تبليغاتX
گنجینه موفقیت
 

علت سرد شدن روابط و از دست رفتن صميميت‌ها در بين افراد جامعه چيست؟

 مهمترين پارامتري كه در يك جامعه باعث پايين آمدن شاخص‌هاي صميميت مي‌شود، عامل اقتصادي است. وقتي افراد يك جامعه امنيت شغلي و در نتيجه امنيت اقتصادي داشته باشند، مي‌توانند ارتباط‌هاي راحت‌تري را با هم داشته باشند و با اعتماد به نفس بيشتري با هم ارتباط برقرار كنند.

يكي از دلايل سرد شدن روابط و از دست رفتن صميميت‌ها، توسعه نيافتگي انسان‌ها و به نوعي عقب‌ماندگي انسان‌هاست. يكي از نكات مهم كه در بحث توسعه بايد در نظر داشته باشيم، توسعه انساني است. به اين معني كه همانطور كه جامعه عقب مانده داريم انسان عقب مانده هم داريم. انسان عقب مانده يعني انسان توسعه نيافته. يعني انساني كه با اطرافيان و جامعه مانند طلب‌كار برخورد مي‌كند. يعني انساني كه با ديگران گرم نمي‌گيرد و صميمانه برخورد نمي‌كند.

يكي از دلايل ديگر وجود اختلاف طبقاتي در حال حاضر در جامعه است. همين اختلاف باعث عدم درك متقابل افراد و دور شدن آنها از هم مي‌شود.


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 19:33 موضوع محبت و خانواده | لینک ثابت


خانواده موفق و خانواده ناموفق

 

 خانواده موفق و خانواده ناموفق نقش خانواده در بهداشت رواني  -

     

 

در يك خانوادهي بالنده هر لحظه ميتوان نشاط و سرزندگي، اصالت و محبت و علاقه را احساس كرد. به نظر ميرسد كه در چنين خانوادهاي علاوه بر مغز، قلب و روح هم حضور دارند . افراد با تمام وجود به سخنان همديگر گوش فرا ميدهند و رعايت حال و خواسته يكديگر را ميكنند و براي هم ارزش قايلند و آشكارا محبت خود را ابراز نموده ، يا درصورت لزوم با يكديگر همدردي ميكنند. افراد چنين خانوادهاي از خطر كردن ، نميهراسند. زيرا هر فرد خانواده متوجه است كه با خطر كردن حتماً اشتباهاتي رخ خواهد داد و اشتباهات، خود نشانهاي از رشد كردن است، همهي افراد خانواده احساس ميكنند كه از حقوقي برخوردارند، ضمن اين كه كاملاً به يكديگرعلاقه مندند و برا ي همديگر ارزش قائلند.

در يك خانوادهي بالنده هر لحظه ميتوان نشاط و سرزندگي، اصالت و محبت و علاقه را احساس كرد. به نظر ميرسد كه در چنين خانوادهاي علاوه بر مغز، قلب و روح هم حضور دارند . افراد با تمام وجود به سخنان همديگر گوش فرا ميدهند و رعايت حال و خواسته يكديگر را ميكنند و براي هم ارزش قايلند و آشكارا محبت خود را ابراز نموده ، يا درصورت لزوم با يكديگر همدردي ميكنند. افراد چنين خانوادهاي از خطر كردن ، نميهراسند. زيرا هر فرد خانواده متوجه است كه با خطر كردن حتماً اشتباهاتي رخ خواهد داد و اشتباهات، خود نشانهاي از رشد كردن است، همهي افراد خانواده احساس ميكنند كه از حقوقي برخوردارند، ضمن اين كه كاملاً به يكديگرعلاقه مندند و برا ي همديگر ارزش قائلند.

هركس ميتواند احساس سر زندگي را در چنين خانوادهاي ببيند. حركات بدنها و حالت چهرهها آرميده است. افراد با آهنگي پرمايه و روشن حرف ميزنند. در روابطشان باهم، هماهنگي وجود دارد. حتي وقتي خردسالند به نظر گشاده رو ومهربان ميآيند و بقيه افراد خانواده هم با آنها مثل آدمهاي بزرگ رفتار ميكنند.

خانوادههاي مسئلهدار و آشفته در اثر ازدواجهاي مسئله دار به وجود ميآيند. در خانواده هاي آشفته ارزش خود، پايين؛ ارتباط، غيرمستقيم؛ قاعدهها خشك و بي روح و ناسازگار و يكنواخت است و پيوند با اجتماع براساس ترس و آرام كردن خشم و سرزنش است.

در خانوادههاي آشفته و ناراحت، جو منفي را خيلي سريع و آسان ميتوان احساس كرد. هر وقت در چنين خانوادهاي باشيم به سرعت احسا س مي‎‎نيم كه ناراحتيم. گاهي محيط آن چنان سرد است كه گويي همه يخزدهاند، فضا فوق العاده مؤدبانه است و بي حوصلگي به وضوح روشن و مشهود است.

زماني ديگر احساس ميكنيم كه همه چيز به طور مداوم به دور خود ميچرخد و سرگيجه ميگيريم ونميتوانيم تعادلمان را بازيابيم.گاهي امكان دارد كه نوعي حالت اعلام خطر احساس شود، مانند آرامش قبل از طوفان، وگاهي نيز هوا سرشار از رمز و راز است، مانند محيط ستادهاي جاسوسي.

واكنشهاي اساسي

بيشتر افراد خانوادههاي پريشان دچار بيماري جسمي هستند. در واقع بدن آنان در برابر جوي غير انساني، واكنشي انساني نشان ميدهد و بيانكننده ي وضع ناخوشايند آنان است.

بدنها شق و سفت يا دولا و خميده است؛ چهرهها عبوس و غمگين و مانند ماسك بي احساس به نظر ميرسد؛ چشمها فرو افتاده است و نگاه ها از مردم ميگريزد. بديهي است كه گوشها نميشنوند، صداها هم خشن و گوشخراش هستند.

نشانه دوستي در ميان افراد خانواده كم است و همبستگي خانوادگي نوعي وظيفه است و افراد صرفاً تلاش ميكنند يكديگر را تحمل كنند. گهگاه افرادي در خانوادههاي پريشان مشاهده ميشوند كه سعي دارند با حرفهايشان جو موجود را سبك كنند ولي گفتههايشان به هدر مي رود. در چنين مواقعي اغلب شوخي ها هم گزنده و طعنهآميز و بي رحمانهاند. بزرگترها آنقدر سرگرم امر و نهي به فرزندان خود هستند كه هرگز نميفهمند اوكيست. در نتيجه فرزند هيچگاه از پدر و مادر به عنوان دو انسان بهره مند نميشود.

به طور كلي كودكان خانوادههاي آشفته تربيتي مسموم دارند. تربيت مسموم خشونتي است كه به حقوق كودكان تجاوز ميكند، اين خشونت در كودك باقي مي ماند و در بزرگسالي او، به همين شكل به فرزندانش منتقل مي شود.

در تربيت مسموم، اطاعت والاترين ارزشهاست. در ادامهي اطاعت، نظم و تربيت، تميز بودن و كنترل احساسات و آرزوها قرار دارد. كودك زماني خوب است كه آن طور كه به او گفتهاند و آموختهاند رفتار كند. كودك خوب، سازگار و با ملاحظه وغير خودخواه است و هرچه كمتر حرف بزند ، بهتراست.

در تربيت مسموم :

1- بزرگترها ارباب كودك وابسته هستند.

2- بزرگترها خدا گونه درباره خوب و بد تصميم مي گيرند.

3-كودك مسئول خشم بزرگترهاست .

4- پدر و مادر هميشه بايد حمايت شوند.

5- حق حيات كودك تهديدي براي والدين مستبد است .

6- اراده كودك بايد در اسرع وقت سركوب شود.

نمونه هايي از اين باورها:

1- بچه هاچون بچه هستند، شايسته احترام نيستند.

2- اطاعت ، بچه ها را قوي ميكند.

3- برآورده ساختن نيازهاي كودك اشتباه است.

4- جدي بودن با كودك و سرد برخورد كردن با او، او را براي زندگي آماده ميكند.

5- تشكر ظاهري بهتر از ناسپاسي صادقانه است.

6- رفتار ظاهري مهمتر از خود واقعي است.

7- پدر و مادر موجوداتي بي گناه و عاري از وسوسه هستند.

8- هميشه حق با پدر ومادر است.

اغلب اين باورها در ناخودآگاه وجود دارند و در شرايط استرس و بحران فعال ميشوند . با توجه به مداركي كه موجود است هيتلر در كودكي مورد سوءاستفاده و بد رفتاري جسمي و احساسي واقع شده بود . پدرش يك ديكتاتور به تمام معنا بود. گمان ميرود كه پدرش نيمه جهود و نامشروع بود و خشمش را روي فرزندانش پياده ميكرد. هيتلر دوران كودكي را برونريزي كرد و ميليونها كليمي بيگناه را قرباني نمود.

برون ريزي

اريك اريكسون معتقد است كه هيتلرخشم گسسته ميليونها نوجوان را برانگيخت. او در هيئت رهبر گروههاي جوان ظاهر شد تا خشم آنها را سازمان دهد. اين خشم واكنش ناخودآگاه آنها در برابر طرز پرورش خود بود كه در اسطورهي" نژاد برتر" متجلي شد. كليميهاي قرباني شده، قربانيان آلمانيهاي تحت ستم والدين پرخاشگر، مستبد و زورگو بودند. اين " برون ريزي ملي" نتيجه منطقي يك زندگي خانوادگي مستبدانه بود كه در آن يك يا دو نفر، با نام پدر و مادر، همه قدرتها را در اختيار دارند و ميتوانند با فرزندان خود هركاري كه ميخواهند بكنند. آنها را شلاق بزنند، توهين و مجازاتشان كنند، مورد تحقير قرار دهند، برآنها سلطه برانند، با آنها بدرفتاري و بي اعتنايي كنند. همه اينها در مفهوم تربيت مسموم انجام ميگيرند.

بايد توجه داشت كه نظم و ترتيب بدون خود انگيختگي به اسارت منتهي ميشود؛ قانون و توجيه عقلي بدون عاطفه منجر به سردي مكانيكي ميشود. ملاحظهكاري و تواضع، بدون احساس آزادي و استقلال دروني، مولد انسانهاي خامي است كه به راحتي تحت قيموميت هر مقام و صاحب مقامي قرار ميگيرد.

اختلالات وسواس، كمال طلبي، احساس عميق حقارت، ناشايستگي يا ناكامي و اختلال خود شيفتگي هم ناشي از شرم و خجالت است.

شرمساري يك خود ناپذيري تمام عيار است. شرمساري، بيماري روح و تلخ ترين تجربه خود از خويشتن است، و مهم نيست كه با شكل تحقير يا ترسويي احساس شود يا به شكل ناكامي. شرمساري منبع اغلب روحيات مزاحم و ناخوشايندي است كه زندگي انسان را انكار ميكند. شرمساري با احساس گناه تفاوت دارد. احساس گناه ميگويد: اشتباه كردم، اما شرمساري ميگويد: من خود اشتباه هستم . احساس گناه ميگويد: عمل خلافي از من سرزده، اما شرمساري ميگويد: من خلاف هستم. احساس گناه ميگويد: كارم درست نبوده، اما شرمساري ميگويد من نادرست هستم.

مقررات حاكم بر خانوادههاي ما، با به حال خود واگذاشتن بچه ها، در آنها ايجاد شرمساري ميكند. به حال خود واگذار كردن فرزندان به اشكال زير بروز مي كند:

1- رها كردن واقعي آنها ( ترك كردن فيزيكي).

2- دريغ كردن احساسات خود از فرزندان.

3- بي توجهي به تأييد و تصديق احساسات فرزندان .

4- برآورده نساختن نيازهاي رشدكودكان.

5- سوء استفاده جسماني، جنسي، احساسي و روحي از فرزندان.

6- استفاده از بچه ها براي برآورده ساختن نيازهاي ارضاء نشده.

7- بچه را مسئول ازدواج خود معرفي كردن.

8- پنهان كردن و انكار اسرار شرم آور خود از ديگران تا بچهها مجبور شوند با حمايت از اين موضوعات پنهاني، تعادل و توازن خانواده را حفظ كنند.

9- صرف وقت نكردن با فرزندان و بي توجهي به آنها.

                  

 


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 ساعت 21:48 موضوع محبت و خانواده | لینک ثابت


تهديد بنيان خانواده

چه عواملي بنيان خانواده را تهديد مي كند؟

بخش نخست


بذر مهرورزي در طوفان خشم
چند روز قبل در اخبار اعلام شد كه سير صعودي آمار طلاق ادامه دارد. اگرچه اين افزايش با توجه به رشد جمعيت قابل پيش بيني بوده است اما به اين بهانه نمي شود، بي تفاوت از كنارش گذشت. چرا كه خانواده مقدس ترين نهاد اجتماعي در جامعه اي اسلامي است. همه ما خانواده را به عنوان كوچك ترين نهاد اجتماعي مي شناسيم و معتقد هستيم كه اين نهاد، خود جامعه اي كوچك است كه هر يك از اعضاي آن به نحوي بر ديگري تاثير مي گذارد. در چنين تاثير متقابلي، مجموعه اي از اعتقادات، آداب، رسوم و ارزش هاي اخلاقي، عاطفي و اجتماعي شكل مي گيرد.
روابط موجود بين اعضاي خانواده در سلامت خانواده و اعضاي آن از جنبه هاي مختلف جسمي، رواني و اجتماعي اهميت فراواني دارد. بسياري از مشكلات كه در دنياي معاصر امروز ميان اعضاي خانواده يا در بافت كلي آن وجود دارد به خدشه دار بودن روابط بين اعضاي اصلي هسته مركزي خانواده (همسران، فرزندان و رابطه متقابل آنها با يكديگر) مربوط است.
خداوند در قرآن همسران را كه بنيان گذار خانواده هستند، اسباب آرامش يكديگر قرار داده است.
رابطه همسري كه بر مبناي عشق و محبت شكل مي گيرد، چنان داراي اهميت است كه همواره مورد توجه بزرگان ديني، تربيتي و انديشمندان جوامع بوده است. آن چه در مباني اسلام بر آن تاكيد شده است، ارتباطي سرشار از مهر، شور و يكپارچگي است. در فرهنگ اسلامي و ايراني ما، خانواده شكل نمي گيرد مگر آن كه پرنده خيال زن و مردي به آسمان روياهاي يگانگي شان سفر كند.
بسياري از كارشناسان نيز كامل ترين الگوي خانواده سالم و موثر را در مفاهيم اسلامي و ايراني آن جستجو مي كنند.«الهام عرب بيگي»، كارشناس ارشد مشاوره در اين باره مي گويد:«از خودگذشتگي و ايثار در فرهنگ و مكتب ما همواره نوعي ارزش بي نظير محسوب مي شده است.
از گذشته هاي دور تا هنوز، ايرانيان مسلمان به فداكاري توصيه شده اند. 
محبت در قلب همه آدم ها به وجود مي آيد، ريشه مي گيرد، با هر فصل عشق، جوانه مي زند و به بار مي نشيند اما خشم و ناتواني برابر كنترل اين احساس كه ناخواسته در افراد به وجود مي آيد و اتفاقا نوعي فصل مشترك بين انسان ها است، موثرترين آفت از بين برنده بذر «مهر و مهرورزي» است.
تأكيد تعاليم اسلامي بر موضوع كظم غيظ (فرو خوردن خشم)، موضوع مهمي است كه شايد به همين دليل مورد توجه انبياء و اولياي خاص خداوند بوده است.
 بهترین نمونه از فروخورندگان خشم، حضرت امام كاظم(ع) است كه به اين صفت، ملقب شده اند. ايشان همواره بر سعه صدر افراد مسلمان و موفق تأكيد كرده اند و احاديث بسياري از اين امام عالي قدر وجود دارد كه مومنان را به صبوري و فرو خوردن خشم دعوت مي كند.» پژوهشگاه خانواده در روزهاي پاياني سال گذشته، نشست تخصصي «بررسي خشونت در خانواده ها» را برگزار كرد. در اين نشست

حضرت رسول اكرم فرموده است: الغضب يفسد الالباب و يعبدعن الصواب «يعني» خشم باعث فساد عقل ها است و آدمي را از راه اصلاح دور مي كند.

دلايل بروز خشونت در خانواده
1- ناكامي: ممكن است فرد در رسيدن به هدف يا به دست آوردن نتيجه اي با مانعي روبه رو و دچار احساس ناكامي شود و با خشونت رفتار كند.
2- حفظ موقعيت: برخي افراد هنگامي كه احساس مي كنند موقعيت آنها در خطر يا در حال تزلزل است، به خشونت متوسل مي شوند.
3- احساس حقارت: فردي كه احساس حقارت مي كند، ممكن است براي جبران آن از خود خشونت نشان دهد.
4- كمبود محبت: گاهي اعضاي خانواده براي جلب توجه يكديگر، دست به رفتارهاي خشونت آميز مي زنند.»
انتظارات بيش از حد؛ عدم شناخت توانايي، عوامل زيست محيطي و عوامل اجتماعي نظير فقر اقتصادي نيز از ديگر دلايل بروز خشم و خشونت به زبان دكتر «پورجمشيدي» است.
راهكارهاي عملي
هميشه هر مشكلي، يك راه حل؛ گاهي هم راهكارهاي متنوعي دارد. در همايش «بررسي خشونت در خانواده» راهكارهاي مشاوره اي روان شناختي زير براي كاهش خشونت در خانواده به صورت بيانيه اي براي رهايي افراد جامعه از تنش خشم در زندگي شان ارائه شد:
1- سعي كنيم از موقعيتي كه امكان بروز خشونت را فراهم مي كند، دوري كنيم.
2- هنگامي كه بين اعضاي خانواده، فضايي گرم و صميمي ايجاد مي كنيم، احساس آرامش بيشتري داريم.
3- وعده هايي به يكديگر بدهيم كه توانايي انجام دادن آنها را داشته باشيم.
4- در صورت مشاهده احساس ناكامي در اعضاي خانواده، موفقيت هاي گذشته آنان را يادآوري كنيم.
5- كمك كنيم اعضاي خانواده بتوانند آن چه مي خواهند به دست آورند و با آن چه در توان دارند، تعامل برقرار كنند.
6- از تحقير و سرزنش اعضاي خانواده پرهيز كرده، محبت خود را بي دريغ ابراز كنيم.
7- در هنگام خشم، با خوردن آب سرد فشارهاي دروني خود را كنترل و آنها را به حالت عادي برگردانيم.
8- وقتي زمينه هاي بروز خشونت را در خود ديديم، سعي كنيم با شمارش اعداد معكوس به آرامش برسيم.
9- با خنديدن مي شود بروز هيجان خشم را كاهش داد.
10- با ايجاد و تقويت روح گذشت و بزرگ منشي در خود، سعي كنيم آنهايي كه ما را خشمگين كرده اند، ببخشيم.
11- با عدم تحريك ضعف ها و احساسات منفي ديگران، از بروز خشونت در آنها جلوگيري كنيم.
12- با زشت دانستن رفتارهاي خشونت آميز مي توانيم، خشونت خود را بهتر كنترل كنيم.
13- در صورت پذيرفتن واقعيت ها و محدوديت هاي زندگي، در برابر ناملايمات، خشونت كمتري از خود بروز مي دهيم.
14- رفتار توأم با صبر و شكيبايي، از خودگذشتگي و ايثار ما را از به كارگيري خشونت بي نياز مي كند.


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در یکشنبه بیستم اسفند 1385 ساعت 20:46 موضوع محبت و خانواده | لینک ثابت


نقش عشق در خانواده

نقش عشق در خانواده:
اساساً وقتي صحبت از خانواده مي شود، اولين چيزي كه مطرح مي شود، عشق است كه مي بايست بين دو نفر وجود داشته باشد. اين موضوع مي تواند نقش مهم و استحكام پذيري را در خانواده داشته باشد.
در كتاب فرهنگ لغات، عشق كشش يا اشتياق به شخصي است كه شور و شعف و احساس محبت را برمي انگيزد و همدردي را ايجاد مي كند.
* از ديدگاه جامعه شناختي، عشق به دلبستگي نسبتاً پايدار كه شمار كوچكي از افراد نسبت به هم دارند، به يكديگر محبت داشته، از لحاظ عاطفي به يكديگر متعهد بوده، هدف اصلي خود را خوشبختي جمعي دانسته و براي مراقبت و كمك به يكديگر احساس تعهد مي كنند، گفته مي شود.
* از ديدگاه كنش متقابل نمادي درواقع تصوير هر شخص نسبت به عشق مبناي آن را مشخص مي كند، يعني ممكن است دو نفر خيلي بهم ابراز محبت كنند و به هم اعتماد داشته باشند و با هم صميمي باشند؛ اما واقعاً عاشق همديگر نباشند. گاهي دو نفر با هم دعوا مي كنند و دست به گريبان مي شوند؛ اما در درون مي بينيم كه عاشق هم هستند. تفسير اشخاص، در فرهنگهاي مختلف از عشق متفاوت است.
طبق تحقيقاتي كه از دانشجويان سراسر جهان در مورد عشق شده است، 86 درصد از دانشجويان آمريكايي و برزيلي عشق را لازمه ازدواج دانسته اند؛ اما 4/3 درصد دانشجويان هندي اين نظر را داشتند كه زماني ازدواج مي كنند كه زني با شرايط دلخواه خود پيدا كنند چون زندگي كه با عشق شروع شود به علت خواسته هاي زياد، رو به شكست مي رود.

 

  «روانشناسي خانواده»
ضرورت مشاوره براي خانواده:

مشاوره و مشورت كردن با ديگران يك نياز محسوب مي شود؛ زيرا براي درست رفتار كردن، درست عشق ورزيدن، درست محبت كردن، نياز به روش و اصول و تكنيكهايي است كه زندگي بهتر صورت بگيرد و والدين براي اينكه بتوانند، فضاي خانه را يك فضاي دلنشين كنند و يافته ها را به فرزندان خودشان منتقل كنند، نياز به اين دارند كه از تخصص ديگران استفاده كنند.
مشاوره، خود يك تخصص است، تجربه نشان داده كه هرچه فرهنگ رجوع به مشاور بيشتر گسترش يابد، خانواده ها يافته هاي مطلوبي را براي ايجاد فضاي با نشاط و مطلوب پيدا مي كنند. مشاوره بر دو نوع است:
1 – مشاوره فردي 2 – مشاوره گروهي
مشاوره فردي:
در اين مشاوره يك نفر با يك نفر ديگر گفتگو مي كند و با به كارگيري تكنيكهاي روان شناختي و مشاوره اي مي توان بر فرد تأثير گذاشت و رفتارهاي وي را تصحيح كرد. مشاوره گروهي:
در اين مشاوره، چند نفر وجود دارند، مثل يك خانواده با يك مشاور. گاهي ممكن است مشاوره در خانواده و در بين اعضا، صورت بگيرد، در اين حال يك نفر رهبري را بر عهده مي گيرد و اعضا، شروع به صحبت كردن درباره موضوعات خود مي كنند. در اين مشاوره بروز احساسات و گفتگوي پويا و آموزش مهارتهاي ارتباطي و تصحيح نگرش در مورد همديگر وجود دارد.
 

 

  «آسيب شناسي خانواده»
غيبت طولاني پدر از خانواده:

اين در مواردي است كه به دليل شغل پدر، يا بي مسؤوليتي او فاصله ايجاد شده است و يا در اثر اختلافي كه با همسر خودش دارد پدر در جاي ديگري به سر مي برد.
اين دلايل براي بچه ها هيچگاه دلايل موجهي محسوب نمي شود. بچه ها به دليل رشد اجتماعي به حضور پدر نياز دارند و عدم حضور پدر در خانواده بر رفتار فرزندان، اثر دارد و آنها را از نظر رشد اجتماعي دچار آسيب مي كند.
در زندگي، مي بايست يك رابطه صميمي بين پدر و پسر و پدر و دختر پيدا شود؛ اما وقتي اين الگو وجود ندارد، درواقع آنها نمي توانند از پدر خودشان تبيعت كنند و او را الگوي خود قرار دهند و نمي توانند همانند سازي كنند و بين آنها بيگانگي به وجود مي آيد. اين نبود حضورپدر، ممكن است در دوران بلوغ فرزند، دچار بحران هويت شود.
در نبود پدر، مادر، كارهاي كمي از وظايف پدر را مي تواند انجام دهد؛ اما نمي تواند نقش پدر را ايفا كند، بنابراين نمي تواند جاي پدر را بگيرد.
 

 

  «بهداشت رواني خانواده»
بزهكاري و عوامل مؤثر در آن:

بزه در فرهنگ لغت به معناي گناه و بزهكار به معناي گناهكار مي باشد. از نظر علمي بزهكاري به هر كاري كه برخلاف قوانين و موازين فرهنگي جامعه باشد، قلمداد مي شود. بزهكاري انواع گوناگوني دارد؛ مثل دزدي، سرقت، اعتياد، ولگردي و ... .
برطبق تحقيقات، چندين عامل را در شكل گيري اين بزهكاري مهم دانسته اند و چون اين عمل در طبقات مختلف جامعه ديده مي شود، از اهميت بسزايي برخوردار است.
يكي از عوامل بزهكاري وراثتي است، به عبارتي سيستم شيميايي و عصبي بزهكاران، ممكن است آنها را براي انجام اين كار مستعد كند.
عوامل خانوادگي و فرهنگ خانواده يكي از عوامل بزهكاري محسوب مي شود، كه اكثراً افراد بزهكار داراي خانواده هاي طلاق و تك والدي هستند. عواملي مثل فقر و بيكاري كه از مسائل اجتماعي محسوب مي شود، بر روابط خانواده تأثير مي گذارد و خانواده را متزلزل مي كند و فرد را براي بزهكاري آماده مي كند. اكثراً روابط اين افراد با خانواده هايشان به طور خصمانه است و والدين افراد بزهكار، با آنان رفتار قاطعانه اي ندارند.
 

 

  «مشاوره خانواده»

بعضي درمانگران، خود را درگير دستور العمل دادن نمي كنند و راحت مي نشينند، چون احساس مي كنند نبايد زير بار "چه بكنيد" بروند؛ ولي عده اي به دستورالعمل معتقدند و آن را اجرا مي كنند و دو شيوه در كار خود به كار مي برند:
اول اينكه: به اشخاص گفته مي شود "چه بكنيد" وقتي كه درمانگر خواستار انجام آن است.
دوم اينكه: به اشخاص گفته مي شود "چه بكنيد" وقتي كه درمانگر خواستار انجام آن نيست.
توضيح: در قسمت اول مشكلي وجود ندارد چون دستورالعمل براي اعتماد به نفس شخص لازم است؛ اما در قسمت دوم، مقداري پيچيدگي وجود دارد،‌ كه احتياج به روابطي قوي دارد، كه باعث طغيان فرد مي شود.
 

 

  «جامعه شناسي»
نحوه بيان عواطف:

اساساً گفته مي شود نحوه تعيين عواطف، مبتني بر اين است كه كداميك از دو طرف آن را بيان كنند.
اصولاً زنان، نسبت به مردان، بيشتر عواطف خودشان را ابراز مي كنند، چون مرد در موضع قوي تر در خانه بوده ولي مسائل ديگري هم وجود دارد.
جامعه شناسان معتقدند كه هرقدر وجه تشابه بين همسران بيشتر باشد و سليقه هاي مشابهي نسبت به زندگي داشته باشند و با هم در زمينه هاي مختلف تفاهم داشته باشند، صميميت بين آنها بيشتر و دوام زندگي هم بيشتر مي شود، حال اگر اين موارد كمتر باشد، صميميت بين آنها كم و دوام زندگي كمتر مي شود.
بنابراين يكي از عوامل بيان عاطفه، داشتن سليقه هاي مشابه و وجوه تشابه در بين آنها مي باشد. از طرفي مسأله فيزيولوژيك و اجتماعي هم در مورد اين مسأله مهم است. زنان به دليل اينكه خودشان توليد كننده انسان هستند در نتيجه عواطفشان رقيق تر است، بنابراين عشق زنان به مردان عميق تر و پايدارتر از عشق مردان به زنان است. در تحقيقات نشان داده شده كه روانشناسي فردي زنان نسبت به مردان قوي تر است و از طرفي مردان سريعتر از زنان عاشق و زودتر از زنان فارغ مي شوند.
درواقع هيجانات مردان نسبت به زنان بيشتر مي باشد. مردان كمتر از زنان در مورد مسائل عشقي طرح و نقشه مي ريزند، تصور مردان نسبت به زنان بيشتر هيجاني است. زنان بيشتر از شوهرانشان عواطفشان را ابراز مي دارند، زنان بيشتر از شوهرانشان به آنان ابراز محبت مي كنند. زنان بيشتر از شوهرانشان، احساسات خود را براي دوستان و نزديكانشان بيان مي كنند.
 

 

  «روانشناسي خانواده»
تربيت ديني و اخلاقي كودك:

نوع پرورش كودك بايد طوري باشد كه نگاه و رفتار ديني از خودش نشان بدهد. اگر كودك به گونه اي بار بيايد كه در تحول خودش رفتارهاي ديني نشان بدهد، ما به تربيت ديني كودك كمك كرده ايم.
در مورد تربيت ديني كودك، حتماً مي بايست آموزشهايي در مورد دين و برخوردهاي ديني متناسب با سن كودك داده شود. هدف از تربيت ديني عبارتست از: هدف شناختي و رفتاري. هدف شناختي: شناخت درباره خدا و هستي و منظم بودن هستي و شناختن بزرگان ديني. هدف رفتاري: اين است كه بچه ها رفتار ديني داشته باشند البته آنهم به اقتضاي سن خود.
وظيفه والدين با توجه به اقتضاي سن و خواستار بودن تربيت ديني اين است:
1 – الگوسازي ديني 2- رفتار مناسب والدين
* براي كودك شخصيتهايي را در غالب داستان و شعر كه از نظر ديني مناسب هستند، بازگو كنند. حال اگر كودك با يكي از شخصيتهاي ديني پيوند عاطفي پيدا كند، رگه هاي رفتار ديني در او پديدار مي شود و با او الگوسازي مي كند.
* گاهي به طور كلامي لازم نيست ما مسائل ديني را به بچه ها ياد بدهيم، وقتي والدين موارد مناسك ديني را به طور صحيح انجام بدهند، بچه ها به طور ناخودآگاه از آنان ياد مي گيرند و در ذهن آنان يك تداعي خوشايندي صورت مي گيرد.
 

 

  «آسيب شناسي خانواده»
سوء ظن نسبت به همسر:

سوء ظن نسبت به همسر، خود يك بيماري رواني است كه پارانوئيد ناميده مي شود. در اين مورد، فرد دچار سوء ظن و بدگماني مي شود كه بدون اينكه براي همسرش اتفاقي افتاده باشد، او را به انجام كارها و رفتارهايي كه ابداً انجام نداده است، متهم مي كند.
وقتي سلامت روان شخص، دچار آسيب شود، ديگر نمي توان صحبت از خانواده آرام و صميمي كرد؛ چون اين گونه افكار چنان بر روي خانواده تأثير مي گذارد، كه مشكلات فراواني را ايجاد مي كند.
در اين رفتار، هم آقا مي تواند مبتلا باشد و هم خانم. در هر صورت اين بدبيني روي بچه ها هم تأثير مي گذارد و آنها را هم دچار بدبيني مي كند و بچه ها در قضاوت دچار مشكل مي شوند. در چنين خانواده هايي، نظام فكري منفي است و اين منفي بودن روي بچه ها هم تأثير دارد؛ چون بچه ها خيلي از رفتارها را دروني مي كنند.
علت اين گونه رفتار در والدين اين است كه اين افراد در سنين پايين وارد بازار كار و اجتماع شده اند و تجربه هاي بدي را زودتر از حد معيّن پيدا كرده اند و ناملايمات را لمس كرده اند. دوم اينكه فرد، ابتدا در يك خانواده بزرگ شده كه خيلي مورد محبت قرار گرفته و به طور ناگهاني اينها را از دست بدهد. سوم اينكه از مكاني به مكان ديگر مهاجرت كنند و در جاي جديد او را نپذيرند، كه باعث بي اعتمادي او مي شود.
 

 

  «بهداشت رواني خانواده»
اعتياد و بهداشت رواني خانواده:

درواقع اعتياد به حالتي در بدن فرد گفته مي شود كه در اثر مصرف مواد مصنوعي به وجود بيايد كه در صورت نبودن آن، فرد دچار مشكل مي شود، چون بدن به آن عادت كرده است. دو اصطلاح مهم در وابستگي جسماني است:
1 – تحمل دارويي 2 – آثار محروميت
* تحمل دارويي: اين است كه فرد معتاد براي اينكه بتواند آن آثار اوليه را احساس كند، روز به روز مقدار بيشتري را استفاده مي كند.
* آثار محروميت: زماني كه ماده مخدر به مقدار كم به بدن فرد معتاد مي رسد، فرد معتاد يك سري عوامل جسماني و رواني را تجربه مي كند. اين آثار محروميت شامل، حالت تهوع، سرگيجه، اسهال، تهوع، استفراغ و لرزش بدن و عصبانيت و بي قراري است كه با مصرف مجدد اين آثار از بين مي رود و فرد دوباره احساس تعادل مي كند.
وابستگي رواني در حالتي به وجود مي آيد كه عليرغم اينكه معتاد از لحاظ جسمي هيچ نيازي به ماده مخدر ندارد اما دائماً نياز شديدي براي مصرف مواد مخدر احساس مي كند، كه ترك مواد مخدر به همين دليل سخت مي باشد.
خانواده هم در اعتياد فرزندان نقش مهمي دارد؛ مثلاً خانواده هاي فقير و بيكار از لحاظ مالي سطح پاييني دارند، آسيب پذيري بيشتري دارند و روي به فروش مواد مخدر مي آورند و در نتيجه خود نيز معتاد مي شوند.
از طرفي والديني كه خود معتاد هستند، الگوهاي نامناسبي براي بچه ها به شمار مي آيند و در اكثر موارد بچه ها نيز معتاد شده اند. نكته اساسي در درمان اعتياد اين است كه درمان اعتياد كاري بسيار پيچيده و مشكل است، شيوه هاي درماني به صورت دارو مثل متادون است و ديگري استفاده از شيوه روان درماني است. با آموزش دادن افراد از طريق كلاسهاي آموزشي و يا برنامه هاي صدا و سيما مي توان از اين معضل جلوگيري كرد.
 

 

  «مشاوره خانواده»
مشكلات نوجوان در دوره بلوغ:

در خانواده مشكلاتي وجود دارد كه عمده ترين مشكل خانواده بحث بلوغ نوجوانان است. در دخترها 12 و 13 سالگي و پسرها 15-14 سالگي است كه با يك سري تغيير و تحول در نوجوانان همراه است كه مشكلاتي را براي خود او و خانواده به همراه دارد.
اين تغيير و تحول باعث مي شود كه تعادل بدني نوجوان بهم بخورد؛ مثل ايجاد جوش، بزرگ شدن دستها، بزرگ شدن بيني و ... اما تغييراتي هم در فكر و روح نوجوان به وجود مي آيد، او ديگر كودك نيست و بزرگ شده و از لحاظ فكري تحول يافته است.
بنابراين فرد مي تواند تفكر كند و دوره نوجواني از لحاظ فكري، شروع دوره تفكر انتزاعي يا عمليات منطق صوري است. فرد در دين و مذهب تحول مي يابد و بر اساس تفكر و برهان عقلي، مي خواهد همه چيز را بپذيرد و مسائل مذهبي را بررسي كند. همچنين نوع پاسخي كه به وي مي دهند،‌ در بررسي و حل مسائل به او كمك مي كند و به شخصيت او شكل مي دهد.
در دوره نوجواني محيطهاي مختلف براي نوجوان مسائل خاصي را به همراه دارد، ‌در محيطهاي باز، يك سري مسائل به وجود مي آيد و در محيطهاي بسته يك سري مشكلات مطرح مي شود. بنابراين چون در اين دوره نوجوان مي خواهد به استقلال برسد اگر فشار زياد باشد، يك جور مشكل پيش مي آيد و اگر آزادي بيش از حد باشد، ‌يك نوع مشكل ديگر به وجود مي آورد.
يكي ديگر از مشكلات خانواده در اين دوره اين است كه والدين در مورد مشكلات اين دوره و خصوصيات اين دوره با فرزندان گفتگو نمي كنند و مواردي كه پيش مي آيد را براي آنها توضيح نمي دهند، بنابراين با آنان دچار مشكل مي شوند.
 

 


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 13:42 موضوع محبت و خانواده | لینک ثابت


خانواده

خانواده

 

 

عدالت ورزي
عايشه مي گويد : شيوه رسول گرامي چنان بود كه هر گاه مي خواست به سفر رود ، ميان همسرانش قرعه مي زد و نام هر كسي كه در مي آمد ، او را با خويش به سفر مي برد1 .
مردي كه دو همسر داشته باشد و ميانشان به عدالت رفتار نكند ، روز رستاخيز در حالي مي آيد كه دستانش را بسته اند و نيمي از پيكرش كج [ و فلج ] است ؛ تا او را در دوزخ افكنند2 .
1 . سنن دارمي 2/21 ؛ صحيح بخاري 3/135 ؛ صحيح مسلم 8/113 .
2 . بحارالانوار 7/214 ؛ ثواب الاعمال /238 ؛ وسائل الشيعه 21/342 .
كتك نزدن همسر
هر مردي كه همسرش را بيش از سه بار كتك بزند ، آفريدگار در روز رستاخيز او را چنان رسوا مي كند كه مردمان نخستين و واپسين بدو بنگرند1 [ و آبرويش نزد همگان بريزيد ] .
آيا كسي از شما همسرش را كتك مي زند و بعد [ از مدت كوتاهي ] او را در آغوش مي كشد ؟!2
از مردي در شگفتم كه همسرش را مي زند ، در حالي كه او [ به خاطر اين رفتار ناشايست ] به كتك خوردن سزاوارتر است3 .
هر مردي كه به همسرش سيلي زند ، آفريدگار بلند پايه [ در روز رستاخيز ] به كليددار دوزخ فرمان مي دهد كه هفتاد سيلي داغ از آتش جهنم به او بزند4 .
همسرانتان را با چوب كتك نزنيد كه قصاص دارد5 .
1 . عوالي اللئالي 1/254 .
2 . اصولي كافي 5/509 ؛ وسائل الشعيه ( چ اسلاميه ) 14/19 .
3 . بحارالانوار 100/249 ؛ مستدرك الوسائل 14/250 .
4 . مستدرك الوسائل 14/250 .
5 . مستدرك سفينه البحار 10/47 .
رعايت عفاف
حضرت ، براي پاسداري از كانون گرم خانواده ، سخن گفتن مردان با زنان و دوشيزگان بيگانه را ، بدون آن كه ضرورتي در كار باشد ، ناپسند مي شمرد .
مردي كه با زني نامحرم شوخي كند ، پروردگار [ در رستاخيز ] به خاطر هر واژه هزار سال زنداني اش مي كند !1
بدانيد كه هيچ مردي با زن نامحرم خلوت نمي كند ، جز آن كه سومين نفر آن جمع شيطان است .
به مردان توصيه مي كرد : پاكدامن باشيد تا زنان شما پاكدامن باشند2 .
1 . وسائل الشيعه ( چ اسلاميه )14/143 .
2 . جامع الصغير 2/156 ؛ كنزالعمال 5/317 ؛ معجم الاوسط 6/241 ؛ مجمع الزوائد 8/81 .

تأمين اقتصادي
ملعون است معلون ، كسي است كه افراد تحت سرپرستي خود را رها سازد . بزرگترين گناه در نظر خداوند آن است كه مردي افراد تحت سرپرستي خود را سرگردان گذارد1 .
مي فرمود : در بهشت مقامي است كه جز سه تن بدان نرسند : .. [ و يكي از آنها ] كسي است كه نانخورهايي دارد و صبور است .
امام علي ع پرسيد : صبوري اين صاحب خانوار يعني چه ؟
- اين كه بر افراد تحت سرپرستي اش به خاطر خرج هايي كه مي كنند منت نمي گذارد2 .
مي فرمود از ما نيست كسي كه خداوند به او وسعت اقتصادي داده ، اما او بر خانواده اش سخت مي گيرد .
درهمي كه براي خانواده ات خرج مي كني ، برايم محبوب تر است از ديناري كه در راه خدا خرج بكني .
1 . كنزالعمال 16/284 .
2. كنزالعمال 15/834 .

 

محمد


كار در خانه
به مردان مي فرمود : خدمتتان به همسرانتان ، صدقه به شمار مي آيد1 [ و پاداش دارد ] .
اي علي ! ... از من بشنو ؛ و من جز آنچه خدايم فرمان داده است نمي گويم :
هر مردي كه همسرش را در [ كار ] خانه كمك كند ، به تعداد موهاي اندامش يكسال عبادت برايش محسوب مي كنند ؛ سالي كه روزهايش روزه بوده و شب هايش را به پا خاسته باشد ... .
اي علي ! كسي كه در خدمت خانواده اش در منزل باشد و خودخواهي نورزد ، آفريدگار نامش را در ديوان شهيدان مي نگارد ... و براي هر قدمش ، يك حج و يك عمره پاداش مي دهد ... .
اي علي ! ساعتي را در خدمت همسر بودن ، برتر است از هزار سال پرستش ، و هزار حج و هزار عمره ، و آزاد كردن هزار برده , و شركت در هزار جهاد ، و عيادت هزار بيمار ، و حضور در هزار نماز جمعه ، و شركت در هزار تشييع جنازه ، و سير كردن هزار گرسنه ، ... ، و آزاد كردن هزار اسير ، ... . و چنين كسي چشم از جهان فرو نخواهد بست ، جز آن كه جايگاهش را در بهشت خواهد ديد ... .
اي علي ! خدمت به همسر ، كفارة گناهان بزرگ است و خشم پروردگار را فرو مي نشاند2 .
1 . كنزالعمال 16/408 .
2 . بحارالانوار 101/132 ؛ مستدرك الوسائل 13/148 .
پرداخت مهريه
مردي كه مهر همسرش را ندهد ، در نزد خداوند زناكار شمرده مي شود . در روز رستاخيز ، خداوند والا مي گويد : « بندة من ، كنيزم را به عهد خودم به عقدت درآوردم ، تو [ با نپرداختن مهريه ] به عهدم وفا نكردي و به كنيزم ستم كردي » پس ، از نيكي هاي مرد مي گيرند و به اندازة حق زن بدو مي دهند . اگر مرد نيكي نداشته باشد ، فرمان مي رسد او را به خاطر شكستن پيمان در دوزخ افكنيد1 .
كسي كه زني بگيرد و در انديشه اش قصد پرداخت مهريه نداشته باشد ، هنگام مرگ به سان زناكاران مي ميرد2 .
كسي كه به زني زيان رساند تا بدان جا كه زن گويد : « مهرم حلال ، جانم آزاد » ، پروردگار براي آن مرد به مجازاتي كمتر از آتش دوزخ راضي نخواهد شد3 .
1 . بحارالانوار 73/333 ؛ من لايحضره الفقيه 4/13 .
2 . جامع الصغير 1/455 ؛ العهود المحمديه /313 ؛ مجمع الزوائد 4/131 .
3 . بحارالانوار 76/365 ؛ مستدرك الوسائل 15/380 .

خانه ؛ چشمة آرامش
انس مي گويد : زنان مرا نزد رسول ص گرامي فرستادند تا بگويم :
اي فرستادة خدا ! مردان به بركت جهاد گوي سبقت را ربودند ؛ آيا كاري هست كه ما با آنجام آن پاداش كار جنگاوران راه خدا را دريابيم ؟
ايشان فرمودند : خانه داري شما ، [ همان ] يافتن پاداش جنگاوران راه خداست1 .
هر زني كه [ براي انجام كار خانه ] برخيزد و براي همسرش نان بپزد و گرماي آتش آزارش دهد ، آفريدگار آتش را بر او حرام كند .
مردي نزد پيامبر آمد و گفت : همسري دارم كه هرگاه وارد خانه مي شوم ، به پيشوازم مي آيد ؛ و چون بيرون مي آيم ، مرا بدرقه مي كند ؛ هر گاه غمگينم مي يابد ، به من گويد « از چه رنج مي بري ؟ اگر به خاطر درآمد است كه كسي جز تو [ = آفريدگار ] عهده دار آن است [ و تو تنها بايد تلاش كني ] ، و اگر به خاطر آن جهان است ، پروردگار بر اندوهت بيفزايد . »
حضرت فرمود : خداوند كارگزاراني دارد كه اين از آنهاست . او نيمي از پاداش شهيد را دارد2 .
1 . روضه الواعظين /376 ؛ مجمع الزوائد 4/304 ؛ مسند أبي يعلي 6/141 .
2 . مسكن الفؤاد /71 ؛ مستدرك ( حاكم ) 4/61 .
منزلت شوهر
در پايان نبرد احد ، به حمنه ، دختر جحش گفتند : برادرت كشته شد . گفت : خدايش بيامرزد . همة ما از خداييم و به سوي او باز مي گرديم .
گفتند : شوهرت كشته شد .
گفت : دريغا !
پيامبر ص با ديدن اين صحنه فرمود : مرد در دل زنش جايگاهي دارد كه چيزي با آن برابري نمي كند1 .
1 . بحارالانوار 101/73 ؛ عده الداعي /75 .
زنان برتر
بهترين زنان شما زن خوشبو [ براي شوهر ] است و زني كه آشپز خوبي باشد1 .
آيا شما را از زناني كه اهل بهشت اند آگاه كنم ؟ زن وفاداري كه فرزند بسيار آورد ؛ زود آشتي كند ؛ و همين كه بدي كرد [ به همسرش ] بگويد : دست من در دست توست [ و در اختيار توام ] ، چشم بر هم نمي گذارم مگر اين كه از من راضي شوي2 .
بهترين زنان شما كسي است كه مهريه اش كمتر است . زنان قريش برترين زنان اند ... [ زيرا ] به خردسالان خود مهربان اند و حقوق همسران خويش را رعايت مي كنند3 .
.
1 . اصول كافي 5/325 ؛ عوالي اللئالي 3/293 ؛ من لايحضره الفقيه 3/388 .
2 . سنن كبري 5/361 .
3 . صحيح بخاري 4/139 ؛ صحيح مسلم 7/182 ؛ مسند احمد 2/393 .
بدترين زنان
روزي فرمود : آيا شما را از بدترين زنان آگاه كنم ؟
گفتند : آري .
فرمود : او زني است در خاندان خويش خوار ، بر شوهر خود مسلط ، ... كينه توز است . از انجام هيچ كار زشتي فروگذار نيست . هر گاه شويش نيست ، خويش را مي آرايد . هر گاه همسرش هست ، به او تن در نمي دهد . از سخنش پيروي نمي كند و فرمانش را نمي برد . چون با او خلوت مي كند ، همانند اسب چموشي كه مانع سوار شدن مي شود ، به وي تن درنمي دهد ، پوزش همسرش را نمي پذيرد و گناهش را نمي بخشد1 .
همواره در نيايش خود مي گفت : [ خداوندگارا ! ] به تو پناه مي برم از زني كه پيش از پيري طبيعي مرا پير كند2 !
هر زني كه شوهرش را با زبانش بيازارد ، پروردگار نه انفاقش در راه خدا را مي پذيرد ، نه نماز مستحبي اش را و نه نيكي اش را ، تا شوهرش را خرسند كند ؛ و حتي اگر آن زن روزها را روزه گيرد ، و شب ها [ براي نماز ] به پا خيزد ، و برده ها آزاد كند ، ... [ باز هم ] نخستين كسي خواهد بود كه وارد دوزخ مي شود3 .
بدترين زنان شما ، زني است كم حيا ، ترشرو ، زبان دراز و بددهن4 .
بدترين زنان شما ، زني است كثيف ، لجوج و سركش5 .
هر زني كه به ناحق از همسرش قهر كند ، در رستاخيز با فرعون و هامان در ژرفاي دوزخ به سر خواهد برد ، مگر آن كه توبه كند و برگردد6 .
هر گاه زني به شوهرش بگويد : « از تو خيري نديدم » ، كارهاي نيكش نابود مي شود7 .
فتنه اي سخت را ديديد و تاب آورديد ؛ من از فتنه اي سخت تر بر شما بيم دارم كه از سوي زنان مي آيد ؛ هنگامي كه النگوي طلا به دست و پارچه هاي فاخر به بر كنند و [ شوهران ] توانگر خود را [ براي تهيه لوازم غيرضروري ] به زحمت افكنند و يا [ همسران ] بينوا را براي زحمت چيزي كه در دسترس [ توانشان ] نيست به زحمت افكنند8 .
به بانوان هشدار مي داد كه : واي بر زنان از دو چيز رنگين : طلا و جامة زيبا9 [ اي بس گران بها ] .
1 . اصول كافي 5/355 ؛ روضه الواعظين /374 ؛ مكارم الاخلاق 1/202 ؛ من لايحضره الفقيه 3/389 .
2 . اصول كافي 5/326 .
3 . بحارالانوار 73/334 ؛ ثواب الاعمال /284 .
4 . بحارالانوار 100 /240 .
5 . اصول كافي 5/326 .
6 . مكارم الاخلاق 1/202 .
7 . جامع الصغير 1/120 ؛ من لايحضره الفقيه 3/440 .
8 . جامع الصغير 1/163 .
9 . كنزالعمال 6/677 .
بهترين زنان شما زني است كه اگر خود يا همسرش خشمگين شوند ، به همسرش مي گويد : دستم در دست توست . چشمانم به خواب نمي روند مگر از من خرسند شوي2 .
هر زني كه شوهرش را در اين جهان آزار كند ، حورالعيني كه همسر آن مرد در آن جهان خواهد بود به آن زن مي گويد : خدايت بكشد ! او را اذيت نكن . او اينك نزد تو گروگان است . به زودي براي آمدن نزد ما از تو جدا مي شود3 .
مي فرمود : بهترين زنان ، زني است كه براي همسرش بهترين زن باشد .
زن كم خرج ، با بركت ترين زن است4 .
1 . مستدرك الوسائل 14/240 .
2 . بحارالانوار 100/239 ؛ مستدرك الوسائل 14/161 .
3 . مسند الشاميين 2/190 .
4 . مستدرك الوسائل 14/162 .
پاداش بزرگ !
زن هنگامي كه باردار مي شود ، تا زماني كه زايمان مي كند و تا هنگامي كه كودكش را از شير مي گيرد ، [ به خاطر رنج هايي كه مي كشد ] به سان مرزبان راه خداست ؛ پس اگر در اين فاصله چشم از جهان فرو پوشد ، پاداش شهيد را دارد


هر زني كه شوهرش را بر حج ، جهاد يا دانش پژوهي ياري كند ، پروردگار پاداشي را كه به همسر ايوب ع پيامبر داده است ، به وي خواهد داد2 .
1 . بحارالانوار 101/97 ؛ كنزالعمال 16/411 ؛ مجمع الزوائد 4/305 ؛ من لايحضره الفقيه 3/561 .
2 . مكارم الاخلاق 1/439 .


پي نوشت :
برگرفته از كتاب " نگين هستي " تاليف حسين سيدي


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 18:31 موضوع محبت و خانواده | لینک ثابت