تبليغاتX
گنجینه موفقیت
مهرورزی و موفقیت و معنویت

کوهنوردی می خواست بلندترین قله رو فتح کنه .

بالاخره بعد از سال ها ماجراجویی رو شروع کرد .

اما از اونجا که آوازه فتح قله رو فقط واسه خودش می خواست

تصمیم گرفت به تنهایی این کارو انجام بده .

او شروع به بالا رفتن از قله کرد ،

اما دیروقت بود و به جای چادر زدن به بالا رفتن ادامه داد

تا کم کم هوا تاریک شد ...

سیاهی بر کوه سایه افکنده بود و ماه وستاره ها توی سیاهی

شب گم شده بودند و کوهنورد نمی تونست جایی رو ببینه !

در حال بالا رفتن بود و فقط چند قدم تا قله مونده بود که

پاش لغزید و حس کرد که جاذبه زمین داره اونو

در خودش فرو می بره !!

همچنان در حال سقوط بود و در این مدت تمام وقایع

خوب و بد زندگیش پیش چشماش ظاهر شدند !

ناگهان درست در لحظه ای که مرگ رو به خودش نزدیک می دید ،

حس کرد طنابی که به دور کمرش بسته شده ،

اونو به شدت می کشه !

میان آسمان و زمین معلق بود و

فقط طناب بود که اونو نگه داشته بود

در آن سکوت هیچ راه دیگری نداشت جز اینکه

فریاد زد : خدایا کمکم کن ...

ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد : از من چه می خواهی ؟

- خدایا نجاتم بده !

- آیا یقین داری که می توانم تو را نجات دهم ؟

- بله باور دارم که می تونی !

- پس طنابی که به دور کمرت بسته شده قطع کن ... !!

لحظه ای در سکوت سپری شد و کوهنورد تصمیم گرفت با تمام

توانش طناب رو بچسبه !

فردای اون روز گروه نجات گزارش دادند که جسد یخ زده

کوهنوردی پیدا شده در حالی که از طنابی آویزان بوده

و دستهایش طناب رو محکم چسبیده بودند ،

فقط چند قدم بالاتر از سطح زمین ... !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 8:30  توسط آرزو کلاهچی | 

عاشقان عیدتان مبارک باد

 

قعطه ی گمشده ای از پر پرواز کم است یازده بار شمردیم ویکی باز کم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم  است

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد عطر نفس بقیه الله آمد با جلوه سجاد وابوالفضل وحسین

یک ماه وسه خورشید در این ماه آمد

گفتم خدایا مرا حیاتی بفرست/ طوفان زده ام راه نجاتی بفرست/ فرمود که با زمزمه یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد/دعا کبوتر عشق است که بال وپر دارد/بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا/زپشت پرده غیبت به ما نظر دارد

تا کی بگویم ای خدا این معز اولیاء/رسیده برلبم نفس/جانا بفریادم برس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 8:24  توسط آرزو کلاهچی | 

 

 میلاد دوازدهمین مهر ولایت امام عصر حضرت  مهدی (ع) بر همه مسلمانان و مشتاقان ظهور آن حضرت مبارک باد.

                                             

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:30  توسط مریم امینیان | 
 

 امشب ز كَرَم حق گُهرى داد به نرجس                                      وز برج ولايت قمرى داد به نرجس

  خوش باش كه حق بال و پرى داد به نرجس                               برخيز كه زيبا پسرى داد به نرجس

 

 بر منتظرين مژده بده منتظر آمد                                              از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد

 

 سپيده خواهد آمد                                                                 ياس نرگس خواهد آمد              

گر تکاني بدهيم بر دلمان                                                         مهدي صاحب زمان، خواهد آمد

 

 كاش مي‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسير کرد ولي افسوس ...

 

آقا جان! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند؟ حيف نيست ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد؟!

 

 به اميد روزي که متن تمام پيامك‌ها يک جمله باشد و آن: مهدي آمد.

 

 کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟

 

 تو خواهى آمد و ياس‏ها و نيلوفرهاى «سركش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل ياس‏هاى كبود خواهد بود.

 

 مهدي جان بيا و دنياى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دل‏هايى كه همواره در سرزمين نيمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مى‏كنند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:2  توسط مریم امینیان | 


در نيمه شعبان سال 255 هجري قمري تحولي شگرف در عالم خلقت روي داد


و آخرين نور،از انوار بلند مرتبگان عالم وجود،از عرش خدا بر فرش زمين فرود آمد


 تا اين کره خاکي را مهبط فرشتگان و محل عروج صالحان کند.


اين سفر عرشي،چهاردهمين سفري بود که با انجام آن سلسله سفرهاي اسماني به پايان رسيد


و اين بار طاووس بهشت با همه زيبايي ها و شکوهي که داشت از بام عرش الهي پر کشيد


و براي ماموريتي عظيم بر بام خانه آدميان نشست تا دامن زمين را جايگاه پرواز آنان سازد.


اين نور الهي

ه لحظه هاي تاريخ،انتظار او را مي کشيدند.


اي ذخيره الهي!


چه مقام رفيعي داري که پيامبر بزرگي چون موسي آن را از خدا طلب مي کند.


گويا او آگاهي يافت که چگونه زمين را به ذکر و نور خدا آباد مي کني


 و چگونه احکام الهي را در همه جاي آن جاري مي سازي


و قسط و عدل که آرزوي بر زمين مانده همه انسان هاي وارسته بوده است


را در سراسر زمين تحقق مي بخشي؛از اين رو درخواست کرد که اين توفيق عظيم نصيب او شود.


 


 لقب مشهور او مهدي و القاب ديگر او:


قائم           


            حجت          


                            منتظر               


                                               خلف صالح                   


                                                                  صاحب الزمان 


اما نام و کنيه او،نام و کنيه رسول خدا(ص) است.

اسم پيامبر(ص)،محمد و کنيه او ابولقاسم است و همين نام و کنيه براي حضرت مهدي(عج) است


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 16:55  توسط مریم امینیان | 

 

 

نشانی

خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار 
 آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت

 


نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می آرد
 پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی

 


رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور
 و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟
 

 

سایت آوای آزاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 17:20  توسط مریم امینیان | 

به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد
ولی به سختی میشه در قلب او جایی پیدا کرد.

 

به راحتی میشه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد
ولی به سختی میشه اشتباهات خود را پیدا کرد.

به راحتی میشه بدون فکر کردن حرف زد
ولی به سختی میشه زبان را کنترل کرد.

 

به راحتی میشه کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم
ولی به سختی میشه این رنجش را جبران کنیم.

 

به راحتی میشه کسی را بخشید
ولی به سختی میشه از کسی تقاضای بخشش کرد.

 

به راحتی میشه قانون را تصویب کرد
ولی به سختی میشه به آنها عمل کرد.

به راحتی میشه به رویاها فکر کرد
ولی به سختی میشه برای بدست آوردن یک رویا جنگید.

 

به راحتی میشه هر روز از زندگی لذت برد
ولی به سختی میشه به زندگی ارزش واقعی داد.

 

به راحتی میشه به کسی قول داد
ولی به سختی میشه به آن قول عمل کرد.

 

به راحتی میشه دوست داشتن را بر زبان آورد
ولی به سختی میشه آنرا نشان داد

به راحتی میشه اشتباه کرد
ولی به سختی میشه از آن اشتباه درس گرفت.

 

به راحتی میشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد
ولی به سختی میشه به آن معنا بخشید.

و در آخر:
به راحتی میشه این متن را خوند

ولی به سختی میشه به آن عمل کرد

www.shahramnasaj.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:11  توسط مریم امینیان | 

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
 یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
 ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
 همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم اید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ایینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
 تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
 نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
 

فریدون مشیری

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 23:57  توسط حمید رضا ابریشمی | 
 

           

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 7:4  توسط آرزو کلاهچی | 
 
چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده چرا كه ديروز ما
وقت نكرديم از او تشكر كنيم.

 
چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد چون امروز اطاعتش نكرديم.
 
چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم
 
چي مي شد ديگه هرگز شكو فا شدن گلي را نمي ديديم چرا كه وقتي خدا بارون فرستاده بود گله كرديم.
 
چي مي شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي كرد چرا كه ما از محبت ورزيدن به ديگران دريغ كرديم.
 
چي مي شد اگه خدا فردا كتاب مقدسش را از ما مي گرفت چرا كه امروز فرصت نكرديم آنرا بخوانيم.
 
چي مي شد اگه خدا در خا نه اش را مي بست چون ما در قلبهاي خود را بسته ايم.
 
چي مي شد اگه خدا امروز به حرفهايمان گوش نمي داد چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نكرديم.
 
چي مي شد اگه خدا خواسته هايمان را بي پاسخ مي گذاشت چون فراموشش كرديم.
 
و چي مي شد اگه........
و چي مي شه اگه ما از اين مطالب به سادگي بگذريم ؟
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 11:20  توسط حمید رضا ابریشمی | 

الماس ، حاصل فشار بیش از حد است.

فشار كمتر بلور و كمتر از آن زغال سنگ را پدید می آورد.

اگر باز هم فشار كم شود،حاصل چیزی جز سنگواره برگ ها یا زنگار ساده نخواهد بود.

فشار می تواند شما را به موجودی ارزشمند بدل كند.

موجودی شگفت انگیز ،كاملا زیبا و محكم

                                                                              مایا آنجلو

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 10:14  توسط آرزو کلاهچی | 

خود را همانطور که هستید بپذیرید

من استعدادها و توانایی های نامحدودی دارم.

تکامل فردی:هنر چگونه گذراندن زندگی روزمره است

زندگی بهتر:احساس بهتری از خود داشتن

سازگاری: احساس آمادگی برای هر شرایطی

مقصد شما:یک زندگی بهتر و کاملتر و دستیابی به موفقیت

بر گرفته از کتاب:چگونه به جایگاه مطلوبمان برسیم.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 10:56  توسط مریم امینیان | 

 عید مبعث را به تمامی مسلمانان و همچنین به تمامی دوستان عزیزم

        تبریک می گویم .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 16:9  توسط آرزو کلاهچی | 

                      

 

    مبعث مبارک

 

عید مبعث مبارک

 

 

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد             

                دل رميده ما را انيس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

                                                            بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

                                                            فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست

                                                            گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

طربسرای محبت کنون شود معمور

                                                             که طاق ابروی یار منش مهندس شد

لب از ترشح می پاک کن برای خدا

                                                             که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود

                                                        که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

چو زر عزیز وجودست شعر من آری

                                                             قبول دولتیان کیمیای این مس شد

خیال آب خضر بست و جام کیخسرو

                                                          به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

ز راه میکده یاران عنان بگردانید

                                                       چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد

                                               

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 8:41  توسط مریم امینیان | 

کوتاه ترين راه رسيدن به ثروت آن است که قابليت هايت را بشناسی و برآنها تکيه کنی.

کوتاه ترين راه برای جلوگيری از شکست احتمالی ، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته اند.

کوتاه ترين راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است.

کوتاه ترين راه بری اينکه نخواهی چيزی را به خاطر بسپاری ، نگفتن دروغ است.

کوتاه ترين راه برای رسيدن به آرزوها ، واقع بين بودن است.

کوتاه ترين راه برای غيبت نکردن آن است که عيوب خود را مثل عيب ديگران ، ببينی .

کوتاه ترين راه برای داشتن جسمی سالم ، اعتدال در خوردن است ، نه زياد و نه کم.

کوتاه ترين راه برای يافتن يک دوست ، توجه به علايق طرف مقابل است.

کوتاه ترين راه مبارزه با ترس ، روبه رو شدن با آن ترس است.

کوتاه ترين راه عشق ورزيدن ، نگاهی است خالص و بی ريا توام با عشق.

کوتاه ترين راه برای رهايی از افسردگی ، فکر کردن به چيزهای خوب است.

کوتاه ترين راه برای رسيدن به ثبات ، آن است که بر آن چه ايمان داری پافشاری کنی ، حتی اگر يک لشکر مخالف داشته باشی.

کوتاه ترين راه برای رسيدن به تکامل ، انتقاد پذيريی است.

کوتاه ترين راه برای دروغ نگفتن ، شجاع بودن است.

کوتاه ترين راه برای آينده نگری ، قناعت است.

کوتاه ترين راه برای حسرت نخوردن ، آن است که هميشه در حال زندگی کنی.

کوتاه ترين راه برای حل يک مساله ، فهميدن درست صورت مساله است.

کوتاه ترين راه برای رسيدن به آرامش ، آن است که کمتر به چيزهايی که نداری فکر کنی.

کوتاه ترين راه برای اثبات دوستی ات به يک دوست ، آن است که شنوده خوبی باشی.

کوتاه ترين راه برای فاش نساختن راز ديگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی.

کوتاه ترين راه برای تحقير نکردن ديگران اين است که فقط چند لحظه خودت را جای آنها قرار دهی.

کوتاه ترين راه برای رسيدن به قدرت واقعی ، تقويت هر چه بيشتر منطق است.

کوتاه ترين راه مقابله با دشمنان آن است که هرگز خونسردی ات را از دست ندهی.

کوتاه ترين راه غلبه بر مشکلات ، کوچک و ناچيز شمردن آنها است.

کوتاه ترين راه برای دانستن يک ارتباط سالم ، داشتن فکر و انديشه سالم و قلب پاک است.

 

برگفته از وبلاگ : زندگی بهتر

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 18:21  توسط حمید رضا ابریشمی | 

در شبان غم تنهايي خويش
عابد چشم سخنگوي توام
من در اين تاريكي
من در اين تيره شب جانفرسا
زائر ظلمت گيسوي توام
گيسوان تو پريشانتر از انديشه ي من
گيسوان تو شب بي پايان
جنگل عطرآلود
شكن گيسوي تو
موج درياي خيال
كاش با زورق انديشه شبي
از شط گيسوي مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر مي كردم
كاش بر اين شط مواج سياه
همه ي عمر سفر مي كردم...

آذر ، دي 1343
حميد مصدق


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 22:2  توسط حمید رضا ابریشمی | 
 يک شبي مجنون نمازش را شکست
                 بي وضو در کوچه ليلا نشست


عشق آن شب مست مستش کرده بود
                             فارغ از جام الستش کرده بود


سجده اي زد بر لب درگاه او
                             پر زليلا شد دل پر آه او


گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
                             بر صليب عشق دارم کرده اي


جام ليلا را به دستم داده اي
                             وندر اين بازي شکستم داده اي


نشتر عشقش به جانم مي زني
                              دردم از ليلاست آنم مي زني


خسته ام زين عشق، دل خونم مکن
                              من که مجنونم تو مجنونم مکن


مرد اين بازيچه ديگر نيستم
                              اين تو و ليلاي تو ... من نيستم


گفت: اي ديوانه ليلايت منم
                              در رگ پيدا و پنهانت منم


سال ها با جور ليلا ساختي
                              من کنارت بودم و نشناختي


عشق ليلا در دلت انداختم
                             صد قمار عشق يک جا باختم


کردمت آوارهء صحرا نشد
                             گفتم عاقل مي شوي اما نشد


سوختم در حسرت يک يا ربت
                             غير ليلا برنيامد از لبت


روز و شب او را صدا کردي ولي
                             ديدم امشب با مني گفتم بلي


مطمئن بودم به من سرميزني
                              در حريم خانه ام در ميزني


حال اين ليلا که خوارت کرده بود
                            درس عشقش بيقرارت کرده بود


              مرد راهش باش تا شاهت کنم
              صد چو ليلا کشته در راهت کنم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 21:57  توسط حمید رضا ابریشمی | 
 

بسیاری از انسان ها هستند که علائم حیاتی رانشان می دهند اما در اصل زنده نیستند،آنها مدت هاست که در سکون خود حبس شده اند،مدت هاست همه چیز رااز پشت شیشه تکرار می بینند،غافل از اینکه کافی است دستی به شیشه بکشندوغبار روزمرگی رااز آن پاک کنند،دیگر نه اثری از کدورت های گذشته باقی می ماندونه از تاریکی تکرار.آنگاه می بینندانرژی ونشاط همه جا موج می زند وازآسمان باران طراوت می بارد.کافی است ایمان بیاوریم که ساقی هرچه ریزداز لطف اوست،آن وقت درهر واقعه ای خیر آن را می بینیم.پس بیائید از هم اکنون زندگی فرشته ای داشته باشیم،در این صورت به هرجا قدم بگذاریم همه حیران آرامش درونی ونشاط ما می شوند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 21:51  توسط حمید رضا ابریشمی | 

 

روزی حضرت عیسی (ع) به جایی رسید که چند نفر دور هم جمع بودند.
آن ها حرف های زشتی به او زدند، اما حضرت عیسی برای آنها دعا کرد.به حرفهای بدشان اهمیتی نداد و با خوشرویی و مهربانی با آنها رفتار کرد.
یک نفر از همراهان حضرت عیسی(ع) پرسید:<< ای پیغمبر خدا! آنها به تو بد و بیراه می گویند، اما تو برایشان دعا می کنی و با آنها رفتاری محبت امیز داری!>>


حضرت عیسی(ع) گفت: << هرکس از چیزی که دارد، خرج می کند. چون سرمایه و دارایی آنها حرف بد بود، بد گفتند. من اما در وجود خودم جز خوبی و مهربانی جمع نکرده ام، این است که چیز دیگری نداشتم تا به آنها بدهم.>>

                                                                                    

 

 

http://www.omidvary4us.blogfa

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 7:42  توسط مریم امینیان | 

بزرگترین هنر من

هنر من و بزرگترین هنر من: فن زیستن در خویش. همین بود که مرا تا حال زنده داشت. همین بود که مرا از اینهمه دیگرها و دیگران بیهوده مصون می داشت.

 هر گاه با دیگران بودم خود را تنها می دیدم. تنها با خودم، تنها نبودم اما، اما اکنون نمی دانم این "خودم" کیست؟ کدام است؟

هر گاه تنها می شوم گروهی خود را در من می آویزند که منم و من با وحشت و پریشانی و بیگانگی در چهره هر یک خیره می شوم و خود را نمی شناسم! نمی دانم کدامم؟

می بینی که چه پریشانی ها در بکاربردن این این ضمیر اول شخص دارم، متکلم! نمی دانم بگویم از اینها من کدامم یا از اینها من کدام است؟ پس آنکه تردید می کند و در میان این "من" ها سراسیمه می گردد و می جوید کیست؟ من همان نیستم؟ اگر آری پس آنکه این من را نیز هم اکنون نشانم می دهد کیست؟

اوه که خسته شدم! باید رها کنم. رها میکنم اما چگونه می توانم تحمل کنم؟

تا کنون همه رنج تحمل دیگران را داشتم و اکنون تحمل خودم رنج آورتر شده است.

می بینی که چگونه از تنهایی نیز محروم شدم؟! 

« دکترعلی شریعتی »

( هبوط در کویر ) 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 20:12  توسط مریم امینیان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دوستان مهربان سلام.
وبلاگی طراحی نموده ام که مطالب آن درباره موفقیت و مهرورزی و معنویت است این وبلاگ را تقدیم می کنم به همه دوستان عزیزم که با نظرات ارزنده خود بنده را در ادامه کار یاری می دهند. دوستان مهربان امید است که با نظرات و پیشنهادات و راهنمایی ها ی ارزنده تان بنده را سر افراز نمایید.
این وبلاگ متعلق به شماست.
خدایا !
عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار.
خدایا !
به من قدرت تحمل عقیده مخالف را ارزانی کن .
خدابا !
چنان کن که پابان کار تو خشنود باشی و ما رستگار .


××دعای حضرت زهرا (س)××

برای همه امور مادی و معنوی

پروردگارا مرا به آنچه روزی فرموده‌ای قانع کن که از آن چه از نعمت‌هايت دارم راضی باشم و مرا با الطاف و محبت‌هايت پوشش بده و برای هميشه به من عافيت، دوری از امراض روحی و جسمی، عنايت فرما.

پروردگارا مرا ببخش و به من رحم فرما آن گاه که مرا از دنيا می‌بری.

پروردگارا در جستجوی آنچه برايم در نظر نگرفته‌ای سرگردان و عاجزم مفرما و آن چه را برايم خواسته‌ای به آسانی و سهولت در اختيارم قرار ده.

خدايا پاداش نيکو به پدر و مادرم مرحمت فرما و به هر کس که حقی بر گردن من دارد با او چنين کن.

پروردگارا مرا برای آنچه آفريده‌ای برای همان قرارم ده و به آنچه که خود متکفل انجام آن برايم شده‌ای، مشغولم مفرما.

خدايا مرا عذاب مفرما در حالی که من از تو طلب بخشش دارم و محرومم مفرما در حالی که از تو تقاضا و خواهش می‌کنم.

الهی مرا نزد خودم ذليل و بی‌مقدار قرار ده ولی مقام خودت را نزد من عظيم فرما و اطاعت خويش و انجام آن چه رضای تو در آن است و پرهيز از آنچه تو را به خشم می‌آورد را در همه امور به من الهام فرما.

ای مهربانترين مهربانان.



××خداوند را شاکرم ! که از طریق این وبلاگ مرا با دوستان نیک اندیش و مهربانی آشنا کرد.××





پیوندهای روزانه
گاه نوشته های خلوت تنهایی من
وبلاگ تخصصی دکتر علی شریعتی
قر آن حرفی برای تمام فصول
دنیا ی باور های مثبت
بسیار خواندنی.re-born (آقای راد)
گفتار های حکیمانه( آقای مهدیقلی)
درد و درمان( آقای مقدم پور)
دنيــــاي ان. ال. پی(N.L.P)
ازدواج موفق(نسرین خانم)
پندنامه ( آخرین)
قلم و اندیشه(وبلاگ همکار و دوست عزیزم)
آخر الزمان و مهدویت
طلبه ی طالب یار
پرنده کوچک خوشبختی
گوهر مهر
شکوفه یاس
چهارده معصوم (ع)
پايگاه حديثي شيعه
پيامبر (ص) در پايگاه حوزه
سيماي امين
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
آیا محبت کردن بهترین راه تربیت است؟
پیشرفت تحصیلی و خانواده
محبت در دین
محبت و خانواده
ازدواج
صمیمیت
سیره پیامبر
کودکان
الگوها و خانواده
عفاف
تبریک تسلیت مناسبت ها
اینو شنیدی؟
تصاویر بدون شرح
شعر
حکایت ها و داستان های زیبا
موفقیت و شادکامی
مناجات و گفتگو با خدا
دعا های قرآنی و احادیث
به نقل از وبلاگ..............
آبا می دانید که؟
سخنان زیبای بزرگان
ارتباط با دیگران
مدیریت زندگی
پیامک های زیبا
نویسندگان
مریم امینیان
آرزو کلاهچی
حمید رضا ابریشمی
پیوندها
آموزش زبان انگلیسی (وبلاگ همسرم)
سایت تبیان
خانواده سبز
فصلنامه علم موفقیت
فصلنامه هنر های زیستن
سلامت
آفتاب 360 درجه
برنامه نویسان علوم
آموزشی . درسی و مهرورزي (آقای محمودی)
شهاب مرادی
طلبه طالب یار
آخر الزمان و مهدویت
جهانی دیگر
راز های زندگی
جزیره موفقیت
آئین زندگی life style
کانون محبت شعر و ادب
دل نوشته های من(خانم صحرایی)
من بودم و خدای خودم (بنده ناتوان)
قطره های باران(دو خواهر مهربان)
خورشید وبلاگ آیدای مهربون
مجله حديث زندگي
هيج هدیه ای زیبا تر از گل نیست
باور هاي استوار
هميشه تا اوج
دعاي صبح
دكتر شريعتي
قلم و انديشه (وبلاگ زيباي همكار خوبم)
يادداشت هاي يك خبر نگار(كامران نجف زاده)
سايت كامران نجف زاده
دولت عشق(آرامش درون)
علوم باطني
قوانین طلایی مدیریت
زیباترین...
خدا هست
سایت آقای آرش آزادی
از ته دل (آقاي مدبر)
يادداشت هاي شخصي آقاي احمدي نژاد
مدیریت حرفه ای زندگی(آقاي مهدي طاهر نژاد)
الهام و جبران خلیل جبران
زبان انگليسي راهنمايي، دبيرستان و پيپيش‌(خانم اشرفیان نوید)
رابطه خودشناسی با سلامتی( آقای سلطانی)
سلام سلامت باشید(آقای رحیمی)
آذر یاز (آقای نجفی)
پیاله (حضور والا)
عطش حضور (خانم کلاهچی)
آسمون کویر(هبوط)
حاضر غایب (خانم اشرفیان نوید)
کشتی نجپيات
مروارید عرفان
بازديد آنلاين از مكان هاي زيارتي
رد پاي اشکهايم را بگير
اکسیر قلب
ثبت احوال( آقای فیاضی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


 

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ