تبليغاتX
گنجینه موفقیت
 

سال نو مبارک

                   

                                    سال پر از موفقیت را برایتان آرزو دارم .

 


 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 6:56 موضوع تبریک تسلیت مناسبت ها | لینک ثابت


هفت سین

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز می‏شد، در این روز ایرانیان برای شروع سال جدید  بر سر سفره هفت سین می نشینند و برای خود از خداوند  سال پر برکت توام با سلامتی را آرزو می کنند . در هفت سین

گلابآجیلشکلاتگل نرگسدیوان حافظ یا شاهنامه

      ((پیشاپیش سال توام با سلامتی وتندرستی رابرایتان آرزومندم ))


 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 7:18 موضوع تبریک تسلیت مناسبت ها | لینک ثابت


بهار به نقل از کلبه فرهنگی

 

بهار

فرصتی است برای اندیشیدن در باره

( مرگ و زندگی مجدد پس از مرگ )


درسی از قرآن :

سوره نحل آیه ۶۵ 

وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها

إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ  


و خدا از آسمان  باران را فرو فرستاد تا

 زمین را پس از مرگ زنده کرد .

البته در این کار نشانه قدرت و حکمت الهی

بر آنان که سخن حق را بشنوند پدیدار است .


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 0:25 موضوع به نقل از وبلاگ.............. | لینک ثابت


نگرش شما

این چه نیرویی است که در زندگی به ما تعیین تکلیف می کند که سراغ چه کاری برویم و یا سراغ چه کاری نرویم؟ این باورهای ماست که اینچنین اجازه ای را به ما می دهد. در فرهنگ کشور هائیتی، باور یک شخص نسبت به قدرت مرگبار پزشک جادوگر، واقعا ً می تواند باعث مرگ انسان شود. اما عامل واقعی در اینجا، نه خود پزشک جادوگر، بلکه عقیده ای است که به او داریم.

در زندگی شما ، آیا انتظارات منفی وجود دارد؟ این انتظارات چه تأثیری بر روی زندگیتان داشته است؟ قوی ترین باورهایی که تأثیر منفی بر روی زندگیتان گذاشته چه چیزهایی هستند؟

برای خود و دیگران چه انتظارات مثبت و جدیدی می توانید داشته باشید؟

 در بین گروهی از افراد سالیان زیادی این عقیده مرسوم بود که انان نمی تواند مسافت زیادی را به دوندگی بپردازند، چراکه به نظر می رسید این کار از لحاظ فیزیکی غیر ممکن است. اما " راجر جنیستر" فردی بود که این عقیده را محکوم کرد، چرا که او توانست چنین کاری را انجام دهد.

او چطور این کار را انجام داد؟

وی مرتبا ً در ذهن خود چنان موفقیت خود را مجسم می کرد که فرمان بی چون و چرایی را به سیستم عصبی خود داد و نتایج جسمانی خوبی را که با تصویر ذهنی اش همخوانی داشت به وجود آورد و دیگران نیز با پیروی از عقاید و روشهای او توانستند ظرف یکسال به این پیروزی برسند.

 اما شما برای رسیدن به موفقیت لازم است به چه موانعی غلبه کنید؟

چه چیزی را امروز غیر ممکن می دانید که اگر مطمئن بودی غیر ممکن نیست انجام داده و نه تنها زندگی خود، بلکه زندگی اطرافیان خود را نیز تغییر می دادید؟

 ۳۶۵گام تاموفقیت/آنتونی رابینز

*****

خیلی عالی میشه اگه چیزی رو که برای خودت غیرممکن تصور می کنی( احساس می کنی دستیابی بهش محاله) رو در ذهنت بیاری و حالا فکر کن اگر همین حالا بهت بگن که الان میتونی به اون خواسته ات برسی .( یعنی غیر ممکن ممکن میشه در ذهنت)..چکار می کنی؟ اون کارت چیه که از اینکه حتی طرفش هم بری وحشت داری و دائم می گی نه!! محاله!!! نمیشه!!!!



 

نوشته شده توسط مریم امینیان در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 0:15 موضوع موفقیت و شادکامی | لینک ثابت


آزادی

شعر آزادی از پل الوار

 

روي دفتر هاي مدرسه ام ،  روي نيمكت ام ، روي ماسه ، روي برف

 روي گل بوته ها ، روي خاطره هاي كودكي ام ، نام ترا مي نويسم

روي همه صفحه هاي خوانده شده  ،روي همه صفحه هاي سفيد

روي سنگ، روي خون

نام ترا مي نويسم

روي شگفتي شب ها ، روي نان سفيد روزها، روي فصول دلدادگي

روي درياچه سرخوش مهتاب  ، روي كشتزارها روي افق ، روي بالهاي پرندگان

روي هر نفس سپيده روي دريا ،  روي اسفنج ابرها  ، روي دانه هاي عرق طوفان

روي باران سنگين كسالت آور ،  روي چيزهاي براق ،  روي ناقوس رنگها

روي حقيقت ساده

نام ترا مي نويسم

روي چراغي كه روشن است ، روي چراغي كه خاموش  ، روي خانه هاي باز

 يافته ام

روي شعله هاي سرخ آتش  ، روي پناهگاه هاي ويران شده ،  روي ديوارهاي دلتنگي ام

روي درگاه خانه ها ، روي چيز هاي خودي ،  روي غيبت نا خواسته

روي تنهايي برهنه

نام ترا مي نويسم

روي همه بدن هاي موزون  ، روي پيشاني دوستانم  ، روي هر دستي كه دراز مي شود

نام ترا مي نويسم

آزادي

روي لبان در انتظار مانده  ،

روي گام هاي مرگ بر فراز سكوت

نام ترا مي نويسم

روي گذرگاه هاي بيداري ، روي راه هاي گشوده،  روي مكان هاي پر ازدحام

نام ترا مي نويسم

و با قدرت يك كلمه

زندگي ام را دوباره آغاز مي كنم

زاده شده ام ترا بشناسم

نام تورا بر زبان بياورم

آزادي

 


 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 16:34 موضوع شعر | لینک ثابت


بهشت / دوزخ

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر این دنیا را ترك كرده است و همچنان با دو حیوانش پیش رفت.

پیاده‌روی طولانی را طی کردند. آفتاب تندبود و آنها عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده، دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی با سنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود.

رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد:
- «روز به خیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟»
دروازه‌بان:
- «روز به خیر، اینجا بهشت است.»
- «چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم.»

دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت:
- «می‌توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می‌خواهد بنوشید.»
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
- واقعأ متأسفم. ورود حیوانات به بهشت ممنوع است.

مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد.

پس از اینكه مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود كه به یك جاده خاكی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز كشیده بود و صورتش را با كلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.

مسافر گفت:
- روز به خیر
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنه‌ایم.، من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره كرد و گفت:
- میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر كه می‌خواهید بنوشید.

مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند. مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت:
- هر وقت كه دوست داشتید، می‌توانید اینجا بیایید.
مسافر پرسید:
- فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند:
-باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما سوء استفاده نكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود!
- كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌كنند. چون تمام آنهایی كه حاضرند بهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا می‌مانند...

 

نقل از كتاب «شیطان و دوشیزه پریم»، پائولو كوئیلو

 


 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 16:28 موضوع حکایت ها و داستان های زیبا | لینک ثابت


تسلیت..

رحلت پیامبرگرامی اسلام حضرت محمد (ص) رابرتمامی مسلمانان تسلیت عرض می نمایم .


 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 17:30 موضوع تبریک تسلیت مناسبت ها | لینک ثابت


مشکلات و اعتراف به عجز

Fatemioun Groupهو العزيزFatemioun Group

با نام خالق زیباییها

 

حضرت ایوب به هنگام بیماری چنین به درگاه خدا دعا میکند:

 أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ(انبیا ۸۳) 

به من بیماری و رنج رسیده است و تو مهربان ترین مهربانانی!

حضرت یونس به هنگام گرفتاری در سیاهی ها چنین دعا میکند:

لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ(انبیا۸۷)

هیچ خدایی جز تو نیست تو منزه و پاکی من از ستمکارانم!

و حضرت زکریا در هنگام اندوه بی فرزندی با خدایش چنین میگوید:

رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ (انبیا ۸۹)

پروردگارم! مرا تنها وامگذار و تو بهترین وارثانی!

حضرت ایوب از خداوند شفای بیماریش را نمی خواهد بلکه میگوید تو

مهربانتر از من به من هستی و صلاحم را تو بهتر میدانی. حضرت یونس

از خدا نمی خواهد او را از سیاهی ها نجات بخشد بلکه با شجاعت

و تواضع اعتراف میکند که خداوند سبحان و پاک است و هر آنچه بر سرش

آمده نتیجهء اعمال اوست و بالاخره حضرت زکریا از خداوند فرزند

نمی خواهد بلکه با خشوع اعتراف میکند که بهترین وارثین تو هستی...

این مردان خدا به هنگام گرفتاری و مشکلات از خداوند درخواست

نمی کنند که آرزوها و خواسته هایشان را اجابت کند بلکه با شجاعت

و دانایی و ایمان راسخ درسهایی که در ورای آن مسایل بوده فرا میگرفتند

و به عجز و اشکال خود و بزرگی و بخشایندگی خداوند اعتراف میکردند و

دعاهایشان مورد اجابت خداوند قرار میگرفت...

باشد که ما هم به یاری خداوند درسهایی که این آیات میدهند بیاموزیم

و در زندگی بکار بریم!


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 17:42 موضوع دعا های قرآنی و احادیث | لینک ثابت


اربعین حسینی تسلیت باد

 

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

 

 

 


 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 7:1 موضوع تبریک تسلیت مناسبت ها | لینک ثابت


گل نرگس


 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 21:34 موضوع تصاویر بدون شرح | لینک ثابت


معرفی لوگو و تشکر

دوستان گرامی لوگوی گنجینه موفقیت توسط همکار گرامی  جناب آقای محمودی طراحی شده است که بدین وسیله از ایشان تشکر می شود.

 


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 17:19 موضوع تبریک تسلیت مناسبت ها | لینک ثابت


مناجات امروز

 

                     

تا تو را، فقط تو را بخوانم. تا تو ندای قلبم را پاسخ دهی.

و من یقین دارم به دوست داشتنت!!! کاش من هم چون تو، بتوانم دوستت بدارم خدایا!

خدایا نمی‌خواهم در پشت درهایی که به حکمت تو بسته می‌شوند بمانم. در پی درهایی هستم که به رحمت تو باز می‌شوند...

خدایا! جان جانان! مرا به حال خویش نگذار و هماره یادت را در قلب کوچکم جاودانی ساز تا با تو همیشه و هر زمانی و هر لحظه‌ای آرام گیرم و نجات یابم از طوفان‌های زندگی.

گرچه زمانه و مردمانش گاهی فراموش می‌کنند که برای چه زندگی می‌کنند!!!


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 15:59 موضوع | لینک ثابت


لوگو وبلاگ


 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 6:28 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط آرزو کلاهچی در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 22:37 موضوع | لینک ثابت


نمایه عمر ...... با تشکر از وبلاگ زیباترین

 طی شد اين عمر تو دانی به چه سان ؟

پوچ و بس تند چنان باد دمان

همه تقصير من است اين        

و خودم مي دانم

كه نكردم فكري،

كه تأمّل ننمودم روزي،

ساعتي يا آني

كه چه سان مي گذرد عمر گران؟

كودكي رفت به بازي،بفراغت،به نشاط

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات

همه گفتند:كنون تا بچه است بگذاريد بخندد شادان

كه پس از اين دگرش فرصت خنديدن نيست،


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مریم امینیان در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 10:14 موضوع حکایت ها و داستان های زیبا | لینک ثابت


تبریک به همکار عزیزم

همکارگرامی سرکار خانم آرزو کلاهچی :

تولد یک سالگی وبلاگ زیبای قلم و اندیشه مبارک  باشد.


 

نوشته شده توسط مریم امینیان در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 9:28 موضوع تبریک تسلیت مناسبت ها | لینک ثابت