<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گنجینه موفقیت </title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/</link>
<description>مهرورزی و موفقیت و معنویت</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 09 Oct 2009 23:42:25 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title> قسمت</title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-429.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=textp&gt;وقتی شادی ات را قسمت می کنی دو برابر می شود ووقتی غصه ات را قسمت می کنی نصف می شود . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ضرب المثل سوئدی &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 23:42:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=429</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-429.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عزت موحدان</title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-428.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=textp&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;عید عزت موحدان وعظمت خداجویان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;عید برکت رحمت وتجلی نور ایمان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;عید آسودگی ازآتش غفلت ورهیدگی از زنجیر نفس بر همگان مبارک &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;عید سعید فطر بر مسلمانان جهان مبارک باد &quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;A href=&quot;http://arezoo1348.blogfa.com/post-909.aspx&quot;&gt;&lt;/A&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 05:59:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=428</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-428.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ضیافت الهی</title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-427.aspx</link>
<description>ماه رمضان بشارتی است بر تمامی مسلمانان که خبر از گشایش درهای فردوس برین می دهد و مژده ضیافت الهی است بر آنان که: بیایید با درک لحظه لحظه نورانی آن توفیق «میهمان خدا» بودن را داشته باشید و در مسیر عزت و سعادت و کمال از زلال چشمه انوار الهی دل و جان بشویید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 05:49:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=427</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-427.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سخن بزرگان</title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-426.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;كنفسیوس : به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستید ، یک شمع روشن کنید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لوئیس لومباردی : بردن همه چیز نیست ؛ امّا تلاش برای بردن چرا . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فلوبر: خوشبختی یعنی هماهنگی با حوادث روزگار . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سارنف : داشتن پشتکار ، تفاوت ظریف بین شکست و کامیابی است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لاوس : وقتی آنچه داریم می بخشیم ، آنچه نیازمند آنیم دریافت خواهیم کرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ارسطو : عاقل آنچه را که می داند ، نمی گوید ؛ ولی آنچه را که می گوید ، می داند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ابوالعلاء : باید از بدی کردن بیشتر بترسیم تا بدی دیدن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مُنتسکیو : انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عمیق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پرمودا باترا : مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیت هایتان را بر سنگ مرمر. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اپیکور: کسی که از هیچ چیز کوچکی خوشحال نمی شود ، هیچگاه خوشبخت نخواهد شد.&lt;!--&lt;a href=&quot;/1386/11/30/post-62/&quot;&gt; ادامه مطلب ...&lt;/a&gt;--&gt; &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Aug 2009 05:20:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=426</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-426.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>میلاد نور مبارک</title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-425.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;EMBED 
src=http://codelist.persiangig.com/swf/imam-mahdi-milad-sahebol-asre-va-alzaman-1.swf 
width=445 height=60 type=application/x-shockwave-flash&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 07:12:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=425</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-425.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مبعث پیامبر</title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-424.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 544px; HEIGHT: 298px&quot; height=214 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.kanoonparvaresh.com/states/85/img_tehran/haram400.jpg&quot; width=544 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;                               عید مبعث بر همگان مبارک باد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 13:08:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=424</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-424.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پيش از اينها فكر ميكردم</title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-423.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3399ff&gt;&lt;A href=&quot;http://arezoo1348.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;شروع مطلب&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3399ff&gt;تا كه يكشب دست در دست پدر... راه افتادم به قصد يك سفر&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ميان راه در يك روستا ... خانه اي ديديم خوب و آشنا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زود پرسيدم پدر اينجا كجاست ... گفت اينجا خانه خوب خداست!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفت اينجا مي شود يك لحظه ماند ... گوشه اي خلوت نمازي ساده خواند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با وضويي دست ورويي تازه كرد ... با دل خود گفتگويي تازه كرد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفتمش پس آن خداي خشمگين ... خانه اش اينجاست اينجا در زمين؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفت آري خانه او بي رياست ... فرش هايش از گليم و بورياست&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#3399ff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;مهربان وساده وبي كينه است ... مثل نوري در دل آيينه است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مي توان با اين خدا پرواز كرد ... سفره دل را برايش باز كرد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مي شود درباره گل حرف زد ... صاف و ساده مثل بلبل حرف زد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چكه چكه مثل باران حرف زد ... با دو قطره از هزاران حرف زد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مي توان با او صميمي حرف زد ... مثل ياران قديمي حرف زد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ميتوان مثل علف ها حرف زد ... با زبان بي الفبا حرف زد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ميتوان درباره هر چيز گفت ... مي شود شعري خيال انگيز گفت....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;************&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0066&gt;&lt;STRONG&gt;تازه فهميدم خدايم اين خداست ... اين خداي مهربان و آشناست &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دوستي از من به من نزديك تر ... از رگ گردن به من نزديك تر….&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 04:51:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=423</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-423.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پل</title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-422.aspx</link>
<description>سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.&lt;BR&gt;یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:« &lt;FONT color=#800080&gt;من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟&lt;/FONT&gt;»&lt;BR&gt;برادر بزرگ تر جواب داد: « بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.»&lt;BR&gt;سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:«&lt;FONT color=#800080&gt; در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.&lt;/FONT&gt;»نجار پذیرفت و شروع به اندازه گیری و اره کردن الوار کرد . برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.»&lt;FONT size=3&gt;نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:« نه، چیزی لازم ندارم.»&lt;BR&gt;هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.&lt;BR&gt;کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:« مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟»در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.&lt;BR&gt;وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است.&lt;BR&gt;کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد. نجار گفت:«&lt;FONT color=#ff0000&gt; دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم&lt;/FONT&gt;.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 May 2009 13:02:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=422</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-422.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خداوندا ؛ تو راه سبز ایمان را نشانم ده </title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-421.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=Georgia&gt;&lt;A href=&quot;http://arezoo1348.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;ابتدای مطلب&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Georgia&gt;تو بر مینای این هستی &lt;BR&gt;رضا بودن عطایم كن &lt;BR&gt;كه من همراه هر سختی &lt;BR&gt;بجویم گوهر پنهان و زیبای گشایش را &lt;BR&gt;خدایا مزه پاك عطش را بر لبان تشنه ام بنشان &lt;BR&gt;بنوشان جرعه ای از آن طهور ناب روحانی &lt;BR&gt;مرا مست می جام حضورت كن &lt;BR&gt;برای محو تاریكی بسوزان جهل من را &lt;BR&gt;شعله ام گردان &lt;BR&gt;مرا در این سینه سودا وین سرمای پر سوز و سكوت &lt;BR&gt;سایه های سرد یاری كن &lt;BR&gt;و با تدبیر پر مهرت &lt;BR&gt;سحرگاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی &lt;BR&gt;هدیه ام فرما &lt;BR&gt;خداوندا &lt;BR&gt;نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما &lt;BR&gt;برای مردمان خوب این وادی &lt;BR&gt;عطا فرما &lt;BR&gt;هزار امید &lt;BR&gt;هزار و سیصد آگاهی &lt;BR&gt;هزار و سیصد و هشتاد بهروزی &lt;BR&gt;هزار و سیصد و هشتاد و هشت لبخند زیبا را&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Mar 2009 04:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=421</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-421.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موفقیت و خوشبختی</title>
<link>http://aminyan.blogfa.com/post-420.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=Arial color=#000099 size=4&gt;امروز 2 نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بيان پيشت&lt;BR&gt;منم دادم. با شروع سال جدید به  سراغت می آیند :&lt;BR&gt;يکيشون خوشبختي بود . &lt;BR&gt;اون يکي هم موفقيت . &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000099 size=4&gt;دوست خوبم ِسال پر از موفقیت و خوشبختی را برایت آرزو مندم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Mar 2009 03:28:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aminyan&amp;postid=420</comments>
<dc:creator>arezoo</dc:creator>
<guid>http://aminyan.blogfa.com/post-420.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
