تبليغاتX
گنجینه موفقیت
 

رازهاي يك ازدواج شاد

داشتن يك ازدواج شاد و رضايتمند فقط به خاطر اين‌كه شما يكديگر را دوست داريد محقق نمي‌شود.

 اگرچه دوست داشتن و عشق در يك ازدواج بسيار اهميت دارد گاهي آن به‌تنهايي كافي نيست و شما بايد در ازدواج روي ديگر روابط‌تان تلاش كنيد.

توجه دقيق و آشكار به احساسات يكديگر دو بعد عاطفي يك ازدواج شاد هستند. حتي بيشتر امور عادي و روزمره از قبيل درك مسئوليت‌هاي خانه و امور مالي مي‌توانند عواملي باشند كه در شادي و رضايت از ازدواج داخل مي‌شوند. درك اين امر ضروري است كه ازدواج يك رابطه چند وجهي است كه به منظور موفقيت آن نياز است همه ظرفيت‌هاي آن پرورش داده شود.

ميل به فداكاري اولين راز داشتن يك ازدواج شاد و خوشايند است. هر دو زوج در زندگي بايد آمادگي اين را داشته باشند كه گاهي خشنودي همسرشان را مقدم بر خشنودي خودشان قرار دهند. اگر هركدام از زوجين كاملاً خودمحور بوده و ميل به فداكاري نداشته باشند رنجش و خشمي در زندگي‌شان ايجاد خواهد شد. البته اين به معناي اين نيست كه فداكاري هميشه كارهاي بزرگ را در بر مي‌گيرد زيرا اكثر فداكاري‌ها مي‌تواند كارهاي كوچكي را شامل شود اما بايد به ياد داشت كه كوچك‌ترين فداكاري‌ها نيز ارزشمند هستند. مثلاً آماده كردن غذايي كه شما دوست نداريد اما مي‌دانيد كه همسرتان به آن علاقه‌مند است اين مي‌تواند يك فداكاري باشد چرا كه شما خشنودي همسرتان را بر رضايت خود ترجيح داده‌ايد.

اگرچه فداكاري‌ها جزء مهمي از زندگي شاد و رضايتمند است اما اين نيز مهم است كه شما گاهي اموري را انجام دهيد كه فقط براي خودتان است. اين عالي است كه علائق مشترك زيادي داشته باشيد اما اين نيز ضروري است كه شما بعضي از كارها را براي خودتان انجام دهيد. اين امري است كه هر دو همسر بايد آن را براي يكديگر بپذيرند.

 داشتن بعضي از فعاليت‌هاي جداگانه به شما فرصت اندكي مي‌دهد تا براي مدتي دور از همسرتان باشيد و اين دوري نيز فرصتي را به شما مي‌دهد تا جاي خالي آنها را احساس كنيد، به‌علاوه براي كنكاش خودتان مناسب بوده و از بي‌حوصلگي و يكنواختي در روابط جلوگيري مي‌كند.

راز ديگر براي يك ازدواج شاد حفظ صميميت و روابط محبت‌آميز است. حتي حركات كوچكي چون در آغوش گرفتن هم و گرفتن دست يكديگر فرصتي را براي ارتباط دوباره با همسرتان به دست مي‌دهد.مسائل مالي مي‌تواند موجب مقدار زيادي استرس در ازدواج شود لذا مهم است كه بيشتر از هميشه مراقب باشيد و اجازه ندهيد كه شرايط مالي‌تان ازدواج‌تان را تخريب كند.

ماني كه نگراني‌هاي مالي بالا مي‌رود مهم است كه مشكلات شرح داده شوند به خاطر اين‌كه هر دو زوج از آنچه كه در حال اتفاق افتادن است آگاه شده و براي فراهم كردن بودجه با يكديگر تلاش كنند. كار كردن با يكديگر روي اين‌گونه مسائل زوجين را مطمئن مي‌سازد كه در فرايند تصميم‌گيري مشاركت داشته‌اند چرا كه هر دو زوج به اين نگراني‌ها مربوط هستند.

شركت داشتن در مسئوليت‌هاي مربوط به خانه، راز ديگري است براي اين‌كه يك ازدواج شاد داشته باشيد. اگر هركدم از زوجين احساس كند و فكر كند كه مسئوليت‌هاي بيشتري را بر عهده دارد اين مي‌تواند منجر به ناراحتي و رنجش وي شود. سهيم شدن در اين مسئوليت‌ها نه‌تنها از رنجش و ناراحتي جلوگيري مي‌كند بلكه فرصتي را به زوجين مي‌دهد تا به عنوان يك تيم يا گروه كار كنند؛ امري كه پيوند و ارتباط‌شان را نيرومند مي‌سازد.

هركدام از زوجين نياز دارند تا نقش فعالي را در تكميل امور عادي خانه بر عهده داشته باشند و اگر احساس مي‌كنند كه بار بيشتري را بر دوش دارند به همسرشان اجازه دهند كه آن را بداند، اين تصور كه همسرم بايد هر آنچه را كه مي‌خواهم بداند تصور اشتباه و غيرمنطقي است.


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 19:49 موضوع ازدواج | لینک ثابت


آسيب‌شناسي ازدواج

 

 

دلايل متفاوتي مي‌توانند باعث شوند تا بدون اين‌كه شناخت كافي نسبت به كسي پيدا كرده باشيد، با آن شخص رابطه‌اي را آغاز كنيد كه نهايتاً منجر به يك ازدواج نادرست گردد.

در ذيل به شش دليل نادرست براي ازدواج اشاره شده است. موارد ذكر شده را به دقت بخوانيد تا آمادگي كامل براي شركت در يك رابطه سالم را در خود بسنجيد.

 

1 - فشار (سن، خانواده، دوستان و...)

2 - تنهايي و استيصال

3 - بي‌توجهي به زندگي خود

4 - اجتناب از بزرگ شدن

5 - احساس گناه

6 - پر كردن خلأهاي احساسي و روحي

 

فشار

 

- آيا اغلب دوستان شما نامزد داشته و يا متأهل هستند و شما هنوز مجريد؟

- آيا بيش از سي سال سن داريد و هنوز ازدواج نكرده‌ايد؟

- آيا آخرين فرد خانواده هستيد كه هنوز ازدواج نكرده است؟

- آيا به‌تازگي طلاق گرفته‌ايد؟

 

اگر به هركدام از سؤال‌هاي فوق جواب مثبت داديد، احتمالاً راجع به فشار چيزهايي مي‌دانيد. فشار تأثيري است كه دوستان، خانواده و يا برنامه‌ريزي احساسي خودتان بر شما مي‌گذارند و اين پيام را به شما مي‌دهند كه «بايد با كسي ازدواج كنيد، در غير اين صورت حتماً مشكلي داريد.» اگر به دلايل بيروني و يا دروني احساس اجبار مي‌كنيد، ممكن است با كسي ازدواج كنيد كه در شرايط معمولي، هرگز او را انتخاب نمي‌كرديد.

 

فشار سني: اين نگرش كه «سن شما از حد مشخصي گذشته و هنوز با كسي ازدواج نكرده‌ايد، پس غيرطبيعي هستيد را فشار سني مي‌نامند. اين سن ممكن است كه از زمينه‌هاي خانوادگي شما، سن ازدواج خواهران و يا برادرانتان و يا از ذهنيت خودتان كه سن «بلوغ فكري» چه سني است، نشأت گرفته باشد.

 

فشار از ناحيه خانواده و دوستان: بعضي از مردم نسبت به عقايد خانواده و دوستان آسيب‌پذير بوده و اجازه مي‌دهند كه به اجبار روابطي را شروع كرده يا ادامه دهند كه آنها را خوشحال نمي‌كند. اگر خودباوري شما پايين است و يا بيش از حد تحت تأثير اعضاي خانواده‌تان هستيد، اين احتمال وجود دارد كه صرفاً به خاطر چيزهايي كه ديگران فكر مي‌كنند و نه بر طبق خواسته واقعي خود رابطه‌اي را شروع كنيد.

 

تنهايي و استيصال

 

همگي ما احساس تنهايي را تجربه كرده‌ايم؛ احساسي كه به ما احساس «خاص بودن» را مي‌دهد. برهه‌هايي از زندگي كه از لحاظ روحي، احساس تنهايي داشته‌ايم و مستأصل بوده‌ايم كه به كسي مهر بورزيم و اين مهم نبوده كه «چه كسي؟»؛ هر كسي.

 

همه ما اين موارد را كم و بيش تجربه كرده‌ايم اما متأسفانه چيزي كه در ابتدا اقدامي از سر تنهايي و براي نزديك شدن به انساني ديگر شروع مي‌شود مي‌تواند به رابطه‌اي پيچيده و دردآور تبديل شود ولي اگر مطمئن شويد كه خوشبختي فقط در گرو يك تصميم درست  است، سعي مي‌كنيد انتخابگرانه‌تر تصميم بگيريد و انتخاب‌هاي خود را صرف اين احساس گناه كه «زمانه سخت شده» پايين نمي‌آوريد.

 

عدم توجه به زندگي خود

 

آيا از روابط به منظور اجتناب از پرداختن به زندگي خود استفاده مي‌كنيد؟

جملات زير را بخوانيد و از خود بپرسيد كه آيا در مورد شما، چه در گذشته و چه در حال صدق مي‌كنند يا خير؟

 

- در بخش‌هاي زيادي از زندگي شخصي خودم، عملكرد مطلوبي را ندارم.

- برنامه‌ها، طرح‌ها و روياهايي دارم كه هنوز آنها را دنبال نكرده‌ام.

- وقتي كه روي برنامه‌اي كار مي‌كنم، تلفن، نيازهاي ديگران، موارد بي‌اهميت ديگر و... حواسم را پرت مي‌كنند.

- در مقايسه با خودم به‌مراتب ساده‌تر مي‌توانم به ديگران به منظور حل مشكلاتشان انگيزه بدهم.

 

اگر با برخي از جملات فوق ارتباط برقرار كرديد، اين احتمال وجود دارد كه از روابط به منظور اجتناب از پرداختن به زندگي خودتان استفاده مي‌كنيد، ممكن است چيزي كه آن را «دل‌مشغولي» به عشق مي‌پنداريد، همان «رويگرداني» وافر شما از خود و مسائلتان باشد.

 

چرا كه اگر مدام مشغول عشق ورزيدن به كسي باشيد و تمام وقت تلاش كنيد كه آنها را خوشحال كنيد و نيازهاي آنان را برآورده سازيد، ديگر وقتي نخواهيد داشت كه به نيازهاي خود بپردازيد و يا حتي روياهايتان را دريابيد.

 

بسياري از جوانان از اين رو به سمت ازدواج گرايش پيدا مي‌كنند كه از كمبود شور و شوق و بي‌هدفي در زندگي خود خسته شده‌اند و به‌جاي آن‌كه به درون خود نگاه كنند و دليل اين احساس را از درون خود جويا شوند، خود را درگير روابط عاطفي كرده و آن را هدف قرار مي‌دهند.

 

چنين روابطي هرگز سرانجامي نخواهد داشت از آن رو كه در چنين مواقعي، شما عاشق آن شخص نيستيد بلكه شيفته «سرگرمي» و «دل‌مشغولي» خود به رابطه‌تان هستيد و بعد از مدت كوتاهي، بار ديگر با خودتان تنها خواهيد شد.

 

اجتناب از بزرگ شدن

 

بسياري از مردم نه از روي آمادگي جهت قسمت كردن غناي زندگي خود با شخص ديگر، بلكه از اين رو رابطه‌اي را آغاز مي‌كنند كه مي‌خواهند از آنها حمايت و مواظبت شود. اين‌گونه افراد سعي مي‌كنند كه از بزرگ شدن اجتناب كنند، لذا كساني را براي خود انتخاب مي‌كنند كه نقش «پدر» و «مادر» را براي آنها بازي كنند.

 

اين روابط در جهت آموختن و رشد دو طرف نبوده، ‌بلكه بر مبناي وابستگي مي‌باشد. احتمال اين‌كه در چنين رابطه‌اي باشيد وجود دارد اگر:

 

- تفاوت سني زيادي بين شما و همسرتان وجود داشته باشد.

- تفاوت عمده‌اي بين موفقيت‌هاي شغلي شما و همسرتان وجود داشته باشد.

- تفاوت بزرگي بين سطح تجارب زندگي شما و همسرتان وجود داشته باشد.

- يكي از طرفين براي كمك و نصيحت به ديگري چشم دوخته باشد.

 

احساس گناه

 

- آيا فقط به اين خاطر كه به احساسات كسي لطمه نزنيد با او ازدواج كرده‌ايد؟

- آيا  فقط به اين خاطر كه دل كسي را نشكنيد، به رابطه با او بيش از آنچه كه بايد ادامه داده‌ايد؟

- آيا با كسي رابطه داشته‌ايد كه مي‌دانستيد بيش از آنچه شما به او علاقه داريد، او به شما علاقه‌مند است، اما آن‌قدر احساس  گناه مي‌كرديد كه نمي‌توانستيد رابطه را تمام كنيد؟

 

اگر به هركدام از سؤالات بالا پاسخ مثبت داديد، پس شما نيز به احساس گناه مبتلا هستيد. احساس گناه ممكن است انگيزه عجيبي براي شروع يك رابطه و يا ادامه آن به نظر برسد اما هميشه اتفاق مي‌افتد. شما به خود مي‌گوييد كه اين احساس همان عشق است در حالي كه چيزي جز همدردي يا در منتهي درجه آن «حس ترحم» نيست.

 

شما در اين‌گونه موقعيت‌هاي ازدواج، نه از آن رو كه مي‌خواهيد بلكه به اين خاطر كه از آنچه بعد از اتمام رابطه اتفاق خواهد افتاد، مي‌ترسيد، شما زنداني احساس گناه خود هستيد.

اگر در گذشته يا حال زنداني احساس گناه بوده يا هستيد و فقط به اين خاطر كه اگر كسي را ترك كنيد احساس گناه مي‌كنيد به جمله زير فكر كنيد.

 

وقتي كه از روي احساس گناه و نه از روي عشق تصميم مي‌گيريد كه با كسي باشيد به او و به خود نيز كم‌فروشي كرده‌ايد.

 

پركردن خلأهاي احساسي و روحي

 

يك ازدواج حقيقتاً سالم، حس قدرداني دو طرف درگير در رابطه را نسبت به شگفتي‌ها و رازهاي خلقت بالا مي‌برد و درهاي رشد و تعالي روحي آنها را مي‌گشايد همچنين به هركدام از اين دو شخص كمك مي‌كند كه زخم‌هاي دوران كودكي خود را التيام بخشيده و خودباوري آنها را از طريق احساس «دوست داشته شدن» و «پذيرفته شدن» از طرف شخص مقابل، بالا مي‌برد.

 

اما وقتي كه زندگي را با مقادير قابل توجهي خلأ احساسي و روحي شروع مي‌كنيد، براي خود و همسرتان درد و رنج به همراه خواهيد آورد.

 

در زير به دو مشكل اساسي ناشي از خلأ احساسي و روحي اشاره شده است:

 

1 - شما به منظور پركردن خلأهاي روحي خود و نه به خاطر اين‌كه فرد مناسبي يافته‌ايد، به روابط وارد مي‌شويد:

 

موقعي احساس خلأ روحي مي‌كنيد كه از درون به‌طور مدام احساس خالي بودن داريد. اين خالي بودن ممكن است در مراحل معتدل‌تر به مانند يك نگراني و يا تنش تجربه شود و در مراحل حادتر به درد، افسردگي و نااميدي تبديل گردد. به مانند حيواني كه از گرسنگي رو به مرگ است و هر چيزي را مي‌خورد تا از احساس شديد گرسنگي‌ رهايي يابد.

 

اين امكان نيز وجود دارد كه براي رهايي از درد تنهايي خود، به هر رابطه‌اي اعم از سالم يا ناسالم، با محبت و صميمي و يا خشونت‌آميز، ارضاكننده تن دردهيد. اين روابط ممكن است موقتاً احساس تنهايي شما را تعديل كند و بودن با آن شخص مدتي احساس رضايت به شما بدهد زيرا ديگر مجبور نخواهيد بود تنها باشيد.

 

كاملاً واضح است كه يك فرد در چنين شرايطي تا چه حد آسيب‌پذير است. در مواقعي كه فرد به دلايل نادرست با افراد نامناسب و روابط نامناسب درگير مي‌شود تنها پس از گذشتن دوران اوج رابطه است كه با ماهيت آن فرد روبه‌رو مي‌شود و چه دردناك است كه دريابيد نه‌تنها احساس خلأتان مرتفع نشده است بلكه حضور چنين شخصي، احساس خلأ و تنهايي‌تان را بيشتر نيز مي‌كند.

 

2 - انتظار داريد كه ازدواج برايتان رابطه‌اي باشد كه بتواند خلأ روحيتان را پر كند، در حالي كه خودتان بايد خودتان را سرشار از عشق و قدرت كنيد.

 

بسياري از مردم از اين موضوع شكايت دارند كه شريك زندگي‌شان به آنها احساس كامل بودن نمي‌دهد و اين‌كه رابطه بيش از اين، ارزش ادامه دادن را ندارد. اغلب اوقات اين شكايت كسي است كه خود احساس خالي بودن و عدم كمال مي‌كند.

 

چنين شخصي توقع دارد كه شريك زندگي، خلأ‌هاي احساسي و روحي‌اش را كه مدت طولاني و حتي قبل از شروع رابطه و ازدواج با خود حمل مي‌كرده، پر كند ولي شما با اين توقع تنها رابطه را خراب خواهيد كرد زيرا تنها شماييد كه مي‌توانيد اين جاهاي خالي را پر كنيد و خود را نجات دهيد.

 

اين معقول است كه از همسر خود انتظار داشته باشيد تا به‌ تنهايي شما اضافه نكند يا شما را در التيام زخم‌هايتان حمايت كند و به شما عشق بورزد و به شما بياموزد كه چگونه خود را دوست بداريد اما در نهايت اين شما هستيد كه بايد قهرمان خود باشيد.

 

نويسنده: لوئيز موريس

 ترجمه لادن نصيري:

 


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 ساعت 19:10 موضوع ازدواج | لینک ثابت