن بي بهره اند .

 

همان طوركه دوست داريم ديگران به ما احترام بگذارند ما نيز همان گونه به آنها احترام بگذاريم . چرا كه وقتي انتظار احترام از مردم داريم بايد به آنها احترام بگذاريم آن گونه كه آنها دوست دارند .

 

 احترام گذاشتن در سيره و روايات:

در احاديث پيرامون چگونگي احترام نهادن پيامبر اكرم (صلي الله عليه) به مردم و مظاهر آن نكات جالبي بيان شده است كه به طور خلاصه مي توان گفت : آن حضرت به هيچ كس با انگشت خود اشاره نمي كرد بلكه با تمام دست اشاره فرمود : هر گاه كسي در كنارش نشسته بود و با ايشان سخن مي گفت تنها چهره اش را به سوي او برنمي گرداند بلكه با تمام بدن به او رو رو مي كرد . وقتي با كسي دست مي داد تا طرف مقابل دست خود را نمي كشيد آن حضرت اقدام به اين كار نمي كرد هر گاه يكي از اصحابش برآن حضرت وارد مي شد به احترام او بر مي خاست و رداي خود را برايش پهن مي كرد و براي كسي كه به حضور ايشان مي رسيد جامه اش را مي گستراند تا بر آن بنشيند و متكاي خود را به او مي داد . نگاههاي خود را ميان مردم به تساوي تقسيم مي كرد هر گاه سواره بود اجاره نمي داد كسي پياده همراهش برود و او را در كنار خود بر مركب سوار مي كرد . درحديث آمده است كه مردي وارد مسجد شد و پيامبر در آنجا تنها نشسته بود با ورود او پيامبر برايش جا باز كرد . مرد  گفت اي رسول خدا  ! جا باز است پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند : يكي از حقوق مسلمان بر مسلمان اين است كه چون ديد قصد نشستن نزد او را دارد برايش جا باز كند .2

 

در روايات هم احترام گذاردن به ديگران يكي از حقوقي مسلمانان و افراد در اجتماع بيان شده است كه هر فردي بايد ان را عمل كند . به طوري كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در اين زمينه مي فرمايند :

ليسَ مِنّا لَمْ يُوَفَّرْ كبيرِنا وَ لَمْ يَرْ حَمْ صغيرِنا

كسي كه بزرگ ما را احترام و كوچك ما را رحم نكند از ما نيست .3

 

 

فصل دوم: همدلي وهمدردي راز محبوبيت :

افراد « محبوب » داراي خصيصه همدلي مي باشند يعني به راحتي توانايي ابراز همدردي وهمدلي با ديگران را دارند . بعضي مواقع مشكلاتي در زندگي افراد پديد مي آيد كه فشارهاي روحي وحتي جسماني فراواني براي آنها ايجاد مي كند . بعضي از اين مشكلات به قدري طاقت فرسا هستند كه حل آنها براي بعضي از افراد بسيار دشوار است . در حالي كه همين مشكل براي فردي ديگر خيلي آسان است . گشايش اين گره از زندگي دوستان و آشنايان و به عباراتي مردم باعث شكل گيري محبوبيت مي شود . فهم ودرك ديگران در ارتباطات توانايي است تابع قضاوتهاي فردي به عبارتي ديگر ، درك ديگران از نظر عمق ونفوذ يكسان نيست بلكه تابع شرايطي است كه برخي افراد استعداد بكارگيري آنرا دارند و براي شكل گيري ارتباط ياري بخش از آن بهره مي گيرند و برخي نيز نيازمند آموزش و توجه بيشتر در اين زمينه مي باشند . مراد از همدردي و همدلي با ديگران تلاش براي حسن كردن تجارب فرد مقابل است . دراين حالت بايد سعي كرد دنيا را از چشم فرد مقابل ديد و از گوش او شنيد و خود را جاي او احساس كرد و براي فهم دقيق افكار و احساسات او كه در لحظه لحظه ارتباط در فرد مقابل ظاهر مي شود حساسيت نشان داد و احساسات خود را نسبت به او بيان كرد . البته بايد دقت داشت كه بيان احساسات هميشه از طريق گفتار و كلام نيست . حالات و چهره بدن ، لحن صدا و امثال اينها خيلي وقتها نشان دهنده ، عواطف واحساسات هستند. افرادي كه بتوانند اين حالات را شناسايي كنند و به آنها پاسخ دهند ، افرادي هستند كه مي توانند با طرف مقابل خود همدلي و همنوايي داشته وبالطبع با همدلي و پاسخ مناسب دادن به احساسات اطرافيان مي توان مورد توجه افراد قرار گرفت و در ديد آنها فردي محبوب و مورد قبول جلوه نمود . در آزموني كه در امريكا بر روي 1011 كودك دبستاني به عمل آمد ، كساني كه در زمينه دريافتن احساسات غير كلامي ديگران استعداد از خود نشان داده بودند در ميان شاگردان مدرسه جزء محبوبترين افراد قرار گرفته اند.4

 

بنابراين براي جذب كردن قلوب ديگران و محبوبيت نزد آنها ابتدا بايد آنها را درك كرد موقعيت و مشكلات و احساسات آنها را فهميد و نسبت به آنها عكس العمل مثبت نشان داده خواه عكس العمل كلامي باشد و خواه غير كلامي . و چه بسا در بعضي از مواقع عكس العمل غيركلامي ثمر بخش تر باشد .

 

حضرت علي ( عليه السلام ) در اين زمينه مي فرمايند : همسازي با همنشينان ، همنشيني را پايدار مي كند و نرمي در خواستها ، سببهارا آسان مي كند .5

 

 

فصل سوم : فروتني وتواضع رمز عظمت ومحبوبيت :

امام سجاد ( عليه السلام ) در دعاي مكارم اخلاق خود مي فرمايند : خدايا بر محمد وخاندان او درود فرست و هرچه و به هر درجه كه مرا نزد خلق رفعت و بلندي عطا كردي به همان درجه مرا در نظرخودم پست و ذليل گردان ( تا مايه غرور و تكبر من نشود ) و به هر عزت كه در ظاهر به من عطا كردي همان قدر ذلت و حقارت به باطن ذاتم كرامت فرما .6

 

حضرت در اين قسمت از دعا اشاره دارند به اين مطلب كه لازمه رفعت مقام در نزد مردم ، فروتني و تواضع است . چرا كه  ميوه درخت فروتني است و هر كس افتادگي پيشه كند فيوضات الهي نصيب او خواهد شد . همچون زمين پستي كه به راحتي از آب حيات بهره مند مي شود  از لطف و محبت مردم نيز بهره مند خواهد شد  .

 

فروتني نه علم است كه خوانده شود و نه نظريه كه حفظ گردد و نه سخنراني كه ايراد شود بلكه هنري است كه احتياج به تمرين دارد . فروتني و تواضع یعني همان كارهايي را انجام دهيم كه مردم انجام مي دهندو ما هم مانند آنها باشيم افتاده باشيم و متكبر و مغرور نباشيم . براي آنكه مفهوم صحيحي از فروتني و تواضع داشته باشيم بايد ببنيم نظر اسلام در مورد فروتني مومنان چيست ؟

 

اگر سراسر قران را بررسي كنيم متوجه مي شويم كه اسلام تا چه حد به اين عمل پرارزش اهميت داده است و مسلمانان را به فروتني و تواضع فرا خوانده است و عواقب وخيم تكبر و غرور را براي آنها گوشزد مي كند و با يادآوري مراحل خلقت انسان و مرگ و عوالم پس از مرگ او را به تواضع و خشوع و خضوع فرا خوانده است .

 

تواضع از نظر اسلام يعني ذلت مومنان نسبت به يكديگر. قران كريم در اين زمينه مي فرمايد :

« اذله علي المومنين »7

«بر مومنان رام وخوارند»

 

و ذلت به معناي اظهار كوچكي در برابر دوست نيست بلكه به معناي احترام نهادن و فروتني نسبت به آنهاست . تفاوت زيادي است ميان فروتني برخاسته از موضع قدرت و فروتني ناشي از ضعف چرا كه فروتني ناشي از ضعف همراه با احساس كوچكي پستي و حقارت است و فروتني حقيقي عبارتست از خضوع برخاسته از احترام نسبت به ديگران .8

 

زماني كه انسان احساس مي كند بنده  خوب خداست و فروتني او براي برادران مومنش فروتني براي خداوند است در حقيقت احساس لذت مي كند و احساس عزت و سر بلندي درون خود مي بايد .

 

امام علي (عليه السلام) اين ويژگي انسان مومن را با كلاماتي دلكش و زيبا تو صيف كرده است آنجا كه در وصف مومن مي فرمايد : مومن نرمخو و مهربان است از صخره سخت تر و از بنده ذليلتر است .9

 

 نشانه هاي فروتني:

از نشانه هاي شخص فروتن  آن است كه ما يحتاج خود را با دست خويش حمل مي كند . اين روش به انسان تمرين فروتني مي دهد چنانكه مي بينيم حضرت علي (عليه السلام ) با آن همه عظمت و بزرگي در كوچه و بازار ما يحتاج خويش را بر دوش خود حمل مي كردند . مردم وقتي حضرت را مي ديدند جلو مي آمدند و از حضرت اجازه  مي خواستند كه آنها اين كار را براي حضرت انجام دهند . اما حضرت هميشه مي فرمود : صاحبخانه سزوارتر به حمل آن است .

 

از نشانه هاي تواضع است كه رفتار چون ديگران داشته باشي .

 

 

همان طور كه مردم براي بدست آوردن ما يحتاج خود درصف مي ايستند او نيز در صف بايستد و از اين كار ننگ نداشته باشد .

از نشانه هاي تواضع است كه « ميان اقران خود تفاوت نگذارد

 تمايز حقيقتي فقط در ايمان است و تقوا . اما تمايز به علم با پول و يا وجهه اجتماعي از تمايزات جاهلانه اي است كه خداوند آنها را به رسميت نشناخته است .

 

از نشانهاي تواضع است كه « به نشستن در پايين مجلس رضايت دهد و آن را كسرشان نداند»

 

از نشانه هاي تواضع است كه « با مردم چنان رفتار كند كه دوست دارند با او رفتار كنند »

 

امام حسن ( عليه السلام ) مي فرمايند : « فروتني آن است كه به مردم آن دهي كه دوست داري به تو بدهند »10

 

با توجه به اين آثار و نشانه ها كه از اشخاص متواضع و فروتن نمايان مي شود پيداست كه جامعه و مردم انسان متواضع را دوست دارد و متكبر را دشمن همنشيني ونشست و برخاست با افراد فروتن را افتخار مي داند و همنشيني با اشخاص متكبر را ناخوش مي دارد . بنابراين انسانهاي متواضع محبوب ديگران هستند و توانسته اند با اين صفت پسنديده مردم را به سوي خود جذب كنند .

 

 

تواضع در سيره پيامبر و ائمه ( عليهم السلام ):

نگاهي به زندگي پيامبر و ائمه (عليهم السلام ) اين چهره هاي محبوب در بين ياران و مردم ان زمان بيانگر آن است كه يكي از دلائل محبوبيت آنها همين تواضع و فروتني آنان نسبت به مردم ودر ارتباط با مردم مي باشد كه توانسته جايگاه ويژه اي براي آنان در بين قلوب مسلمين و غير مسلمين ايجاد كند مثلا در زندگي پيامبر  اكرم (صلي الله عليه و اله) آمده است :11

آن حضرت شخصا زانوي شترمي بست، خانه جارو مي كرد، گوسفند مي دوشيد، كفش پينه مي كرد، لباس وصله مي كرد ، با خدمتكارش غذا مي خورد . وقتي او خسته مي شد آن حضرت به جايش گندم آرد مي كرد از بازار خريد مي كرد ، با توانگر و  بي چيز ، بزرگ و كوچك ،سياه وسفيد دست مي داد و در گفتن سلام بر آنان پيشي مي جست ، آن حضرت موجب زحمتي نمي شد ، در عين انعطاف پذيري دورانديش بود ، فروتن بود اما نه خوار ، برد بار بود اما مقاوم وتسليم ناپذير، ارزش وعظمت تواضع او از اين رو بود كه اشرف قوم خود بود و پاكترين و متواضعترين آنها بود .

 

همچنين در زندگاني امام موسي بن جعفر ( عليه السلام ) بيان شده كه روزي آن حضرت بر سياهپوستي زشت رو گذشت امام كه سواره بود از اسب خويش پايين آمد و نزد او نشست و مدت زيادي با وي صحبت كرد و چون خواست از نزدش برود به او گفت : آيا تو را نيازي هست كه آنرا برآورده كنيم ؟ با اين سوال حضرت همراهان ايشان تعجب كردند و گفتند : يابن رسول لله ! با آن منزلت و دانش و شرافتي كه داريد براي چنين كسي فرود مي آیيد و با او مي نشينید؟ امام(عليه السلام) فرمودند : چرا كه نه ؟ او يكي از بندگان خدا و برادر ديني و همسايه مسلمان ماست و بهترين پدران آدم (عليه السلام) و بهترين اسلام او را به ما پيوند مي دهد .12

 

نيز روايت شده كه امام رضا (عليه السلام ) در خراسان به ضيافتي خوانده شد آن حضرت سائلی و بندگان سياه خود و عده اي ديگر را همراه خويش به آن مهماني برد  يكي از مدعوين توانگر به امام رضا (عليه السلام) عرض كرد : قربانت شوم كاش اينها ( موالي و بندگان ) را نمي آوردي امام به او فرمود :ساكت باش مرد ! همانا خداي همه ما يكي است ، مادر ما يكي است ، پدر ما يكي است و پاداش هركس بستگي به كردار او دارد .13

 

اين موارد تنها نمونه هاي كوچكي از تواضع اين بزرگواران بوده است آيا اين بزرگواران در اين كار خود يعني فروتني و تواضع در برابر مردم چيزي را از دست داده اند !! در حالي كه خداوند در قران مي فرمايد :

اِنَّ الله لا يحبُّ المتكَبّرين

خداوند متكبرين را دوست ندارد .14

 

آري ، خداوند تكبر و خود بزرگ بيني را دشمن مي دارد ، زيرا همچنان كه تواضع زمينه محبت و محبوبيت است ، تكبر زمينه پراكندگي و جدايي را بوجود مي آورد و آن بزرگواران با تواضع خود در مرحله اول محبوب خدا و به تبع آن محبوب مردم گرديده اند .

 

افتادگي آموز اگر طالب فيضي                 هرگز نخورد آب زميني كه بلند است

 

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و اله) در اين زمينه مي فرمايند : خداوند دربرابر گذشت بنده بر عزت او مي افزايد و كسي  براي خدا تواضع نكرد مگراينكه خداوند مقام او را بالابرد .

  گردآوری : دهقانی

                                     مشهد مقدس مدرسه علمیه نرجس (س)


 


 

1.  بخشنده بالي- عباس- مقاله چكونه شخصيتي مطلوب داشته باشيم- مجله حديث زندگي - سال سوم - شماره 1 - فروردين و ارديبهشت 1382 - ص 59

2.  مدرس- سيد هادي- ترجمه حميدرضاشيخي وحميدرضااژير- دوستي و دوستان ( مجموعه معرف اسلامي در هنر رفتار با مردم)چاپ دوم 1373 – انتشارات استان قدس رضوي- ص 149                                                                           

3.  شبر- سيدعبدالله- مترجم محمدرضا جباران- اخلاقي- انتشارات هجرت- چاپ سوم- تابستان 1378- ص 169                                                                  

4.  مهكام- رضا- مجله حديث زندگي- مقاله چه كسي محبوب است وچرا؟- ص 6   

5.  تمين امدي- عبدالواحه- غررالحكم و درالحكم- ترجمه مصطفي درايتي- شماره 9986 - ص 563

6.  صحيفه سجاديه- دعاي مكارم اخلاقي

7.  قران كريم- سوره مائده- ايه 54

8.  مدرسي- سيدهادي- دوستي ودوستان- ص 246

9.  دشتي- محمد- نهج البلاغه- حكمت 323

10.  كليني- محمد بن يعقوب - اصول كافي - ج2 ص 124                                  

11.  مدرسي- سيدهادي- دوستي ودوستان - ص 251

12.  مدرسي- سيدهادي- دوستي ودوستان- ص 247                                         

13.  علامه مجلسي- محمدباقر- بحارلانوار- ج 49 - ص 101                              

14.  سوره مباركه نحل- ايه 22