غم نبودن تو.........دکتر شریعتی
شگفتا!
وقتی بود نمیدیدم،
وقتی میخواند نمیشنیدم
وقتی دیدم که نبود،
وقتی شنیدم که نخواند!
چه غمانگیز است که وقتی چشمهای سرد و زلال، در برابرت میجوشد و میخواند و مینالد،
تشنه آتش باشی و نه آب،
و چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و
به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت
و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید
تو تشنه آب گردی و نه آتش،
و بعد،
عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو میگداخت
علی شریعتی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 15:21 توسط مریم امینیان
|