تبليغاتX
گنجینه موفقیت
 

اسطوره اي براي تمام قرون ......

      یک انسان موفق                                                             

استفان ويليام هاوكينگ 64 ساله اينك به الگويي براي مردمان سياره ما تبديل شده تا نمونه اي افسانه اي از زيستن و اميد به زندگي را ترويج كند. استفاون هاوكينگ يكي از برجسته ترين و نام آور ترين رياضيدانان و كيهان شناسان معاصر ما است. نظريات بنيادي او در حوزه عالم بزرگ مقياس و فرايندهاي مربوط به آشفتگيهاي فضا زمان و پديده هاي اعجاب انگيزي همچون سياهچاله ها باعث شده تا نام وي در عرصه دانش معاصر و براي هميشه ماندگار شود. او اينك داراي درجه لوكسيان پرفسور رياضيات در دانشگاه كمبريج است و بد نيست بدانيد اين مقام ارشد رياضيات زماني در اختيار چهره هاي برجسته اي چون سر ايزاك نيوتون و پاول ديراك بوده است. تحقيقات وسيع هاوكينگ در خصوص سياهچاله ها باعث كشف پديده اي شگفت در حوزه فضا شده است كه با نام  تابش سياهچاله شناخته مي شود. اما جالب اينجا است كه در كنار چنين فعاليتهاي علمي بسيار جدي، اين دانشمند بلند آوازه معاصر گام هاي بلند و بزرگي را براي ترويج علم در جهان برداشته است. وي نويسنده پرفروش ترين كتاب علمي عامه پسند به نام تاريخچه مختصر زمان است كه به مدت 100 هفته توانسته بود در صدر پر فروش ترين كتابهاي عالم قرار گيرد. وي همچنين كتابهايي را براي كوكان نوشته و در برنامه هايي همانند، جهان استفاون هاوكينگ به تشريح مسايل پيچيده علمي به زباني ساده براي مردم پرداخته است. هر يك از اين فعاليتها به تنهايي كافي است كه نام انساني را در تاريخ جاودان كند اما هاوكينگ فراتر از اين افقها را فتح كرده است.                    

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مریم امینیان در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 17:29 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


مديريت‌ زمان‌، كليد طلايي‌ خوشبختي‌

 
مديريت‌ زمان‌، كليد طلايي‌ خوشبختي‌   

مديريت‌ زمان‌ در واقع‌ مديريت‌ زندگي‌ وتحت‌ كنترل‌ در آوردن‌ جريان‌ وقايع‌ است‌.موقعيت‌ امروز و فرداي‌ شما بستگي‌ به‌ نحوه‌ تفكرشما و استفاده‌ از وقتتان‌ دارد و برداشت‌ شما اززمان‌ نقش‌ مهمي‌ در انجام‌ كارها و موفقيت‌ هايتان‌خواهد داشت‌. زندگي‌ افراد موفق‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ همه‌ اين‌آدم‌ها يك‌ خصوصيت‌ مشترك‌ دارند يعني‌ همه‌بسيار منضبط هستند و نتيجه‌ كاري‌شان‌ در مدت‌زمان‌ معين‌، خيلي‌ بيشتر از افراد عادي‌ است‌ اين‌افراد هدفهاي‌ روشن‌ براي‌ انجام‌ كاهايشان‌ وبرنامه‌ زمان‌ بندي‌ شده‌ دقيقي‌ دارند كه‌ باعث‌مي‌شود هميشه‌ از وقت‌ خود به‌ بهترين‌ نحو ممكن‌استفاده‌ كنند. بنابراين‌ هميشه‌ مورد احترام‌ديگران‌ هستند و خانه‌ و زندگي‌ بهتر و خانواده‌خوشبخت‌تري‌ دارند.
چگونه‌ مي‌توانيم‌ از وقت‌ خود، بيشترين‌ بهره‌ راببريم‌؟

هر چه‌ هدف‌ها شفاف‌تر باشد، كارايي‌ شمادر رسيدن‌ به‌ آنها بيشتر مي‌شود.
روشن‌ بودن‌ هدف‌، هشتاد درصد از موفقيت‌ وخوشبختي‌ است‌ براي‌ اينكه‌ كارهاي‌ بيشتري‌ را درزمان‌ خيلي‌ كمتري‌ انجام‌ دهيد هدفهاي‌ خود رابنويسيد، داشتن‌ هدفهاي‌ مكتوب‌، تاثير بسيارخوبي‌ روي‌ قدرت‌ تفكر شما دارد، به‌ شما انگيزه‌كار و فعاليت‌ مي‌دهد، قدرت‌ خلاقيت‌ شما راتقويت‌ مي‌كند و هر چه‌ اين‌ هدفها بزرگتروروشن‌تر باشد براي‌ رسيدن‌ به‌ آنها مشتاق‌ترمي‌شويد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مریم امینیان در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:6 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


قوانين طلايي كنترل استرس





Reply with quote
قوانين طلايي كنترل استرس


 
محققان معتقدند برخلاف تصور عموم، كنترل استرس امري كاملاً ساده است. به شرط آنكه بتوانيد نظم و ترتيب را بر همه جنبه هاي زندگي خويش حاكم كنيد.

اما قبل از هر اقدامي بايد بپذيريد كه استرس و يا عادتهاي ناپسند در زندگي همه ما وجود دارد و بايد در جهت اصلاح يا تعديل آن بكوشيم.
در اينجا با چند روش عملي مديريت استرس آشنا مي شويد:
1- براي شروع بخاطر داشته باشيد كه كليد طلايي كنترل استرس در دست خودتان است. پس از خودتان شروع كنيد. هرگز از دنيا درخواست نكنيد تا به خاطر شما تغيير كند، بلكه شما براي بهتر شدن خود و دنيا تغيير كنيد.
2- هيجانات يكي از اصلي ترين مؤلفه هاي استرس هستند. هيجان كمتر بهترين مؤلفه براي كنترل استرس است.
3- سعي كنيد در هر موقعيتي بي تفاوت و خنثي باقي بمانيد. بدين معني كه در موقعيتهاي شادي آور فوق العاده هيجان زده نشويد و در موقعيت هاي ناراحت كننده فوق العاده غمگين نشويد. هر دو موقعيت را به عنوان قسمتي از زندگي و دو روي سكه بپذيريد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مریم امینیان در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 12:40 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


پنج استراتژی برای هوشمندانه کار کردن به جای زیاد کار کردن

پنج استراتژی برای هوشمندانه کار کردن به جای زیاد کار کردن
 
فکر می‌کنید چند دقیقه ازیک ساعت کاری به طورکامل تمرکز دارید؟ ممکن است این امر شما را متعجب کند که این زمان چقدر کم است. تحقیقات نشان داده است که بیشتر افراد می‌توانند بین ۵ تا ۱۰ برابر در هر ساعت کاری مولدتر باشند. اگر فکر می‌کنید که این گفته اغراق آمیز است می‌توانید این آزمایش ساده را انجام دهید.
بیشتر افراد این توصیه را شنیده‌اند که باید هوشمندانه‌تر کار کنند و نه زیادتر ولی تعداد کمی واقعا از این توصیه پیروی می‌کنند.
این روزها بیشتر صاحبان تجارت و مدیران اجرایی برای دستیابی به اهدافشان ساعت‌های طولانی مشغول کار هستند. اگر شما مجبور شوید ساعت‌های زیادی از یک روز عادی را برای تکمیل کارتان کارکنید سپس کار را اشتباه انجام می‌دهید! در اینجا ۵ استراتژی برای کمک به شما در هوشمندانه‌تر کار کردن به جای بیشتر کارکردن ارائه می‌شود:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مریم امینیان در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 16:54 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


ویژگی های انسان سالم

         

این ویژگی ها دیدگاه های روانشناسان مختلف در باره انسان سالم، کامل یا بالغ است که پاره ای از آن ها در من و شما کم و بیش وجود دارد که با کمی تلاش می توان آن ها را تقویت کرد و آنهایی که در ما نیست را می توان ایجاد نمود. کار مشکلی نیست فقط کمی سعی و تلاش می خواهد.

 

1- انسان سالم امکانات، خواسته ها، توانایی ها و اهداف و علائق خود را می شناسد.

2- انسان سالم در برابر وقایع و اتفاقات سخت زندگی احساس یأس و ناامیدی نمی کند.

3- انسان سالم از زندگی بیشتر احساس رضایت و خوشی می کند و کمتر گرفتار نارضایتی و ناخوشی می شود. به عبارتی دیگر انسان سالم قسمت پر لیوان را هم می بیند.

4- انسان سالم قادر به برقراری ارتباطات و مناسبات دوستانه و صمیمانه با دیگران است.

5- انسان سالم خود عهده دار زندگی خویشتن است.

6- انسان سالم خود و ديگران را دوست می دارد و از محبت كردن به آنها لذت می برد.

7- انسان سالم پی به ماهیت وجودی خود برده و بد و خوب خود را می شناسد و قبول دارد.

8- انسان سالم آشفتگی ها و ناراحتی های خود را به نحو قابل قبول و جامعه پسند آشکار می کند.

9- انسان سالم توانایی خود کنترلی خوبی دارد.

10- انسان سالم هم در تنهایی، هم در جمع احساس شادی و خوشی می کند

11- انسان سالم واقعیت ها را همانگونه که هست می پذیرد.

12- انسان سالم دیگران را تحقیر نمی کند و برای خود مزیتی قائل نمی شود.

13- انسان سالم اجازه نمی دهد تحت تسلط دیگران قرار گیرد و دیگران را هم تحت تسلط خود در نمی آورد.

14- انسان سالم از هر فرصتی برای شادی و دوری از نگرانی استفاده می کند به گونه ای که بذله گویی او موجب آزار و اذیت دیگران نمی شود.

15- انسان سالم اجازه تقویت به حالت هایی نظیر بدبینی، سوءظن، غرور، نخوت، رشک، حسد، خودخواهی و هیجان های منفی از این قبیل را در خود نمی دهد.

16- انسان سالم دیگران از دست و دل و زبان و پندار و کردارش در امان هستند.

ما چگونه هستیم؟


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 18:44 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


11 راهکار اصلی مدیریت زمان

 
راهکاراصل درمدیریت زمان

مفهومى که در مدیریت زمان همگان از آن غافل مانده اند این است که ما باید خود را اداره کنیم نه زمان را. زیرا در حقیقت زمان اداره ناشدنى است و در حال گذر است و این ما هستیم که باید از زمان به درستى استفاده کرده و از آن بهره ببریم. بنابر نظر برخى از علماى مدیریت، مدیریت زمان در واقع همان مدیریت بر خویشتن است و جالب است بدانید که مهارت هایى که ما براى اداره کردن دیگران نیاز داریم همان مهارت هایى است که براى اداره کردن خود به آن نیازمندیم و از آنها بهره مى بریم مانند توانایى هاى مدیریت و برنامه ریزى، رهبرى کنترل، مدیریت منابع و غیره.

شناخت درست و به موقع عواملى که وقت ما را هدر مى دهند بسیار مهم است چون بدین ترتیب راه درمان بیمارى اتلاف وقت را کوتاه خواهیم کرد. بد نیست اندکى با خود تأمل کرده و از خود بپرسیم که وقت روزانه ما صرف چه امورى مى شود؟

 راهکارهای اصلی مدیریت زمان

شما به طور قطع مقالات و کتب فراوانى را در رابطه با مدیریت زمان مطالعه کرده اید اما ما در اینجا با عنوان کردن ۱۱ کلید اصلى در مدیریت زمان سعى داریم که شما را بلافاصله به هدف نهایى خود که همان از دست ندادن زمان و مدیریت صحیح وقت است هدایت کنیم. پس با ما همراه شوید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مریم امینیان در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 17:19 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


نکات موفقیت برگرفته از.rejalisuccess.blogfa

 

شنونده فعالی باشید ....

وقتی یک نفر رو در رو برای شما صحبت می کند، یکی از بهترین روشها سوال کردن است. وقتی سوال می کنید نشان می دهدی که واقعا حواستان به صحبتهای اوست. حتی اگر همه چیز برایتان واضح و روشن است سوال را بکنید تا گوینده اطمینان خاطر بیابد که توجه شما جلب شده و دارید کاملا به حرفهای او گوش می کنید.
ولی آنچه مهم است، نحوه، کیفیت و تعداد این سوالهاست.
بهترین پرسشها، پرسشهایی هستند که حالت قیدی دارند و بیشتر بر مکان؛ زمان وضعیت تاکید می کنند. سوالات قیدی به گوینده دو چیز را نشان می دهند:
1- حواس شما کاملا جمع است. 2- حتی زمان و مکان برایتان اهمیت دارد.
درک این موضوع، گوینده را به گفتن بیشتر و بیشتر علاقمند می کند و با شور و حوصله بیشتری می گوید.
سوالاتی مثل: «کی»؟ «کجا» و ... سوالاتی عالی هستند و احساس خوبی را در گوینده نسبت به شما ایجاد می کند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مریم امینیان در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 10:13 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


آداب روزمره لازمه مدیریت حرفه ای زندگی

 آداب روزمره لازمه مدیریت حرفه ای زندگی

 

  سه کلمه جادویی : این سه کلمه جادویی را در روز چندين بار به کار گیرید :  

"لطفاً"   .  "متشکرم"    و   "ببخشید"

 

  دو کلمه شوم   : در زندگی خانوادگی ، شوم ترین کلمات این دو هستند :

 "مال من"  و  "مال تو"

 

  قسم :  هر چه بیشتر قسم بخوریم تا حرفمان را ثابت کنیم ، باور دیگران را نسبت به خود کاهش داده ایم

 

  در خانه : وقتی به خاطر رفتار متین تان در خارج از خانه مورد احترام قرار می گیرید ، این رفتار را در خانه هم حفظ کنید

 

   معامله نسیه : اگر مغازه یا فروشگاهی به شما اعتبار داده تا نسیه معامله کنید ، به این فکر کنید که ممکن است گذران آخر برج برای او هم ، همان اندازه سخت باشد که برای شما دشوار است

 

  اختلاف خانوادگی : پیش از ازدواج چشم ها را خوب باز کنید و پس از آن ، کمی روی هم بگذارید

 

  انگشت اشاره : انگشت اشاره در حقیقت برای این آفریده نشده که با آن افراد را نشان دهید .   گرچه نامش اشاره باشد

 

  برای جلب توجه گفته اند: انسان برای آن که حرف زدن بیاموزد ، به دو سال وقت نیاز دارد ولی برای آموختن سکوت ، پنجاه سال مهلت لازم است

 

  برای آن که در محلی توجه همراهانتان را جلب کنید ، صدای تان را بلند نکنید . اگر حرف های شما جالب باشد ، دیگران خود به گفته های شما توجه پیدا می کنند

 

  نگاه گویا : وقتی با شما حرف می زنند و یا شما با دیگری صحبت می کنید ، اگر نباید به چشمانش نگاه کنید ، دست کم به دهانش چشم بدوز

با تشکر از مطالب زیبای آقای مهدی طاهر نژاد      http://mmtpg.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 21:21 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


نگرش شما

این چه نیرویی است که در زندگی به ما تعیین تکلیف می کند که سراغ چه کاری برویم و یا سراغ چه کاری نرویم؟ این باورهای ماست که اینچنین اجازه ای را به ما می دهد. در فرهنگ کشور هائیتی، باور یک شخص نسبت به قدرت مرگبار پزشک جادوگر، واقعا ً می تواند باعث مرگ انسان شود. اما عامل واقعی در اینجا، نه خود پزشک جادوگر، بلکه عقیده ای است که به او داریم.

در زندگی شما ، آیا انتظارات منفی وجود دارد؟ این انتظارات چه تأثیری بر روی زندگیتان داشته است؟ قوی ترین باورهایی که تأثیر منفی بر روی زندگیتان گذاشته چه چیزهایی هستند؟

برای خود و دیگران چه انتظارات مثبت و جدیدی می توانید داشته باشید؟

 در بین گروهی از افراد سالیان زیادی این عقیده مرسوم بود که انان نمی تواند مسافت زیادی را به دوندگی بپردازند، چراکه به نظر می رسید این کار از لحاظ فیزیکی غیر ممکن است. اما " راجر جنیستر" فردی بود که این عقیده را محکوم کرد، چرا که او توانست چنین کاری را انجام دهد.

او چطور این کار را انجام داد؟

وی مرتبا ً در ذهن خود چنان موفقیت خود را مجسم می کرد که فرمان بی چون و چرایی را به سیستم عصبی خود داد و نتایج جسمانی خوبی را که با تصویر ذهنی اش همخوانی داشت به وجود آورد و دیگران نیز با پیروی از عقاید و روشهای او توانستند ظرف یکسال به این پیروزی برسند.

 اما شما برای رسیدن به موفقیت لازم است به چه موانعی غلبه کنید؟

چه چیزی را امروز غیر ممکن می دانید که اگر مطمئن بودی غیر ممکن نیست انجام داده و نه تنها زندگی خود، بلکه زندگی اطرافیان خود را نیز تغییر می دادید؟

 ۳۶۵گام تاموفقیت/آنتونی رابینز

*****

خیلی عالی میشه اگه چیزی رو که برای خودت غیرممکن تصور می کنی( احساس می کنی دستیابی بهش محاله) رو در ذهنت بیاری و حالا فکر کن اگر همین حالا بهت بگن که الان میتونی به اون خواسته ات برسی .( یعنی غیر ممکن ممکن میشه در ذهنت)..چکار می کنی؟ اون کارت چیه که از اینکه حتی طرفش هم بری وحشت داری و دائم می گی نه!! محاله!!! نمیشه!!!!



 

نوشته شده توسط مریم امینیان در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 0:15 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


قوانین جهانی موفقیت

قانون انگیزه:

هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی، خواسته های شما سرچشمه می گیرد.

پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه ها را مشخص كرد تا با یك برنامه ریزی اصولی به هدف رسید.

 

قانون انتظار:

اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در جهان پیرامونتان داشته باشید آن چیز به وقوع می پیوندد .

شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می كنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیانتان تأثیر می گذارد.

 

 قانون تمركز:

هر چیزی را كه روی آن تمركز كرده و به آن فكر كنید در زندگی واقعی، شكل گرفته و گسترش پیدا می كند.

بنابراین باید فكر خود را بر چیزهایی متمركز كنید كه واقعاً طالب آن هستید.

 

قانون عادت:

حداقل 95 درصد از كارهایی كه انجام می دهیم از روی عادت است. پس می توانیم عادت هایی را كه موفقیت مان را تضمین می كنند در خود پرورش دهیم؛

و تا هنگامی كه رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیك و غیر ارادی انجام نشود، تمرین و تكرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهیم.

 

 قانون انتخاب:

زندگی ما نتیجه انتخاب های ما تا این لحظه است.

چون همیشه در انتخاب افكار خود آزاد هستیم، كنترل كامل زندگی و تمامی آن چه برایمان اتفاق می افتد در دست خودمان است.

 

قانون تفکر مثبت:

برای رسیدن به موفقیت و شادی، تفكر مثبت امری ضروری است.

شیوه تفكر شما نشان دهنده ی ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.

 

 قانون تغییر:

تغییر ، غیر قابل اجتناب است و ما باید استاد تغییر باشیم نه قربانی آن.

 

قانون كنترل:

سلامتی ، شادی و عملكرد درست از طریق كنترل كامل افكار، اعمال و شرایط پیرامونمان به وجود می آید.

 

 قانون مسؤولیت:

هر چه و هر كجا كه هستید به خاطر آن است كه خودتان این طور خواسته اید.

مسوولیت كامل آن چه كه هستید ، آن چه كه به دست آورده اید و آن چه كه خواهید شد بر عهده خود شماست.

 

قانون پاداش:

عالم در نظم كامل به سر می برد و ما پاداش كامل اعمالمان را می گیریم.

همیشه از همان دست كه می دهیم از همان دست می گیریم.

اگر از عالم بیشتر دریافت می كنید به این دلیل است كه بیشتر می بخشید.

 

 قانون خدمت :

پاداش هایی را كه در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد.

هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران كار كنید و توانایی های خود را افزایش دهید، در عرصه های مختلف زندگی خود بیشتر پیشرفت می كنید.

 

قانون علت و معلول:

هر چه به دلیلی رخ می دهد.

برای هر علتی معلولی است و برای هر معلولی علت یا علت های به خصوصی وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید.

چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر كاری را كه بخواهید می توانید انجام دهید

به شرط آن كه تصمیم بگیرید كه دقیقاً چه می خواهید و سپس عمل كنید.

 

 قانون ذهن:

شما تبدیل به همان چیزی می شوید كه درباره آن بیشتر فكر می كنید.

پس همیشه درباره چیزهایی فكر كنید كه واقعاً طالب آن هستید.

 

قانون عینیت یافتن ذهنیات:

دنیای پیرامون شما تجلی فیزیكی دنیای درون شماست.

كار اصلی شما در زندگی این است كه زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق كنید.

زندگی ایده آل خود را با تمام جزییات آن مجسم كنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی كه در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا كند حفظ كنید.

 

 قانون رابطه مستقیم:

زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست.

بین طرز تفكر و احساسات درونی شما ، و عملكرد و تجارب بیرونی تان رابطه مستقیم وجود دارد.

روابط اجتماعی ، وضعیت جسمانی شرایط مالی و موفیت های شما بازتاب دنیای درونی شماست.

 

قانون باور:

هر چیزی را كه عمیقاً باور داشته باشید به واقعیت تبدیل می شود.

شما آن چه را كه می بینید باور نمی كنید بلكه آن چیزی را می بینید كه قبلاً به عنوان باور انتخاب كرده اید.

پس باید باورهای محدود كننده ای را كه مانع موفقیت شما هستند شناسایی كنید و آن ها را از بین ببرید.

 

 قانون ارزش ها:

نحوه عملكرد شما همیشه با زیر بنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است.

آن چه كه ارزش هایی را كه واقعاً به آن اعتقاد دارید بیان می كند ، ادعاهای شما نیست ،

بلكه گفته ها، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.

 

قانون تأثیر تلاش:

همه امید ها، رویاها، هدف ها و آرمان های ما در گرو سخت كوشی است.

هر چه بیشتر تلاش كنیم، موفقیت بیشتری كسب خواهیم كرد.

 

 قانون آمادگی :

در هر حوزه ای موفق ترین افراد ، آن هایی هستند كه وقت بیشتری را صرف كسب آمادگی برای انجام كارها می كنند.

عملكرد خوب نتیجه آمادگی كامل است.

 

 

قانون حد توانایی :

شاید برای انجام همه كارها وقت كافی وجود نداشته باشد ولی همیشه برای انجام مهم ترین كارها وقت كافی هست.

هر چه بیشتر كار كنیم كارایی بیشتری پیدا می كنیم.

اما باید اموری را بر عهده بگیریم كه در حد توانمان باشد.

 

 قانون تصمیم:

مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است.

در زندگی هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می شود كه در موردی تصمیم روشنی گرفته باشیم.

 

قانون خلاقیت:

ذهن ما می تواند به هر چیزی كه باور داشته باشد دست یابد .

هر نوع پیشرفتی در زندگی با یك ایده آغاز می شود و چون توانایی ما در خلق ایده های جدید نامحدود است آینده نیز محدودیتی نخواهد داشت.

 

 قانون استقامت:

معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختی ها، شكست ها و ناامیدی هاست .

استقامت ویژگی اساسی موفقیت است .

اگر به اندازه كافی استقامت كنیم، طبیعتاً سرانجام موفق خواهیم شد.

 

قانون صداقت:

خوشبختی زمانی به سراغ ما می آید كه تصمیم بگیریم هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی كنیم.

همواره باید با آن بهترین بهترین ها كه در درونمان وجود دارد صادق باشیم.

 

 قانون انعطاف پذیری:

در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دست یابی به آن ها انعطاف پذیر باشید.

درعصر تحولات سریع و رقابت شدید، انعطاف پذیری از ضروریات است.

 

قانون خوشبختی:

كیفیت زندگی ما را احساسمان در هر لحظه تعیین می كند و احساس ما را تفسیر خودمان از وقایع پیرامونمان مشخص می سازد، نه خود وقایع.

هرگز برای این كه تجربه خوشی از دوران كودكی داشته باشید دیر نیست.

كافی است گذشته را مرور كنید و روشی را كه برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید.

 

 قانون تعجیل :

ما همواره دوست داریم كه هر چه زودتر به آرزوهایمان برسیم،

به همین دلیل است كه در تمام عرصه های زندگی بی قراریم.

 

قانون فرصت:

بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های زندگی مان به وجود می آید.

پس بزرگترین فرصت ها به احتمال زیاد همیشه در دسترس ماست.

 

 قانون خود شكوفائی:

شما می توانید هر چه را كه برای رسیدن به اهداف تعیین شده خود به آن نیاز دارید بیاموزید.

آن هایی كه می آموزند توانا هستند.

 

قانون بخشندگی :

هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش به دیگران خدمت كنید خیر و نیكی بیشتری به شما می رسد، آن هم از جاهایی كه اصلاً انتظار ندارید.

شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت خواهید شد كه احساس كنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید.

                      

                                برگرفته از کتاب " قوانین جهانی موفقیت " اثر : برایان تریسی


 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 8:42 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


زندگی برای ما

 

زندگی برای ما معنایی داره.....بسته به تعبیر ما

زندگی برای ما نقشه ای داره......بسته به انتخاب ما

زندگی برای ما پایانی داره.....بسته به تقدیر ما

زندگی برای ما رنگی داره........بسته به دید ما

زندگی برای ما مقصدی داره......بسته به عشق و اعتقاد ما



 

نوشته شده توسط مریم امینیان در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 14:30 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


قوی باش

تو میتونی

 

چنان قوی باش که هیچ عاملی ، آرامش فکر تو را بر هم نزند .

درباره سلامت، شادمانی و خوشبختی سخن بگو.

محاسن و مزایای دوستانت را به آنان گوشزد کن .

در هر چیز ، جنبه روشن آن را ببین .

همیشه درباره بهترین پیش آمدها فکر کن.

از موفقیت دیگران همان قدر خوشحال باش که از موفقیت خودت خوشنود می شودی.

به اشتباهات گذشته فکر مکن ، اما از آن ها درس بگیر.

شاد و بشاش باش و به دیگران لبخند بزن .

آن قدر بزرگ باش که نگران نشوی

آن قدر نجیب و موقر باش که خشمگین نشوی

و آن قدر شاد باش که اجازه ندهی مشکلی بروز کند


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 18:5 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


عبارات جادویی

 معجزه عبارات جادویی باور نکردنی است...

 

افکار و اندیشه های ما و عبارات یا کلماتی که بر زبان جاری می سازیم، از نیروی عظیمی برخوردارند. اگر بخواهیم در زندگی خود فرد موفقی باشیم و به نتایج مفیدی دست یابیم، باید الگوی تفکر و گفتارمان را تغییر داده و آنها را مثبت کنیم. آیا مایلید گفت و گوی درونی خود را به عبارات تاکیدی مثبت تغییر دهید؟ بد نیست بدانید هر موقع که فکری در سرتان است و هر زمانی که سخنی به زبان می آورید، در واقع به گفتن عبارانت تاکیدی مشغول هستید.


تکرار عبارات تاکیدی مثبت و یا منفی، نقطه آغاز است و راه را برای دگرگونی باز می کند، به عنوان مثال به ضمیر ناخودآگاهتان می گویید: «من مسئولیت پذیرم» یا «من از زندگی خسته شده ام».

وقتی عبارات تاکیدی را به کار می برید، در واقع به از بین بردن برخی چیزها از زندگی یا به آفرینش برخی چیزهای تازه در زندگی تان کمک می کنید؛

پس بهتر است عادت کنید این جملات و عبارات را به شیوه مثبت به کار ببرید، تا آنچه می آفرینید سلامتی، شادمانی، موفقیت و سعادتمندی باشد.

کلماتی که در عبارات تاکیدی به کار می روند نیز باید مثبت باشند. اگر بگوییم:« دیگر نمی خواهم مریض باشم»، ضمیر ناخودآگاه ما بیشتر کلمه مریض را می شنود که یک کلمه منفی است. آنچه که بهتر است بگوییم این است:« من به طور شگفت آوری احساس سلامتی می کنم» یا « من نور سلامتی و نشاط را می بینم که از من ساطع می شود».

ضمیر ناخودآگاه انسان خیلی روراست و بی پرده است. هیچ گونه تخلف و پیچیدگی ندارد و هر آنچه را که می شنود انجام می دهد. اگر چیزی در زندگی تان وجود دارد که آن را نمی خواهید، یکی از سریع ترین روش ها برای رها کردن آن این است که آن را با عشق و محبت متبرک ساخته و رهایش کنید و بگویید:« با دعای خیر برای تو رهایت می سازم و اجازه می دهم که بروی».این عبارت در مورد انسان ها، موقعیت ها و جنبه های مختلف زندگی بسیار موثر واقع می شود و حتی می توانید عادات ناپسند خود را با این عبارت تاکیدی ترک کنید.

وقتی برای اولین بار یک عبارت تاکیدی را به زبان می آورید، ممکن است حقیقی به نظر نرسد، ولی به خاطر داشته باشید، تکرار عبارات تاکیدی همانند کاشتن دانه های گیاه در زمین است. وقتی شما دانه ای را در زمین می کارید، روز بعد یک گیاه کامل نمی روید. باید زمان معینی سپری شود تا موقع رشد دانه برسد. همچنان که به گفتن عبارات تاکیدی ادامه می دهید و آماده می شوید تا آنچه را که نمی خواهید رها سازید، به تدریج می بینید که آن ها به حقیقت می پیوندند و راه های تازه ای پیش روی شما گشوده می شود. گاهی هم ممکن است اتفاق شگفت آوری روی دهد و یکی از دوستان شما از راه رسیده و بگوید:« آیا تا کنون این ها را امتحان کرده اید؟» و در این هنگام است که به مرحله بعدی موفقیت خود رهنمون می شوید و از امکانات موجود خود کمک می گیرید.

عبارت تاکیدی خود را همیشه به زمان حال بگویید. می توانید آن ها را به صورت آواز بخوانید تا بارها و بارها در ذهنتان تکرار شده و ملکه ذهنتان شوند. به خاطر داشته باشید که نمی توانید با عبارات تاکیدی خود، روی اعمال افراد دیگر تاثیر بگذارید. شما از قدرت ذهنی و معنوی دیگران آگاه نیستید و حق ندارید در فرآیند زندگی دیگران دخالت کنید؛ همانطوری که مطمئنا دوست ندارید با شما چنین کاری بکنند. پس بهتر است تنها به اصلاح خود بپردازید و برای دیگران فقط دعا کنید.

گفتن عبارات تاکیدی همانند سفارش غذا دادن به آشپزخانه کائنات است! وقتی به یک رستوران می روید و پیشخدمت می آید و دستور غذا را از شما می گیرد، شما وی را تا آشپزخانه دنبال نمی کنید تا ببینید آیا آشپز فهرست غذای شما را می بیند یا این که او چگونه غذا درست می کند. بلکه راحت روی صندلی تان می نشینید و پیش غذا و نوشیدنی و..... را میل کرده و یا با دوستانتان صحبت می کنید و مطمئن هستید به محض این که غذایتان آماده شد، آن را برایتان می آورند. وقتی سفارش خود را به آشپزخانه کائنات می دهیم نیز، بهتر است در آرامش کامل به زندگی خود ادامه دهیم و مطمئن باشیم که درخواست ما در حال آماده شدن است.

حال اگر غذایتان را بیاورند و مشاهده کنید که غذای سفارشی شما نیست، اگر اعتماد به نفس داشته باشید، آن را بر می گردانید و می گویید: « خیلی متشکرم، ولی این سفارش من نیست، آنچه من می خواهم این است...» بله ممکن است در سفارش دادن غذا دقت کافی نکرده باشیم و در این زمان فقط کافی است با دقت بیشتر و روشن تر از قبل سفارش دهیم.

یکی از شیوه هایی که موجب می شود فرآیند زندگی برایتان به طور مثبت جلوه کند، این است که حقایق و اعتقادات فردی خود را با صدای بلند بگویید. بیایید افکار و عقایدی را که شما را محدود می کند و از رسیدن به جنبه های مثبت زندگی باز می دارد، دور بریزید. عبارات تاکیدی زیر برای ایجاد تغییرات مثبت بسیار موثرند و وضعیت شما را سرو سامان می دهند:

  • هر آنچه را که باید بدانم، برایم آشکار می شود.
  • هر آنچه را که نیاز دارم، در زمان و مکان مناسب و به شیوه ای نیکو به نزدم می آید.
  • من سالم و تندرست و سرشار از انرژی هستم.
  • هر کجا باشم کامیاب و توانگرم.
  • مشتاقم که دگرگون شده و رشد کنم.
  • در جهان هم، همه چیز مخلوق خداوند می باشد و نیکوست.


جملات تاکیدی مورد نیاز خود را روی برگه های کوچک جداگانه ای بنویسید و حداقل به مدت 30 شب، آنها را هر شب مطالعه کنید. دیری نخواهید پایید که در خود نوعی تغییر و دگرگونی مثبت احساس می کنید و به خواسته های نیکوی خود دست می یابید.


                                                                         بر اساس اندیشه های " لوئیز هی "


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 18:2 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


سیزده نکته برای زندگی از گابریل گارسیا مارکز

1)      دوستت دارم ، نه به  خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

2)      هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشکهای تو نمی شود.

3)      اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

4)      دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

5)      بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

6)      هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

7)      تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر تمام دنیا هستی.

8)      هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

9)   شاید خدا خواسته است که بسیاری از افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این صورت وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.

10)   به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

11)  همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده است دوباره اعتماد نکنی.

12)  خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

13)   زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 18:7 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


روابط انسانی

روابط انسانى

روابط انسانى، مفهوم وسيعى دارد و هر نوع رابطه‏اى بين دو فرد، دو گروه، فرد و گروه، سازمان و فرد و ... را در بر مى‏گيرد. اين روابط، ممكن است به شكل‏هاى مختلفى مانند: روابط رسمى، غيررسمى، عمومى، خصوصى، كلامى، غير كلامى، عمودى، افقى و چند جانبه رخ دهد. در عين حال، امكان دارد رابطه در محيطها و موقعيت‏هاى خاص اجتماعى، فرهنگى، تجارى، بازرگانى، حكومتى و آموزشى برقرار شود. پس رابطه، بدون در نظر گرفتن مجرا، نوع و موقعيت آن، ارتباط، كنش و واكنشى است بين دو طرف كه يك طرف مى‏خواهد نياز يا پيامى را به طرف ديگر منتقل كند.

محبّت‏ها، تنفّرها، آشتى و قهرها، در محدوده رابطه انسانى قرار مى‏گيرند. گفتگوهاى صميمانه و همچنين درگيرى‏هاى لفظى نيز شكل‏هايى از اشكال رابطه انسانى‏اند كه در خانواده، كار و جامعه، بين افراد اتفاق مى‏افتد.

جنبه مهم ديگر اين روابط، درك قابليت‏هاى افراد و دادن مسئوليت به آنها بر اساس قابليت‏ها و استعدادها و شريك و سهيم كردن آنها در امور زندگى و جامعه است. در سايه اين پذيرش، افراد، احساس وجود و ارزش مى‏كنند، به زندگى و كار علاقه‏مند مى‏شوند، از بى‏تفاوتى‏هاى آنها كاسته مى‏شود و سرانجام، با روحيه‏اى تازه و قوى‏تر، به كار و زندگى مى‏پردازند.

با نگاهى به نيازهاى انسان، به اين نتيجه مى‏رسيم كه همه نيازهاى انسان، بدون وجود شخص يا اشخاص ديگرى كه با آنها رابطه برقرار مى‏كنيم، تأمين نمى‏شود. وقتى ما با فردى ازدواج مى‏كنيم، نيازهاى زيستى، ادامه نسل و امنيت ما تأمين مى‏شود. با ازدواج، مفهوم خانه شكل مى‏گيرد و به بيان قرآن كريم: با ازدواج و تشكيل خانواده، به سكون و آرامش مى‏رسيم با گرفتن دوست مى‏توانيم افكار، اعتقادات و نگرش‏هاى خود را با او در ميان بگذاريم. ما عواطف، احساسات، خوشى و اضطراب‏هاى خود را به دوستان و نزديكان خود منتقل مى‏كنيم. با گرفتن دوست يا همسر، كسانى را براى دوست داشتن پيدا مى‏كنيم و آنها نيز متقابلاً به ما علاقه‏مند مى‏شوند و ما را دوست مى‏دارند. ما از طريق شركت در جامعه و در بين افراد، خود را به آنها مى‏شناسانيم و آنها نيز ما را مى‏شناسند.

وقتى با ديگران هستيم و گروه يا جامعه‏اى را مى‏سازيم، هر يك از ما نقش و مسئوليتى را مى‏پذيريم. پذيرش نقش به عنوان عامل احترام، تشخّص، قدر و منزلت است. به همين دليل، هر چه، قدر و منزلت يك نفر بالاتر باشد، به او نقش و مسئوليت بزرگ‏ترى داده مى‏شود. بر اثر همين روابط، انسان‏ها شناخته مى‏شوند و اعتماد عمومى نسبت به آنها جلب مى‏شود و به آنها نقش و موقعيّت مناسب با توانايى‏ها داده مى‏شود. شغل‏ها، نقش‏ها و كارهايى كه به افراد سپرده مى‏شود، اگر مناسب با استعدادهاى آنها باشد، سبب شكوفايى استعدادهاى ديگر آنها نيز مى‏گردد. در حقيقت، شكوفايى استعدادها نيز به خاطر روابط انسانى و احترام به استعدادهاى افراد و نقش‏دهى و مسئوليت‏پذيرى معنا پيدا مى‏كند. بدين ترتيب، ملاحظه مى‏شود كه همه نيازهاى انسانى به وسيله روابط انسانى، قابل تأمين است.

روابط، موقعى انسانى است كه طرفين ارتباط، بتوانند فوايد لازم را از روابط خود ببرند. منظور از سودمندى، خير و فايده‏اى است كه از روابط انسان‏ها با يكديگر در راستاى ادامه حيات، به هر يك آنها مى‏رسد. حياط (زندگى) و اهداف آن، اساسى‏ترين موضوع تعيين‏كننده سود و زيان پديده‏ها از نظر انسان است. خداوند بزرگ در هنگام خلقت هر موجودى (از جمله انسان)، در وجود او عناصرى قرار داده است كه تكليف نيازهاى او را تعيين مى‏كند. براى ادامه حيات انسان، اين عناصر يا نيازها بايد تأمين شود. هر چيز كه مطابق فطرت انسان باشد و سبب ادامه حيات و رشد او شود، مفيد و سودمند است. بالعكس، هر چيزى كه برخلاف فطرت انسان باشد و مانعى براى ادامه حيات او به حساب آيد و جلوى رشد او را بگيرد، زيان‏آور است. روابطى كه منجر به تأمين نيازهاى جسمى، اجتماعى، و روانى و معنوى انسان شود، روابطى سودمندند و ادامه حيات را تسهيل مى‏كنند.

به هر حال، روابط انسانى، مجموعه‏اى از فعاليت‏ها و تعاملاتى است كه موجب تأمين نيازهاى افراد مى‏گردد و به عنوان يك نياز انسانى، بين انسان‏هايى كه با هم زندگى مى‏كنند، پديدار مى‏شود. در نتيجه برقرارى روابط انسانى، پس از تأمين نيازها، زمينه‏هاى پيدايش انگيزش، رشد، احساس سودمندى، رضايت، درك متقابل و اعتماد فراهم مى‏شود. اين نتايج، چرخه‏اى از نشانه‏هاى مثبت حيات را پديد مى‏آورند و هر يك در پيدايش حالات مثبت بعدى، مؤثر واقع مى‏شوند.

اگر تاكنون پذيرفته باشيم كه سرچشمه رفتارهاى انسان، تأمين نيازهاى اوست، پس بايد قبول كنيم كه تفاوت‏هاى افراد، پايه تفاوت در نيازهاى آنهاست. اگر انسان‏ها به خاطر تأمين نيازهاى خود، مجبور به برقرارى روابط باشند، پس موقعى روابط پاياتر خواهد بود كه با اين تفاوت‏ها بيشتر سازگار باشد. يكى از مشكلات مهم بعضى از انسان‏ها در ايجاد ارتباط، اين است كه خود را محور و معيار ارزشيابى امور به حساب مى‏آورند و به همين دليل، سعى مى‏كنند همه افراد را وادار به همشكل‏سازى با نيازها، خواسته‏ها و معيارهاى خود كنند. اين كار، نه تنها موجب برقرارى روابط نمى‏شود، بلكه  سبب احساس دورى و جدايى نيز مى‏گردد.

اساس برقرارى روابط انسانى، بروز رفتارهايى است كه مورد توجّه و علاقه طرف مقابل قرار گيرد و او آن رفتارها را در راستاى تأمين نيازهاى خود بداند. به همين دليل، درك و پذيرش تفاوت‏هاى فردى و حتّى آنچه با خواست‏ها و نيازهاى ما الزاماً يگانه نيست، زيربناى برقرارى روابط انسانى است.

نكته اصلى در ارتباط، داشتن زبان مشترك يا مجموعه‏اى از رفتارها، وسائل، مجارى ارتباط و ... است كه در نهايت مى‏توان از طريق آن، با ديگرى ارتباط برقرار كرد. ارتباط، دريچه اصلى برقرارى روابط انسانى است كه طى آن مى‏توانيم اهداف و مقاصد خود را به ديگران انتقال دهيم و در مقابل، اهداف و مقاصد ديگران را نيز درك كنيم. موضوع ارتباط، در زندگى انسان‏ها بسيار پر اهميت است و شايد، مؤثرترين بخش زندگى يك فرد همين باشد.

هر انسانى، اعم از خود يا ديگرى، دروازه ورود و خروج روابط انسانى است. ايده‏ها، فكرها و نظرها (كه به آنها محرّك يا پاسخ مى‏گوييم) معمولاً از وجود يك نفر برمى خيزد و به ارگانيزم شخص ديگر وارد مى‏شود. تا زمانى كه يك نفر، آمادگى لازم براى شنيدن سخنان شخص ديگرى را نداشته باشد، به سخنان او گوش نمى‏دهد. از طرف ديگر، تا كسى آمادگى اظهارنظر، دادن ايده و انتقال افكار خود را نداشته باشد، كسى نمى‏تواند او را به اجبار، وادار به سخن گفتن و برقرار كردن ارتباط كند.

اين مشكل ارتباطى، با شناختن خود و ديگرى تا حدودى قابل حل است. به زبان ساده، آن كه خود را نمى‏شناسد، نمى‏داند كه چه بايد به او بدهد و چه از او بخواهد، تا مقبول طبع او واقع شود. كسى كه نگرش‏ها و شخصيت، عواطف، جنبه‏هاى روانى، اجتماعى، ارزشى و فرهنگى و نوع رفتار خود را مى‏شناسد، حدود انتظارات و علايق خود را مشخص مى‏كند و مى‏داند كه از ديگران چه بخواهد و از آنها چه انتظاراتى داشته باشد. افرادى كه خود را مى‏شناسند، تا حدود زيادى بر خود، خواسته و رفتار خود مسلّط هستند. اين افراد، از توان كنترل بر خود، برخوردارند و مى‏توانند با محيط و ديگران، روابط مناسب برقرار كنند.

از جهت ديگر، يكى از اساسى‏ترين جنبه‏هاى برقرارى روابط انسانى، خود را به ديگران شناساندن است. تا كسى خود را و ويژگى‏هاى وجود خود را نشناسد، چگونه مى‏تواند خود را به ديگران معرفى كند. خودشناسى و خود گشودگى، اجازه مى‏دهد كه ما به وسيله شناختن ديگران، خود را نيز بهتر بشناسيم و هر چه‏قدر كه خود را بهتر بشناسيم، ديگران را نيز بهتر مى‏شناسيم و با خودشناسى مى‏توانيم يك رابطه سالم و قوى‏اى را رقم بزنيم.

براى اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به:

1 . روابط انسانى در مديريت آموزشى، دانيل ادوارد گريفيتس، ترجمه: خداداد بخشى، تهران: نشر محيا، 1378.

2 . روابط انسانى در آموزشگاه، سيدمحمد ميركمالى، تهران: نشر يسطرون، 1379.

3 . روابط انسانى در سازمان‏هاى آموزشى، غلامعلى سرمد، تهران: سمت، 1378.

4 . روان‏شناسى روابط انسانى (مهارت‏هاى مردمى)، رابرت بولتن، ترجمه: حميدرضا سهرابى، تهران: رشد، 1383.

5 . روابط انسانى، فرانسيس‏بود، ترجمه: محمدحسين سرورى، تهران: عباد، 137.

6 . رفتار و روابط در سازمان و مديريت، سيدمحمد ميركمالى، تهران: نشر يسطرون، 1383.


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 23:9 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


هنر زيستن و ارتباط صحيح

يكى از مشكلات بشر امروز، چگونه زيستن و ارتباط برقرار كردن با ديگران است. انسان در هر مرتبه و مقام كه باشد براى تكامل و ادامه حيات، نيازمند ديگران است. نگارنده بر آن است كه به بررسى مسائلى كه افراد اجتماع را درگير نموده، بپردازد و در پايان نيز چند راه‏حل، پيشنهاد شده است. گرچه «بسى گفتنى‏هاى ناگفته ماند»؛1 ولى «آب دريا را اگر نتوان كشيد/ پس به قدر تشنگى بايد چشيد».2

بسيارى از ما انسان‏ها زندگى و ارتباط با ديگران را نياموخته‏ايم و آنچه عمل مى‏كنيم را بهترين روش مى‏دانيم. مدام اخم مى‏كنيم و با خودمان درگير هستيم، تا چه رسد به ديگران. گويى از همه طلبكاريم.

بيشتر در چهره‏هايمان قحطى لبخند آمده و اگر با دقّت بنگريم، خواهيم ديد كه اطرافيانمان چه‏قدر فسرده و نااميدند و كافى است سفره دل را بگشايند تا چند اردوگاه را مهمان نمايند. كلمات و عباراتى كه از آنان شنيده مى‏شود: «نه، نمى‏شود؛ آخه، نمى‏توانم؛ شانس ندارم و ..». جداً كه ملال آورند و خسته كننده!

اگر كمى درست فكر كنيم متوجه مى‏شويم كه درست زندگى نمى‏كنيم. غم، ظاهر و باطنمان را گرفته است، در صورتى كه حضرت على(ع) مى‏فرمايد: «غم مؤمن، در دل اوست و شادى او در چهره‏اش»1 (تازه نه اين غم‏هايى كه غم نيست!). آن‏قدر بد مى‏انديشيم و گمان‏هاى برداريم كه دچار بدى‏هاى مكرّر مى‏شويم، حال آن‏كه خداوند در نزد گمان‏هاى بندگانش است2 و به قول شاعر: «بد آيد فال، چون باشى بدانديش»!

بيشتر ما وقت فراوانى صرف كرده‏ايم تا از افرادى كه به ما ظلم كرده‏اند كينه به دل بگيريم. گاهى سال‏هاى دراز، كينه را در د