شعر آزادی از پل الوار

 

روي دفتر هاي مدرسه ام ،  روي نيمكت ام ، روي ماسه ، روي برف

 روي گل بوته ها ، روي خاطره هاي كودكي ام ، نام ترا مي نويسم

روي همه صفحه هاي خوانده شده  ،روي همه صفحه هاي سفيد

روي سنگ، روي خون

نام ترا مي نويسم

روي شگفتي شب ها ، روي نان سفيد روزها، روي فصول دلدادگي

روي درياچه سرخوش مهتاب  ، روي كشتزارها روي افق ، روي بالهاي پرندگان

روي هر نفس سپيده روي دريا ،  روي اسفنج ابرها  ، روي دانه هاي عرق طوفان

روي باران سنگين كسالت آور ،  روي چيزهاي براق ،  روي ناقوس رنگها

روي حقيقت ساده

نام ترا مي نويسم

روي چراغي كه روشن است ، روي چراغي كه خاموش  ، روي خانه هاي باز

 يافته ام

روي شعله هاي سرخ آتش  ، روي پناهگاه هاي ويران شده ،  روي ديوارهاي دلتنگي ام

روي درگاه خانه ها ، روي چيز هاي خودي ،  روي غيبت نا خواسته

روي تنهايي برهنه

نام ترا مي نويسم

روي همه بدن هاي موزون  ، روي پيشاني دوستانم  ، روي هر دستي كه دراز مي شود

نام ترا مي نويسم

آزادي

روي لبان در انتظار مانده  ،

روي گام هاي مرگ بر فراز سكوت

نام ترا مي نويسم

روي گذرگاه هاي بيداري ، روي راه هاي گشوده،  روي مكان هاي پر ازدحام

نام ترا مي نويسم

و با قدرت يك كلمه

زندگي ام را دوباره آغاز مي كنم

زاده شده ام ترا بشناسم

نام تورا بر زبان بياورم

آزادي