مشکلات و اعتراف به عجز
با نام خالق زیباییها

حضرت ایوب به هنگام بیماری چنین به درگاه خدا دعا میکند:
أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ(انبیا ۸۳)
به من بیماری و رنج رسیده است و تو مهربان ترین مهربانانی!
حضرت یونس به هنگام گرفتاری در سیاهی ها چنین دعا میکند:
لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ(انبیا۸۷)
هیچ خدایی جز تو نیست تو منزه و پاکی من از ستمکارانم!
و حضرت زکریا در هنگام اندوه بی فرزندی با خدایش چنین میگوید:
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ (انبیا ۸۹)
پروردگارم! مرا تنها وامگذار و تو بهترین وارثانی!
حضرت ایوب از خداوند شفای بیماریش را نمی خواهد بلکه میگوید تو
مهربانتر از من به من هستی و صلاحم را تو بهتر میدانی. حضرت یونس
از خدا نمی خواهد او را از سیاهی ها نجات بخشد بلکه با شجاعت
و تواضع اعتراف میکند که خداوند سبحان و پاک است و هر آنچه بر سرش
آمده نتیجهء اعمال اوست و بالاخره حضرت زکریا از خداوند فرزند
نمی خواهد بلکه با خشوع اعتراف میکند که بهترین وارثین تو هستی...
این مردان خدا به هنگام گرفتاری و مشکلات از خداوند درخواست
نمی کنند که آرزوها و خواسته هایشان را اجابت کند بلکه با شجاعت
و دانایی و ایمان راسخ درسهایی که در ورای آن مسایل بوده فرا میگرفتند
و به عجز و اشکال خود و بزرگی و بخشایندگی خداوند اعتراف میکردند و
دعاهایشان مورد اجابت خداوند قرار میگرفت...
باشد که ما هم به یاری خداوند درسهایی که این آیات میدهند بیاموزیم
و در زندگی بکار بریم!